۱.
اقتصاد شهری پایدار به دنبال ایجاد تعادل بین رشد اقتصادی، عدالت اجتماعی و حفاظت از محیط زیست در شهرها است. این مفهوم بر استفاده بهینه از منابع، کاهش اثرات زیست محیطی و ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان تمرکز دارد. برایسون در برنامه ریزی شهری پایدار، چارچوبی استراتژیک ارائه می دهد که شامل تحلیل ذینفعان، تدوین چشم انداز مشترک و اجرای برنامه های عملیاتی است. این رویکرد بر مشارکت عمومی، مدیریت منابع محلی و تقویت زیرساخت های سبز تأکید دارد تا شهرها به عنوان موتورهای اقتصادی، ضمن حفظ پایداری زیست محیطی و اجتماع، عمل کنند. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی، از نظر روش جمع آوری داده ها، آمیخته (کمی-کیفی) و از نظر زمانی، مقطعی است و از نظر مکانی در ناحیه 5 منطقه 20 تهران (منطقه حرم عبدالعظیم شهرری) انجام شده است. در راستای مباحث مطرح شده، برنامه ریزی استراتژیک حرم عبدالعظیم حسنی (ع) طبق مراحل ده گانه مبتنی بر برنامه ریزی استراتژیک (مدل برایسون)، تهیه چارچوب تحلیلی برای فرآیند تصمیم گیری استراتژیک و مرجعی برای پایش (شهرداری منطقه 20) به عنوان خروجی مدل برایسون برای توسعه اقتصاد پایدار محدوده ارائه می دهد.
۲.
دیپلماسی اقتصادی به عنوان ابزاری کلیدی در تقویت همکاری های منطقه ای، نقش مهمی در کاهش تنش های سیاسی و توسعه پایدار در کشورهای حاشیه خلیج فارس ایفا می کند. این پژوهش با استفاده از روش ترکیبی (تحلیل اسنادی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 10 کارشناس از ایران، عربستان سعودی، و امارات) به بررسی ابزارهای دیپلماسی اقتصادی (مانند تجارت انرژی، سرمایه گذاری مشترک، و پروژه های زیرساختی)، موانع (شامل تنش های ژئوپلیتیکی، تحریم ها، و ناهماهنگی سیاست ها)، و راهکارهای پیشنهادی (مانند توافق نامه های تجاری و میانجی گری) پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که تجارت انرژی، با ایجاد وابستگی متقابل، مؤثرترین ابزار بوده، اما موانعی مانند رقابت ایران و عربستان و تحریم ها همکاری ها را محدود کرده اند. تحلیل با استفاده از نرم افزار MAXQDA و مدل نظریه پردازی زمینه ای استراوس و کوربین (1998) انجام شد. نتایج حاکی از آن است که راهکارهایی مانند پروژه های مشترک انرژی تجدیدپذیر و میانجی گری منطقه ای می توانند تنش ها را کاهش داده و تجارت را افزایش دهند. مدل مفهومی ارائه شده، روابط بین ابزارها، موانع، و راهکارها را به صورت منسجم نشان می دهد. این پژوهش به سیاست گذاران منطقه ای برای تدوین استراتژی های مؤثر کمک می کند تا ثبات و توسعه اقتصادی را در خلیج فارس تقویت کنند.
۳.
رشد شتابان فناوری های هوش مصنوعی، ضرورت بازاندیشی در روش های آموزشی و پژوهشی علوم جغرافیا را آشکار ساخته است. پژوهش حاضر با رویکرد ترکیبی (کمی–کیفی) و با هدف بررسی میزان استفاده، فرصت ها، چالش ها و سناریوهای بهره گیری از هوش مصنوعی توسط دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته جغرافیا انجام شد. در بخش کمی، جامعه آماری شامل ۱۸۰ نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری بود که با روش نمونه گیری تصادفی، ۱۲۵ پرسشنامه معتبر گردآوری و تحلیل گردید. نتایج نشان داد که ۶۷ درصد دانشجویان حداقل یک بار از نرم افزارهای هوش مصنوعی در فعالیت های آموزشی یا پژوهشی خود استفاده کرده اند؛ با این حال، میانگین کلی استفاده (۳٫۱ از ۵) بیانگر سطح متوسط بهره برداری است. بیشترین کاربرد در نگارش و ویرایش متون علمی (74%) و تحلیل داده های مکانی و سنجش از دور (59%) گزارش شد، در حالی که تنها ۲۸٪ از دانشجویان از قابلیت های مدل سازی محیطی بهره برده اند. آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین میزان استفاده و سطح تحصیلات رابطه معناداری وجود دارد (r, p<0.01=0.38). در بخش کیفی، داده های حاصل از ۱۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته تحلیل مضمون شدند. مهم ترین فرصت ها شامل تسریع پردازش کلان داده های مکانی، ارتقای خلاقیت پژوهشی، و تقویت مهارت حل مسئله شناسایی شد. در مقابل، چالش ها در سه محور اصلی نمایان گردید: کمبود مهارت های فنی و آموزشی، نگرانی های اخلاقی و سرقت علمی، و محدودیت های دسترسی ناشی از تحریم ها یا هزینه های بالا. تحلیل آینده پژوهانه نیز چهار سناریو را ترسیم کرد: «پذیرش گسترده و آموزش سازمان یافته»، «استفاده پراکنده و غیررسمی»، «مقاومت و محدودسازی نهادی» و «بومی سازی و توسعه نرم افزارهای داخلی». یافته ها حاکی از آن است که در صورت سرمایه گذاری هدفمند بر آموزش رسمی و بومی سازی ابزارهای هوش مصنوعی، می توان شاهد تحولی بنیادین در آموزش و پژوهش های جغرافیایی بود.
۴.
بنیان های فرهنگ ایرانی و تحولات آن، از ترکیب مؤلفه های زمان و جغرافیا به وجود آمده و در برابر تغییرات اساسی با طمأنینه و تاب آوری رفتار می کند. از این رو، نگارنده ی پژوهش در پی پاسخ به این سؤال بود که «چگونه، دوگانه ی جغرافیا و فرهنگ ایرانی بر شکل گیری یکی از ویژگی های فرهنگی خاص ایرانیان، یعنی تاب آوری در مواجهه با مخاطرات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و به ویژه تهاجم های خارجی تأثیرگذار بوده است؟» درون دادهای پژوهش به روش کتابخانه ای گردآوری شده و روش شناسی حاکم بر متن از ماهیتی توصیفی- تحلیلی برخوردار است. یافته های پژوهش، گویای این است که فرهنگ ایرانی به قدری دارای بُن مایه های نیرومند است که پیچیدگی رفتاری و مواجهه خاص مردمان آن با تغییرات و بحران ها، از رموز پایداری و تاب آوری آن بوده است. در نتیجه می توان گفت که بنا به تجربه تاریخی ایرانیان، در مواجهه با قدرت ها و بحران هایی نظیر تحولات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، تغییری بنیادی در ارکان اساسی جامعه ایران به وقوع نپیوست، مگر اینکه با مؤلفه های دو گانه مذکور در هماهنگی و تناسب قرار داشت؛ در مجموع اینکه، خردِ ایرانی، نیروی هاضمه فرهنگ ایرانی در مقابل سلطه مهاجمان خارجی، پیوست ناگسستنی جان ایرانی با خاک ایرانی و توانایی سازماندهی سیاسی فضا در اقلیمی با ویژگی های یگانه آبی، باعث شده تا ایرانیان در برابر مخاطرات محیطی، تحولات ژئوپلیتیکی و حتی بحران هایی از نوع بنیان افکن، با تکیه بر اندیشه تمدنی خود، رفتاری از جنس تاب آوری در ذیل خرد و وطن دوستی ایرانی داشته باشند.
