تأثیر رویکردهای ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران در تعامل با نظام بین الملل بر راهبردهای توسعه اقتصادی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به تحلیل تأثیرات متقابل و اغلب متعارض میان رویکردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال نظام بین الملل و اهداف برنامه های توسعه اقتصادی کشور می پردازد. این تحقیق بر این فرضیه استوار است که یک دوگانگی بنیادین میان اصول آرمان گرایانه و استقلال محور سیاست خارجی ایران (مبتنی بر نفی سلطه و حفظ استقلال سیاسی) و الزامات عمل گرایانه توسعه اقتصادی (نیازمند تعامل سازنده، جذب سرمایه و انتقال فناوری از اقتصاد جهانی) وجود دارد. با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بررسی اسنادی برنامه های توسعه پنج ساله پس از انقلاب، این نتیجه حاصل می شود که راهبردهای مبتنی بر تقابل و تنش در عرصه بین المللی، به طور مستقیم به شکل گیری و تشدید تحریم های اقتصادی گسترده منجر شده است. این تحریم ها به مثابه یک متغیر مداخله گر قدرتمند، با ایجاد محدودیت در دسترسی به منابع مالی، بازارهای صادراتی و تکنولوژی های پیشرفته، تحقق اهداف کلان برنامه های توسعه را به طور سیستماتیک با چالش مواجه ساخته و موجب ناکارآمدی بخشی از سیاست گذاری های اقتصادی شده است. در مقابل، گفتمان هایی نظیر «اقتصاد مقاومتی» به عنوان راهکاری برای کاهش این آسیب پذیری ارائه شده اند، اما خود این رویکرد نیز برای موفقیت کامل، نیازمند سطحی از تعاملات هوشمندانه بین المللی است. برآیند کلی، نشان دهنده یک ناهمسویی ساختاری میان اهداف عرصه سیاست و اقتصاد است که هزینه های فرصت قابل توجهی را بر فرآیند توسعه پایدار ایران تحمیل کرده است.