جایگاه و کارکرد منطق و فلسفه در فهم معارف دینی ارزیابی دیدگاههای موافق و مخالف
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارزیابی جایگاه منطق و فلسفه در فهم دین و تبیین ریشه مناقشات دیرپای این حوزه است با آنکه بحث از نسبت این دو علم با معارف دینی به سدههای نخستین اسلامی و ترجمه آثار یونانی به عربی، بازمیگردد، امّا پژوهشی مستقل و جامعی به روشنسازی حقیقت مسئله و محل نزاع نپرداخته است. در دوران معاصر با ظهور مکتب معارفی خراسان به رهبری میرزا مهدی اصفهانی و حملات گسترده به علوم غیر قرآنی، و در مقابل، تبیینهای علامه طباطبایی و شاگردانش، این بحث بار دیگر اوج گرفت. پرسشهای اصلی مقاله عبارتند از: حقیقت عقل چیست؟ منطق و فلسفه چه نسبتی با عقل دارند؟ و فواید، کاستیها و جایگاه آنها در فهم دین کدام است؟ روش پژوهش، توصیفی - تبیینی - استدلالی و مبتنی بر تحلیل اسنادی آرای علمای اسلام در کتب روایی، کلامی و فلسفی است. یافتهها نشان داد که عقل حجت باطنی و دارای حجیت ذاتی است و منطق و فلسفه بهمنزله علوم عقلی پایه، زیربنای دیگر معارف بشری به شمار میروند. مخالفتهای تاریخی متوجه اصل این دو علم نبودند، بلکه ناظر به کاستیها، برخی آرا و مبانی نادرست، سوءاستفاده ناآگاهان و بیتوجهی به ضوابط آنها بودند. در صورت التزام به شرایط و جبران نواقص، این دو علم میتوانستند نقشی مثبت و تعمیق بخش در فهم دین ایفا کنند. نوآوری مقاله در ساختار منطقی، بررسی منصفانه و پرهیز از افراطوتفریط است.