۵.
تغییر اقلیم باعث تغییراتی در الگوهای بارش و دما و مقدار آنها می شود و این تغییرات می تواند عملکرد گیاهان را تحت تأثیر قرار دهد. کلزا یکی از محصولات استراتژیک جهان بوده که تحت تأثیر پدیده تغییر اقلیم قرار دارد. هدف این پژوهش شناسایی ویژگی های جغرافیایی جهت بررسی عملکرد محصولات کشاورزی با تاکید بر دانه های روغنی (کلزا) در سال های آتی در منطقه بستک بوده که با استفاده از داده های اقلیمی دوره 30 ساله (1987-2017) و مدل LARS-WG5 و با گردش عمومی جوHADCM3 تحت سناریو انتشار،B1 وA1 در دوره (2046-2017) در پنج ایستگاه هواشناسی(شهرستانهای بستک، لارستان، لامرد، پارسیان، بندر لنگه) انجام گرفت که با تعریف 8 سناریوی مختلف، تاریخ کاشت از 10مهرماه باتأخیرزمانی20روزه شبیه سازی شدند. به منظور پهنه بندی زراعی بوم شناختی اراضی کشاورزی منطقه بستک برای کشت کلزا، از سامانه اطلاعات جغرافیایی(GIS)) استفاده شد. لایه های رقومی عوامل محیطی در محیط نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیائی(GIS) استخراج گردید و پس از اختصاص وزن با استفاده از مدل AHP مختص به هر لایه، روی هم گذاری و تلفیق (درGIS) انجام گرفت. سپس پهنه بندی اراضی در سه طبقه بندی مستعد، متوسط و غیر مستعد انجام شد. نتایج بررسی نشان می دهد که حوضه مورد مطالعه جهت کشت کلزا وضعیت مناسبی دارد. با توجه به نیازهای اقلیمی و به ویژه حرارتی کلزا)درجه- روز( زمین مستعد برای کلزا توسعه می یابد. بدیهی است کلیه این مناطق در صورت وجود دیگر شرایط زیستی امکان کشت پیدا می کنند.
۶.
گردشگری رویداد-محور به عنوان شاخه ای نوین از گردشگری فرهنگی، ظرفیت های چشمگیری برای توسعه پایدار جوامع محلی، حفظ میراث ناملموس، و تقویت هویت فرهنگی دارد. در این چارچوب، آیین های بومی همچون مراسم پیرشالیار در منطقه اورامانات کردستان، نمونه ای برجسته از رویدادهای آیینی هستند که می توانند نقش محوری در جذب گردشگران، ایجاد درآمد محلی، بازنمایی هویت تاریخی ملی و تقویت پیوندهای اجتماعی ایفا کنند. این مقاله با هدف تحلیل ابعاد تأثیر مراسم پیرشالیار بر توسعه گردشگری رویداد-محور، به بررسی عناصر آیینی، زمینه های فرهنگی-تاریخی، نقش مشارکت مردمی و بازنمایی رسانه ای آن می پردازد. روش تحقیق آمیخته (کیفی-کمی) بوده و از داده های اسنادی و کتابخانه ای، مصاحبه های نیمه ساخت یافته با مسئولان و بازدیدکنندگان، و تحلیل محتوای منابع تصویری استفاده شده است. بخش کمی نیز برای ارزیابی الگوها و برآورد شاخص های برازندگی، با استفاده از نرم افزار آموس (AMOS) صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد که مراسم پیرشالیار با بهره گیری از بار نمادین غنی، ساختار آیینی منسجم، و پیوند عمیق با هویت منطقه ای، توانسته است به عنوان یک جاذبه فرهنگی قابل توجه در سطح ملی و بین المللی مطرح شود و هویت مکانی شهروندان و فضای موجود را تصویرسازی نماید. با این حال، چالش هایی نظیر اختلال در نظم سنتی مراسم و ضعف در زیرساخت های گردشگری و مدیریت رویداد، مانع بهره برداری کامل از ظرفیت های آن شده است. در نهایت، مقاله ضرورت اتخاذ یک رویکرد مدیریتی یکپارچه و مشارکتی برای حفظ اصالت آیین و توسعه زیرساخت های لازم برای گردشگری پایدار در این منطقه را برجسته می سازد.
۷.
این پژوهش به بررسی تأثیر مدیریت بهینه منابع آبی بر توسعه گردشگری جزیره کیش می پردازد و رابطه میان اجرای سیاست های مصرف بهینه آب، عملکرد زیرساخت ها و فناوری های مرتبط با تأمین و بازیافت آب با شاخص های توسعه گردشگری شامل کیفیت خدمات و رضایت گردشگران را تحلیل می کند. این مطالعه با رویکرد کمی و توصیفی-تحلیلی طراحی شد و داده ها از طریق پرسشنامه ای استاندارد از ۱۷۰ نفر شامل ۱۳۰ گردشگر و ۴۰ فعال بخش گردشگری جمع آوری شد. روایی ابزار از طریق نظر کارشناسان مدیریت منابع آب و گردشگری تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ مورد ارزیابی قرار گرفت. تحلیل ها نشان دادند که مدیریت بهینه منابع آبی رابطه ای مثبت و معنادار با توسعه گردشگری دارد و به طور مستقیم رضایت گردشگران را افزایش می دهد. نتایج حاکی از آن است که بهبود کیفیت تأمین آب، دسترسی مستمر و اجرای سیاست های صرفه جویی و بازیافت، تجربه گردشگران را ارتقا می دهد و می تواند نقش مؤثری در حفظ جذابیت مقصد و افزایش بازدیدهای مجدد داشته باشد. یافته های این پژوهش بر اهمیت نگاه یکپارچه و راهبردی به مدیریت منابع آب در جزایر کم آب و حساس اکولوژیکی تأکید می کنند و نشان می دهند که سرمایه گذاری در فناوری های نوین آب، سیاست های مدیریتی کارآمد و آموزش کارکنان، علاوه بر اثرات زیست محیطی، می تواند به ارتقای کیفیت خدمات و رضایت گردشگران و در نهایت توسعه پایدار گردشگری منجر شود. این نتایج می توانند راهنمای سیاست گذاران و مدیران گردشگری در برنامه ریزی و تصمیم گیری های استراتژیک برای حفظ منابع آب و توسعه گردشگری پایدار در جزیره کیش باشند.
۸.
دستیابی به توسعه پایدار در شهرها به عنوان یک چالش اساسی مطرح است که مورد توافق تمامی پژوهشگران و محققان شهری قرار دارد. با توجه به رشد سریع شهرنشینی و گسترش افقی شهرها، کمبود زمین و افزایش تقاضا برای مسکن، توجه به ابعاد زیست محیطی و کالبدی در طراحی مجتمع های مسکونی ضروری است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی شهر دوگنبدان، که به عنوان یک قطب صنعتی و مهاجرپذیر شناخته می شود، می پردازد. هدف اصلی این تحقیق ارائه مدلی جدید برای بهبود کیفیت ساخت مجتمع های مسکونی با تأکید بر مولفه های توسعه پایدار است. سوال کلیدی پژوهش این است که ابعاد و شاخص های توسعه پایدار چه ارتباطی با ارتقاء کیفیت ساخت مجتمع های مسکونی دارند. اطلاعات این پژوهش از طریق مطالعات اسنادی، مصاحبه ها و پیمایش ها جمع آوری شده و جامعه آماری شامل اعضای نظام مهندسی شهر دوگنبدان است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و PLS نشان می دهد که فرضیات تحقیق از روایی و پایایی مطلوب برخوردار بوده و اکثر آن ها تأیید شده اند. این نتایج بر اهمیت توجه به ابعاد محیطی و کالبدی در طراحی مجتمع های مسکونی تأکید می کند و می تواند راهگشای تحقق توسعه پایدار در شهر دوگنبدان باشد.
۹.
رسوب کربنات کلسیم القاشده توسط میکروارگانیسم ها به عنوان فناوری ای نوین و زیست سازگار، در سال های اخیر جایگاه مهمی در حوزه های زیست پالایی، کنترل ریزگردها، بیابان زدایی و مهندسی ژئوتکنیک یافته است. هدف این پژوهش، بررسی کارایی فرآیند MICP در بهسازی خاک های کویری و ارزیابی اثر لایه های بهسازی شده زیستی بر ظرفیت باربری نهایی و مود گسیختگی پی نواری بر روی خاک ماسه ای است. در این راستا، باکتری های اورئولیتیک از مرکز ملی ذخایر ژنتیکی ایران تهیه و سویه های منتخب با آزمون های بیوشیمیایی و مولکولی تأیید شدند. از این باکتری ها برای القای رسوب کربنات کلسیم و ایجاد لایه ای نازک در محیط شنی استفاده گردید. به منظور تحلیل رفتار مکانیکی، یک مدل فیزیکی شامل خاک ماسه ای با لایه زیستی طراحی شد و ظرفیت باربری تحت شرایط مختلف شامل نوع سویه و عمق لایه بررسی گردید. داده های تجربی با مدل سازی عددی در نرم افزار PLAXIS بر پایه تئوری المان محدود و معیار شکست کولمب–موهر تطبیق داده شدند و نتایج برای اعتبارسنجی با داده های میدانی مقایسه شد. یافته ها نشان داد لایه های زیستی ایجادشده توسط فناوری MICP انسجام و استحکام خاک شنی را تا سه برابر افزایش می دهند. بیشترین غلظت کربنات کلسیم، ۳۳.۷۸ گرم در لیتر، در شرایط بهینه با OD₆₀₀=2 و محلول سیمانی حاوی ۱ مولار کلرید کلسیم و ۱ مولار اوره به دست آمد که بالاترین مقدار گزارش شده در پژوهش های مشابه است. همچنین، Bacillus megaterium در مقایسه با Sporosarcina pasteurii عملکرد بهتری در بهبود پارامترهای مقاومت برشی داشته و ظرفیت باربری پی را تا ۵۰ درصد افزایش داده است. نتایج عددی با داده های تجربی کمتر از ۱۰ درصد انحراف داشتند.
۱۰.
بحران معنا در معماری معاصر ایران، حاصل گسست میان سنت اسطوره ای و کالبد مدرن است؛ گسستی که سبب شده فضاهای شهری از ریشه های فرهنگی و جهان بینی ایرانی فاصله بگیرند. در این میان، بازخوانی نقش اسطوره به عنوان زبان ناخودآگاه جمعی در شکل دهی به فضا، می تواند راهی برای بازیابی هویت و معنا در معماری شهری باشد. پژوهش حاضر با عنوان «از نماد تا کالبد: تأثیر اسطوره بر معماری و جغرافیای فرهنگی فضاهای شهری ایران معاصر» با هدف تبیین نسبت میان اسطوره، نماد و کالبد در دو میدان تاریخی تهران میدان مشق و میدان حسن آباد انجام شده است. روش تحقیق کیفی و تفسیری است که بر مبنای مشاهده میدانی، تحلیل اسنادی و خوانش تطبیقی لایه های چهارگانه ی اسطوره ای، نمادین، کالبدی و جغرافیای فرهنگی سامان یافته است. یافته ها نشان می دهد میدان مشق، بازتاب نظم عقلانی و اقتدارگرای مدرن است که در آن اسطوره ی صعود و فرمانروایی در قالب محور قدرت بازتولید شده، در حالی که میدان حسن آباد بیانگر نگرشی مردم محور و وحدت گراست که در آن کهن الگوی دایره و مرکز، هماهنگی و توازن کیهانی را القا می کند. تحلیل تطبیقی بر پایه ی نظریه های پدیدارشناسی و پسامدرن (هایدگر، باشلار، دریدا، اکو) آشکار ساخت که معنا در معماری معاصر نه در فرم صرف، بلکه در پیوند میان اسطوره، ادراک و تجربه ی زیسته شکل می گیرد. بر این اساس، نتیجه پژوهش تأکید می کند که تداوم اسطوره در کالبد شهر، هنگامی پایدار می ماند که فضا به عنوان متن فرهنگی چندلایه و تفسیرپذیر طراحی شود، نه صرفاً به عنوان ساختاری کالبدی و کارکردی.
۱۱.
هدف اصلی این نوشتار "بررسی عوامل موثر بر جایگاه ژئوپلیتیک ایران در شکل گیری تمدن نوین اسلامی" است. نمونه آماری تعداد 15 نفر از متخصصان و نخبگان در حوزه علم سیاست و ژئوپولتیک را در بر می گیرد. تحقیق به صورت کیفی با نمونه گیری به صورت هدفمند گلوله برفی انجام گردید. ابزار تحقیق نیز بر اساس مصاحبه عمیق انجام شد. جمع آوری داده ها به صورت دلفی صورت پذیرفت. یافته های این پژوهش نشان می دهد که عواملی همچون سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی می توانند در شکل گیری تمدن نوین اسلامی موثر باشند. نتیجه اینکه ایران به لحاظ سیاسی، اقتصادی و مذهبی نتوانسته در شکل گیری تمدن اسلامی نقش مهمی را ایفا نماید. درحالی که با بهره گیری از منابع ژئوپلیتیکی و جغرافیایی با چهار مولفه، اقتصادی با شش مولفه و فرهنگی با پنج مولفه؛ می تواند به عنوان یکی از کشورهای پیشتاز و طراز اول در شکل گیری تمدن نوین اسلامی، نقش آفرینی نماید.
۱۲.
کشورهای جهان قوانین و مقررات مختلفی را در ارتباط با پیشگیری و مبارزه با فساد و مدیریت تعارض منافع تصویب نموده اند در کشور ایران نیز قوانین زیادی در این خصوص به تصویب رسیده اما تا لحظه انجام این پژوهش به استثناء لایحه دولت که به تصویب نهایی مجلس نرسیده است، قانونی تحت عنوان مدیریت تعارض منافع موجود نبوده و لذا جستجو و استخراج مطالب مرتبط با تعارض منافع، از میان قوانین دیگر از جمله قانون اساسی، سیاست های کلی نظام، قوانین عادی، آئین نامه ها و سایر ضوابط و مقررات امکان پذیر است. نمونه آن اصل یکصد و چهل و یکم قانون اساسی در خصوص ممنوعیت دو شغله بودن مقامات و کارکنان دولت و بخش عمومی است که می توان آن را اقدامی در جهت مدیریت تعارض منافع به شمار آورد. منظور از تعارض منافع مورد اشاره، قرار گرفتن شخص در موقعیت بین انتخاب منافع اولیه (سازمانی) و منافع ثانویه (شخصی)است که تعداد زیادی از نویسندگان، آن را هسته اصلی و شاکله فساد دانسته اند، ضمن آنکه یافته های این پژوهش و همچنین اسناد و مدارک موجود نشان می دهد شهرداری ها و مدیریت شهری به دلیل منابع عظیم و قابل توجه در اختیار از شرایط مساعد تری برای قرار گرفتن در موقعیت تعارض منافع برخوردارند. خویشاوندگماری و خویشاون سالاری نیز، مهم ترین مصداق تعارض منافع در شهرداری ها می-باشد که با اصل عدالت و شایسته سالاری مورد اشاره در قانون اساسی و سیاست های کلی نظام و سایر قواعد حقوقی کشور در تعارض است.
۱۳.
هوش مصنوعی (AI) به عنوان یکی از فناوری های پیشرفته در عصر حاضر، تأثیرات عمیقی بر ابعاد مختلف جامعه، به ویژه در زمینه امنیت سایبری و حاکمیت دیجیتال، دارد. این تحقیق با هدف بررسی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی در ارتقای امنیت در اتحادیه اروپا، به تحلیل نقش این فناوری در تقویت حاکمیت دیجیتال و مقابله با تهدیدات سایبری پرداخته است. روش تحقیق به صورت کیفی و تحلیلی بوده و از طریق مطالعه اسنادی و تحلیل محتوای قوانین و گزارش های مربوط به هوش مصنوعی و امنیت سایبری اتحادیه اروپا انجام گرفت. یافته ها نشان می دهند که اتحادیه اروپا با چالش های متعددی در زمینه نظارت بر استفاده از هوش مصنوعی مواجه است که مهم ترین آن ها شامل سوگیری الگوریتمی، نگرانی های اخلاقی و عدم هماهنگی بین المللی در تنظیم مقررات هوش مصنوعی است. با این حال، این تحقیق همچنین نشان داد که هوش مصنوعی فرصت هایی قابل توجه برای تقویت امنیت سایبری و توسعه همکاری های بین المللی فراهم می آورد. بنابراین، تحلیل تعاملات بین المللی اتحادیه اروپا و کشورهای هم پیمان در زمینه امنیت سایبری و هوش مصنوعی و توسعه چارچوب های جهانی برای استفاده ایمن و اخلاقی از این فناوری پیشنهاد می گردد.
۱۴.
بحران سیاسی سوریه از سال ۲۰۱۱ یکی از پیچیده ترین بحران های منطقه ای معاصر به شمار می آید که در آن علاوه بر عوامل داخلی، بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای نیز بر اساس منافع و راهبردهای خود نقش آفرینی کرده اند. در میان این بازیگران، ایالات متحده آمریکا به عنوان یکی از مهم ترین قدرت های تأثیرگذار، مواضع و اقدامات متنوعی در قبال بحران سوریه اتخاذ کرده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر دخالت های آمریکا در این بحران و پیامدهای آن بر امنیت جمهوری اسلامی ایران در بازه زمانی ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۳ است. این پژوهش از نوع کاربردی و با روش توصیفی–تحلیلی انجام شده و ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ای بوده که میان ۳۵ نفر از خبرگان (به صورت تمام شمار) توزیع شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که آمریکا با اعمال فشارهای سیاسی و تحریم های اقتصادی علیه حکومت سوریه، حمایت نظامی و مالی از گروه های مخالف، و نیز تلاش برای افزایش امنیت رژیم صهیونیستی و تضعیف محور مقاومت، درصدد تغییر توازن قوا در منطقه برآمده است. از مهم ترین پیامدهای این مداخله می توان به کاهش عمق راهبردی ایران، محدودسازی نفوذ منطقه ای آن، و افزایش تهدیدات علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد. در مجموع، مداخله آمریکا در بحران سوریه نه تنها موجب تداوم بی ثباتی در این کشور شد، بلکه به چالشی جدی برای امنیت و منافع راهبردی ایران در خاورمیانه تبدیل گردید.
۱۵.
پاکستان از آن جهت که کشوری است مسلمان و بسیار فقیر و دارای اختلافات ریشه ای با هندوستان و ایدئولوژیک با ایران می باشد و صاحب ارتشی نیرومند با توان تسلیحات هسته ای بالاست از سویی دیگر متحد آمریکا می باشد، از طرفی مامن تروریست ها، بنیاد گراهای اسلامی و قاچاقچیان مواد مخدر است.لذا این کشور می تواند در تامین امنیت یا ناامنی کل منطقه شبه قاره هند، خاور میانه و حتی جهانی و از همه مهم تر ایران موثر باشد و علیرغم روابط بسیار خوبی که با ایران داشته است، همواره خطری بالقوه (بنیادگرای اسلامی) برای کشورمان است، لذا شناخت از سیاست خارجی این کشور،آگاهی از پتانسیل ها و ظرفیت های هر چه بیشتر همکاری فیمابین ایران و پاکستان و شناخت موانع تاثیرگذار بر توسعه روابط سیاسی دو کشور می تواند در جهت تامین منافع ملی کشورمان موثر باشد.ضمناً مسئولین جمهوری اسلامی باید تلاش کنند؛علاوه بر سیاست همزیستی مسالمت آمیز با این کشور و تقویت روابط همه جانبه و حمایت از آقای پرویز مشرف مانع به قدرت رسیدن بنیادگراهای اسلامی در این کشور شوند.اصولا دانستن این مطالب برای دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران ضروری است.
۱۶.
بر اساس چارچوب نظری ساموئل هانتینگتون، توسعه سیاسی مستلزم تعادلی میان نهادسازی، حرفه ای شدن نخبگان و مدیریت مشارکت است. در ایران پس از انقلاب، دو جریان اصلی اصول گرا و اصلاح طلب نقش های مهمی در این فرایند ایفا کرده اند. اصول گرایان، با تأکید بر ثبات نهادهای موجود، ارزش های انقلابی و مشارکت کنترل شده، عمدتاً بر تقویت ساختارهای رسمی و حفظ نظم سیاسی متمرکز بوده اند. در مقابل، اصلاح طلبان، با رویکردی بازتر، بر گسترش مشارکت اجتماعی، افزایش شفافیت و انعطاف پذیری نهادی تأکید کرده اند - اگرچه با محدودیت های ساختاری و نهادی مواجه بوده اند. فرضیه تحقیق نشان می دهد که هر دو جریان به طور کلی اکثر مؤلفه های مدل هانتینگتون را در سطح نظری پذیرفته اند، اما اصلاح طلبان به ویژه در حوزه هایی مانند مشارکت سیاسی، جامعه مدنی و فرهنگ سیاسی، هم خوانی بیشتری با آن دارند. اصول گرایان، اگرچه به توسعه پرداخته اند، اما اولویت را به حفظ نهادها و ارزش های سنتی داده اند. بنابراین، در چارچوب ایرانی(۱۴۰۰-۱۳۸۴)، اصلاح طلبان با الگوی توسعه سیاسی هانتینگتون سازگارتر به نظر می رسند.
۱۷.
در عصر حاضر هوشمندسازی بنادر، نقشی کلیدی در افزایش بهره وری، پایداری و امنیت آن ها ایفا می کند. امروزه بسیاری از کشورها در تلاش اند با ظهور فناوری های نسل پنجم و پیشرفت های تکنولوژیک، بکارگیری الگوریتم ها و روش های مبتنی بر هوش مصنوعی و الهام از نمونه های موفق بنادر در جهان، به سمت هوشمندسازی حرکت کنند و بنادر مرکزی منطقه ای ایجاد کنند. از این طریق در تلاشند رشد اقتصادی خود را با توسعه بازارهای خدماتی نوین تسریع کنند و تحول دیجیتال را در صنعت دریایی و بندری ایجاد کنند. این پژوهش به بررسی ظرفیت های هوش مصنوعی در بهبود عملکرد بنادر ایران می پردازد و مدلی جهت شبیه سازی فرآیندها و عملیات در بنادر با بکارگیری هوش مصنوعی در مدیریت لجستیک، کشتی ها، نگهداری و مدیریت فنی زیرساخت های بنادر ارائه می دهد. با مطالعه مقالات مرتبط و بررسی بنادر هوشمند جهان، همچنین با شناسایی فرصت ها و چالش ها، این پژوهش به بررسی راهکارهای ارائه شده برای بهینه سازی جریان بار و ردیابی محموله ها، پیش بینی تقاضا و برنامه ریزی حمل ونقل، بهینه سازی تخصیص اسکله ها، مدیریت خودکار پهلوگیری و کاهش زمان توقف کشتی ها، همچنین مدیریت اسناد و هماهنگی عملیات بنادر می پردازد. پیاده سازی راهکارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در بنادر ایران می تواند بهره وری و پایداری را افزایش دهد و جایگاه ایران را به عنوان یک مرکز مهم حمل ونقل دریایی تقویت کند. این تحولات به تسهیل روابط تجاری و تقویت دیپلماسی اقتصادی ایران از طریق بهبود فرآیندهای لجستیک و کاهش هزینه ها کمک خواهد کرد.
۱۸.
هدف از این تحقیق شناسایی و رتبه بندی موانع توسعه پایدار با روش تحلیل سلسله مراتبی فازی می باشد. روش تحقیق حاضر به لحاظ اهداف مورد بررسی، کاربردی، به لحاظ نحوه تجزیه و تحلیل داده ها از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد و به لحاظ نوع جمع آوری داده ها از روش پیمایش استفاده می کند. جامعه آماری این تحقیق جامعه آماری این تحقیق کلیه کارشناسان ارشد و مسئولان و مدیران شهرداری در مناطق 22 گانه تهران می باشد. حجم نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 270 نفر در نظر گرفته شد. موانع توسعه پایدار شهری شامل ملاحظات اقتصادی، ملاحظات اجتماعی و فرهنگی، ملاحظات کالبدی و ملاحظات زیست محیطی می باشند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات در این تحقیق، از آمار توصیفی شامل اطلاعات دموگرافیک و جمعیت شناختی نمونه آماری نظیر جداول توزیع فراوانی، نمودار توصیفی و ... و از آمار استنباطی با استفاده از روش FAHP جهت وزن دهی گزینه ها استفاده شد. با توجه به نتایج به دست آمده ملاحظات اقتصادی (ضریب 502/0) بیشترین وزن را در موانع توسعه پایدار دارد و پس از آن به ترتیب: ملاحظات اجتماعی با وزن 0.242، ملاحظات کالبدی با وزن 0.172 و ملاحظات زیست محیطی با وزن 0.084 قرار دارند.
۱۹.
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی تأثیر کرونا ویروس بر انسجام اجتماعی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. این مطالعه از نوع کیفی و توصیفی-تحلیلی با رویکرد کاربردی است که با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 21 خبره دانشگاهی و کارشناسی، داده ها را جمع آوری کرده و با تحلیل تم در نرم افزار Maxqda 11 تحلیل نموده است. جامعه آماری شامل اساتید و کارشناسان خبره بوده و نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری انجام شده است. قلمرو زمانی پژوهش سال 1399 است. یافته ها نشان می دهند که کرونا ویروس با تقویت ارزش های اخلاقی مانند همدلی، مسئولیت متقابل و ایثارگری، به گذار از فردگرایی به جمع گرایی و ترمیم قانون گرایی کمک کرده و انسجام اجتماعی و سیاسی را تقویت نموده است. از سوی دیگر، جنبه های منفی مانند احتکار مواد بهداشتی و غذایی، سودجویی پزشکی و بی نظمی دورکاری، چالش هایی مانند کاهش اعتماد عمومی و تنش اجتماعی ایجاد کرده اند. این پژوهش نتیجه می گیرد که با مدیریت مناسب، جنبه های مثبت می توانند به کاهش شکاف های اجتماعی و افزایش وحدت ملی منجر شوند. پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی برای تقویت مسئولیت اجتماعی و نظارت بر بازار برای کاهش احتکار اجرا گردد تا توسعه پایدار و انسجام سیاسی محقق شود. این مطالعه بر نقش دوگانه کرونا در ایجاد فرصت ها و چالش ها برای انسجام ملی تأکید دارد.
۲۰.
مقاله حاضر به تحلیل تأثیرات متقابل و اغلب متعارض میان رویکردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال نظام بین الملل و اهداف برنامه های توسعه اقتصادی کشور می پردازد. این تحقیق بر این فرضیه استوار است که یک دوگانگی بنیادین میان اصول آرمان گرایانه و استقلال محور سیاست خارجی ایران (مبتنی بر نفی سلطه و حفظ استقلال سیاسی) و الزامات عمل گرایانه توسعه اقتصادی (نیازمند تعامل سازنده، جذب سرمایه و انتقال فناوری از اقتصاد جهانی) وجود دارد. با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بررسی اسنادی برنامه های توسعه پنج ساله پس از انقلاب، این نتیجه حاصل می شود که راهبردهای مبتنی بر تقابل و تنش در عرصه بین المللی، به طور مستقیم به شکل گیری و تشدید تحریم های اقتصادی گسترده منجر شده است. این تحریم ها به مثابه یک متغیر مداخله گر قدرتمند، با ایجاد محدودیت در دسترسی به منابع مالی، بازارهای صادراتی و تکنولوژی های پیشرفته، تحقق اهداف کلان برنامه های توسعه را به طور سیستماتیک با چالش مواجه ساخته و موجب ناکارآمدی بخشی از سیاست گذاری های اقتصادی شده است. در مقابل، گفتمان هایی نظیر «اقتصاد مقاومتی» به عنوان راهکاری برای کاهش این آسیب پذیری ارائه شده اند، اما خود این رویکرد نیز برای موفقیت کامل، نیازمند سطحی از تعاملات هوشمندانه بین المللی است. برآیند کلی، نشان دهنده یک ناهمسویی ساختاری میان اهداف عرصه سیاست و اقتصاد است که هزینه های فرصت قابل توجهی را بر فرآیند توسعه پایدار ایران تحمیل کرده است.
۲۱.
این تحقیق با هدف تحلیل ساختار بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ارزیابی پیامدهای آن بر تقویت یا تحدید حاکمیت مردمی انجام شده است. قانون اساسی به عنوان سند بنیادین تنظیم کننده روابط قدرت و تضمین کننده اصول مردم سالاری، از طریق سازوکار بازنگری خود نه تنها امکان تطبیق با تحولات اجتماعی و سیاسی را فراهم می آورد، بلکه می تواند ابزاری برای تقویت نقش مردم در حکمرانی یا برعکس، سازوکاری برای محدودسازی مشارکت و نظارت عمومی باشد. از این رو، مسئله محوری پژوهش آن است که ساختار بازنگری پیش بینی شده در قانون اساسی ایران به ویژه در قالب اصل ۱۷۷ تا چه اندازه در جهت تحقق حاکمیت مردمی عمل می کند و چه عوامل حقوقی، سیاسی و نهادی می توانند این سازوکار را به سمت تحدید یا توسعه نقش مردم سوق دهند.یافته های تحقیق نشان می دهد که اگرچه قانون اساسی ایران در ظاهر مشارکت مردم را از طریق انتخاب اعضای مجلس خبرگان پیش بینی کرده است، تمرکز مرحله ابتکاری و تأیید نهایی بازنگری در دستان نهادهای غیرانتخابی، فرآیند را ماهیتاً به سمت مدل «از بالا به پایین» سوق می دهد. عدم پیش بینی رفراندوم برای ابتکار یا تصویب اصلاحات، نبود امکان مشارکت نهادهای مدنی در فرایند، محدودیت های شدید در دامنه موضوعات قابل بازنگری، و ساختار نسبتاً بسته مراحل بررسی، از عواملی هستند که ظرفیت تأمین حاکمیت مردمی را کاهش می دهند. در مقابل، پژوهش نشان می دهد که طراحی برخی اجزای نظام بازنگری، مانند ضرورت تصویب پیشنهادها در مجلس خبرگان منتخب و لزوم رعایت ثبات اصول بنیادین، کارکرد مثبت در تضمین انسجام ساختار سیاسی دارد.
۲۲.
امروزه حکمرانی خوب در مقیاس وسیعی از سطح محلی تا بین المللی به کار برده می شود. در این بین سطح محلی دارای اهمیت ویژه ای است. با توجه به مشخصه هایی چون اصل تمرکززدایی، ساختار دموکراتیک، برنامه ریزی و تصمیم گیری محلی گرا و مردم نهاد، افزایش نقش نهادهای غیردولتی و جامعه مدنی، توجه به منافع عام مردم، توزیع فرصت ها و برقراری عدالت اجتماعی و جغرافیایی، افزایش اثربخشی و کارایی و در نهایت بهره مندی کل جامعه از توسعه و رفاه و ...، می توان دولت محلی را به دلیل ماهیت و کارکردهای خاصی که دارد، نمونه مطلوب و کارآمدی از حکمرانی خوب دانست. در این برداشت؛ تمرکززدایی (از ارکان دولت ملی)، مهم ترین و اصلی ترین هدف دولت محلی در تحقق حکمرانی خوب است. عدم حکمرانی خوب در کشور خصوصاً در مناطق روستایی، می تواند منشأ بسیاری از مشکلات اجتماعی در جامعه باشد. در پژوهش حاضر تلاش شده است علل عدم موفقیت حکمروایی محلی در ایران "مورد مطالعه: دهیاری های استان زنجان" بررسی و موردسنجش قرار گیرد.
۲۳.
این پژوهش با هدف کشف و تحلیل دلالت های گفتمانی نهفته در جغرافیای فرهنگی ایران به انجام رسیده است. روش تحقیق کیفی و بر اساس نظریه داده بنیاد است. داده ها از مجموعه های هدفمند از متون، سخنرانی ها و بیانیه های مرتبط با هویت سرزمینی و گفتمان سازی ملی گردآوری و جغرافیای مرتبط گردآوری و طی سه مرحله کدگذاری باز، فرهنگی و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد جغرافیای فرهنگی ایران بستری فعال برای تولید و مبادله معانی گفتمانی است که حول مضمون هسته ای «تمدن ایرانی-اسلامی» سازمان می یابد است. شرایط علّی شامل ساختار حکمرانی دینی-ملی، خودآگاهی تاریخی و تمدنی، موقعیت ژئوکالچر خاص ایران، تقابل گفتمانی با نظم جهانی، نقش کنشگری اجتماعی است. راهبردهای گفت در شش محور: تولید معنا و روایت پردازی هویتی، شبکه سازی نماد فرهنگی، توانمندسازی گفتمانی مردم، دیپلماسی فرهنگی و ارسال دلالت ها به عرصه بین المللی، اصلاح گری و ذهنیت سازی کیفیت مندی و نهادینه سازی ارزش ها در کالبد فضا و مکان های دسته بندی شدند. پیامدها شامل: انسجام هویتی، نفوذ نرم از طریق ارسال معنایی، ارائه الگوی بدیل فرهنگی، زمینه سازی احیای تمدنی و تعالی فردی و اجتماعی است. نتیجه گیری نشان می دهد جغرافیای فرهنگی ایران نه یک بستر خنثی، بلکه عرصه های فعال در تولید، مبادله و تقابل دلالت های گفتمانی است که هم بازتاب شرایط تاریخی-اجتماعی است و هم به صورت کنش گرانه در ساخت واقعیات اجتماعی، سیاسی و فضایی نقش دارد.
۲۴.
پژوهش حاضر با هدف تبیین روابط علی میان عوامل اصلی توسعه گردشگری سلامت در شهرهای ایران می باشد. پژوهش حاضر کاربردی با رویکرد توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری در این تحقیق شامل اساتید دانشگاه، پزشکان، تجار و کارشناسان وزارتخانه ها و ادارات مختلف دخیل در موضوع پژوهش باشد. روش نمونه گیری از نوع احتمالی و چندمرحله ای است. از بین این افراد و با توجه به فرمول جامعه نامحدود، 384 نفر به صورت تصادفی انتخاب می شود. به منظور جمع-آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردیده است. روایی پرسشنامه توسط اساتید و خبرگان و پایایی ابزار نیز با استفاده از اندازه گیری ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفته است. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق روش های آماری توصیفی و آماری استنباطی انجام گرفته است. مطابق یافته های پژوهش، تمام فرضیه ها مورد تایید قرار گرفته است. براین اساس، عوامل اقتصادی و پیامدهای توسعه بر توسعه اقتصادی شهرها با تاکید بر گردشگری سلامت تاثیر دارد. همچنین، عوامل درون شهری و زیرساختی بر توسعه اقتصادی شهرها با تاکید بر گردشگری سلامت تاثیر دارد. علاوه براین، عوامل مدیریتی، نهادی و سیاست گذاری بر توسعه اقتصادی شهرها با تاکید بر گردشگری سلامت تاثیر دارد و درنهایت نیز عوامل پشتیبانی کننده و مقوم بر توسعه اقتصادی شهرها با تاکید بر گردشگری سلامت تاثیر دارد.
۲۵.
رشد فزاینده جمعیت در نقاط شهری پیامدهای ناگوار اجتماعی – اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی برای شهرها به وجود آورده است. بنابران شهرها باید مکانهای بهتری را برای زندگی فراهم کنند. یکی از این مکانها، خلق خیابانهای شهری است. این پژوهش با هدف طراحی خیابان امام خمینی اردبیل با توجه مولفه های کیفی انجام شده است. با توجه به مطالعات صورت گرفته در مبانی نظری چهار معیار کلیدی شرایط کالبدی، شرایط زیست محیطی، آسایش و راحتی، کاربری و فعالیت استخراج شده است که هر کدام از این معیارها دارای زیر معیار می باشند. در ادامه با توجه به معیارها و زیر معیارهای استخراج شده پرسشنامه ای تنظیم گردید و بین 10 نفر از متخصصین شهرسازی و معماری توزیع گردید و سپس با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و نرم افزار Expert choice وزن هریک از معیارها و زیر معیارها محاسبه شد. که معیار فعالیت و کاربری با 0.600 بیشترین وزن و شرایط زیست محیطی با 0.087 کمترین وزن را به خود اختصاص دادند. در ادامه وزن زیر معیارها نیز تعین شد که زیرمعیارهایی مانند تونع کاربران، تنوع عملکردی، مبلمان شهری و محوطه آرایی، سهولت دسترسی، توجه به بناهای شاخص، شرایط اقلیمی و خط آسمان و جداره دارای اهمیت بالایی هستند. گزینه های ارائه شده نیز اولویت بندی شدند که گزینه طراحی خیابان با الویت پیاده (آرامسازی ترافیک و پیاده روهای عریض) بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داد و در پایان خیابان امام خمینی اردبیل طراحی شد.
۲۶.
بحران ریزگردها به عنوان یک چالش زیست محیطی پیچیده در مناطق خشک و نیمه خشک، به ویژه در استان خوزستان ایران، ناشی از ترکیب عوامل طبیعی (مانند خشکسالی و تغییرات اقلیمی) و انسانی (مانند سدسازی بی رویه، خشک شدن تالاب ها و مدیریت ناپایدار منابع آبی در کشورهای همسایه مانند عراق، سوریه و عربستان) است. این پدیده نه تنها یک مسئله زیست محیطی است، بلکه ابعادی ژئوپلیتیکی دارد و امنیت اقتصادی-اجتماعی را تهدید می کند. هدف اصلی پژوهش، تحلیل ژئوپلیتیکی این بحران و تبیین تأثیر آن بر امنیت اقتصادی (مانند کاهش تولید کشاورزی و صنعتی) و اجتماعی (مانند سلامت عمومی و مهاجرت) استان خوزستان است، همراه با ارائه راهبردهایی برای مدیریت بحران و ارتقای همکاری های منطقه ای. رویکرد کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون (بر اساس مدل شش مرحله ای براون و کلارک) و نظریه داده بنیاد (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) است. همچنین جامعه پژوهش شامل ۲۴ نفر از خبرگان، متخصصان محیط زیست، مدیران اجرایی و ذی نفعان محلی (نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی تا اشباع نظری) بوده و ابزار گردآوری داده ها نیز مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته می باشد. از تحلیل مصاحبه، ۱۴۸۲ کد اولیه، ۶۴ خوشه معنایی و ۱۲ مضمون اصلی استخراج شد. مقوله مرکزی "ژئوپلیتیک عدم حکمرانی منابع و تاب آوری پایین: چرخه بحران زا در خوزستان" شناسایی گردید، که نشان دهنده چرخه ای از عوامل ساختاری (منشأ ۷۰% فرامرزی ریزگردها، خشک شدن تالاب هایی مانند هورالعظیم با کاهش ۷۰ درصدی سطح آب)، ضعف حکمرانی (عدم هماهنگی منطقه ای، سیاست های مقطعی و کمبود بودجه)، پیامدهای اقتصادی (کاهش ۳۰-۴۰ % تولید کشاورزی مانند گندم و خرما، اختلال در صنایع نفت و حمل ونقل) و اجتماعی (افزایش ۲۵-۳۵ % بیماری های تنفسی و روانی، مهاجرت ۱۵-۲۰ % روستاییان و کاهش انسجام اجتماعی) است. تاب آوری پایین و نابرابری عدالت زیست محیطی چرخه را تشدید می کند. بحران ریزگردها تأثیر منفی معناداری بر امنیت اقتصادی و اجتماعی دارد، اما مدیریت ژئوپلیتیکی می تواند اثرات را کاهش دهد. پیشنهادها شامل ایجاد کنسرسیوم مدیریت حوضه دجله-فرات، سرمایه گذاری در تاب آوری محلی، سیاست های عدالت محور و پایش شفاف داده ها است. این راهبردها می توانند چرخه بحران را شکسته و توسعه پایدار را تا ۲۵-۴۰ درصد تقویت کنند.
۲۷.
جامعه یمن با پیشینه ای پر فراز و نشیب و ساختاری قبیله ای، همواره بر پایه همبستگی های خویشاوندی و ارزش های مشترک تاریخی استوار بوده است. ضرورت این پژوهش از آنجا ناشی می شود که فهم نقش مؤلفه های هویتی در تحولات امنیتی یمن، به ویژه در ارتباط با گذرگاه راهبردی باب المندب، می تواند ابعاد تازه ای از پیوند میان هویت و امنیت را آشکار سازد. پرسش اصلی تحقیق آن است که مؤلفه های هویتی جامعه یمن چگونه بر انسجام اجتماعی و توان بازیگران داخلی در کسب مشروعیت و کنترل گذرگاه راهبردی باب المندب اثر گذاشته و پیامدهای آن بر امنیت ملی و موقعیت ژئوپلیتیک یمن چیست؟ فرضیه پژوهش بر این مبناست که تقویت مؤلفه های هویتی (انسجام قبیله ای، ارزش های مشترک، سنت های بومی، پیوند با هویت اسلامی عربی در قالب حمایت از آرمان فلسطین) به انسجام اجتماعی و کاهش شکاف های درونی منجر می شود، این انسجام توان انصارالله را در بسیج نیروها، کسب مشروعیت و کنترل باب المندب افزایش می دهد و در نهایت امنیت ملی و موقعیت ژئوپلیتیک یمن را ارتقا می بخشد. هدف تحقیق، تبیین رابطه علّی میان عناصر هویتی و پیامدهای امنیتی در سطح ملی و منطقه ای است. از نظر روش شناسی، پژوهش بر رهیافت کیفی و مطالعه موردی متمرکز بوده و با رویکرد تبیینی علّی، به واکاوی پیوند میان ظرفیت انسجام اجتماعی و افزایش توان انصارالله در کنترل امنیتی منطقه ای می پردازد. بدین سان، مقاله می کوشد نشان دهد که هویت، نه صرفاً یک میراث فرهنگی، بلکه ابزاری عملی در شکل دهی به معادلات امنیتی یمن است.
۲۸.
شیوع مواد مخدر و روانگردان در خاورمیانه، به ویژه در عراق و کشورهای همجوار، تهدیدی چندبعدی برای سلامت جامعه، ثبات سیاسی و امنیت منطقه ای محسوب می شود. عراق به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی حساس و هم مرزی با کشورهای تولیدکننده و مسیرهای ترانزیت، نقش محوری در شبکه قاچاق منطقه ای دارد. این مطالعه با هدف بررسی امکان سنجی و ارائه چارچوب همکاری استراتژیک میان عراق و کشورهای همجوار، مؤلفه های کلیدی همکاری منطقه ای را شناسایی و در سه محور فنی، مالی و محیطی–سازمانی دسته بندی می کند. یافته ها نشان می دهد که همکاری منطقه ای یک سازه چندبُعدی است؛ بعد محیطی–سازمانی شامل حاکمیت، قوانین، اعتماد و شرایط امنیتی نقش تعیین کننده دارد، در حالی که ابعاد فنی و مالی با تمرکز بر زیرساخت ها، فناوری های نظارتی و تأمین منابع پایدار، نقش تقویت کننده و تسهیل کننده ایفا می کنند. مدل مفهومی ارائه شده نشان می دهد که تعامل هم زمان این سه بعد، اثرگذاری همکاری های منطقه ای را بهینه می کند و می تواند راهنمای عملی برای ارتقای هماهنگی مرزی، کاهش شیوع مواد مخدر و تقویت انسجام امنیتی و توسعه پایدار در منطقه باشد.
۲۹.
مدیریت تنوع قومی در عراق به عنوان یکی از مهم ترین چالش های امنیت داخلی، نقش تعیین کننده ای در ثبات سیاسی و توسعه پایدار این کشور ایفا می کند. ضعف هماهنگی نهادی، محدودیت سازوکارهای گفت وگوی اجتماعی و نبود راهبردهای جامع همزیستی، زمینه ساز تشدید تنش های قومی و تضعیف امنیت داخلی شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل راهبردی مدیریت جریان های قومی و بررسی تأثیر آن بر ارتقای امنیت داخلی جمهوری عراق انجام شده است. این مطالعه با بهره گیری از روش توصیفی–تحلیلی و رویکرد ترکیبی (کمی و کیفی) و با استفاده از ابزار تحلیل SWOT، به شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای مرتبط با مدیریت تنوع قومی پرداخته است. داده ها از طریق مطالعات اسنادی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و بررسی های میدانی گردآوری شد و ۴۲ نفر از کارشناسان امنیتی و سیاسی، مسئولان دولتی و دانشگاهیان در پژوهش مشارکت داشتند. یافته ها نشان می دهد که مدیریت مؤثر تنوع قومی مستلزم اتخاذ رویکردی یکپارچه در چهار بعد امنیتی–راهبردی، اقتصادی–اجتماعی، نهادی–حکومتی و سیاسی–دیپلماتیک است. تقویت سازوکارهای پیشگیرانه امنیتی، توزیع عادلانه منابع، ارتقای انسجام اجتماعی و بهبود هماهنگی نهادی می تواند نقش مؤثری در کاهش تنش های قومی و ارتقای امنیت داخلی عراق ایفا کند. نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای تدوین سیاست ها و راهبردهای ملی در حوزه مدیریت تنوع قومی و تقویت ثبات امنیتی در عراق فراهم آورد.
۳۰.
سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال روسیه طی دوران محمد بن سلمان، با تحولات چشمگیری همراه بوده است. پس از به قدرت رسیدن محمد بن سلمان، عربستان سعودی تلاش نموده است رویکرد سنتی خود را در روابط خارجی بازنگری کرده و به سمت متنوع سازی شرکای راهبردی خود حرکت کند. در این راستا، تعاملات ریاض با مسکو از سطح همکاری های اقتصادی و انرژی فراتر رفته و ابعاد سیاسی و امنیتی بیشتری یافته است. سؤال اصلی این مقاله آن است که: مؤلفه های تأثیرگذار بر سیاست خارجی عربستان سعودی نسبت به روسیه در دوران محمد بن سلمان کدام اند؟ در این راستا، فرضیه تحقیق مطرح می کند که: شکل گیری نظم منطقه ای جدید در خاورمیانه و ضرورت کاهش وابستگی راهبردی به آمریکا، مهم ترین عوامل در جهت گیری جدید عربستان سعودی به سوی تقویت روابط با روسیه بوده اند. بر اساس یافته های مقاله، عوامل متعددی در سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال روسیه در دوران بن سلمان تاثیرگذار بوده اند که مهم ترین آن ها عبارت اند از: تحولات بازار انرژی و قیمت نفت، ملاحظات امنیتی و نظامی و محاسبات ژئوپلیتیک، گرایش به بازیگری مستقل و چندجانبه گرایی.مطالعه موردی سیاست های اقتصادی و دیپلماسی نفتی نشان می دهد که همکاری با روسیه علاوه بر منافع اقتصادی، در راستای افزایش وزن سیاسی عربستان در سطح منطقه ای و بین المللی صورت گرفته است. در مجموع، نتایج پژوهش بیانگر آن است که تعامل با روسیه برای عربستان صرفاً ابزاری مقطعی نیست