هادی هادی زاده بهابادی

هادی هادی زاده بهابادی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

جایگاه و کارکرد منطق و فلسفه در فهم معارف دینی ارزیابی دیدگاههای موافق و مخالف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۳
هدف پژوهش حاضر ارزیابی جایگاه منطق و فلسفه در فهم دین و تبیین ریشه مناقشات دیرپای این حوزه است با آنکه بحث از نسبت این دو علم با معارف دینی به سدههای نخستین اسلامی و ترجمه آثار یونانی به عربی، بازمیگردد، امّا پژوهشی مستقل و جامعی به روشنسازی حقیقت مسئله و محل نزاع نپرداخته است. در دوران معاصر با ظهور مکتب معارفی خراسان به رهبری میرزا مهدی اصفهانی و حملات گسترده به علوم غیر قرآنی، و در مقابل، تبیینهای علامه طباطبایی و شاگردانش، این بحث بار دیگر اوج گرفت. پرسشهای اصلی مقاله عبارتند از: حقیقت عقل چیست؟ منطق و فلسفه چه نسبتی با عقل دارند؟ و فواید، کاستیها و جایگاه آنها در فهم دین کدام است؟ روش پژوهش، توصیفی - تبیینی - استدلالی و مبتنی بر تحلیل اسنادی آرای علمای اسلام در کتب روایی، کلامی و فلسفی است. یافتهها نشان داد که عقل حجت باطنی و دارای حجیت ذاتی است و منطق و فلسفه بهمنزله علوم عقلی پایه، زیربنای دیگر معارف بشری به شمار میروند. مخالفتهای تاریخی متوجه اصل این دو علم نبودند، بلکه ناظر به کاستیها، برخی آرا و مبانی نادرست، سوءاستفاده ناآگاهان و بیتوجهی به ضوابط آنها بودند. در صورت التزام به شرایط و جبران نواقص، این دو علم میتوانستند نقشی مثبت و تعمیق بخش در فهم دین ایفا کنند. نوآوری مقاله در ساختار منطقی، بررسی منصفانه و پرهیز از افراطوتفریط است.
۲.

بررسی مبانی مکتب عرفانی نجف و مکتب معارفی مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۹
این پژوهش به بررسی و تحلیل اختلاف مبنایی میان مکتب عرفانی نجف و مکتب معارفی مشهد در نسبت میان دین، عقل، فلسفه و عرفان پرداخته است. مسئله اصلی تحقیق، تبیین چرایی پذیرش یا ردّ فلسفه و عرفان به‌عنوان ابزار فهم معارف دینی در اندیشه نمایندگان برجسته این دو مکتب، به‌ویژه علامه طباطبایی و مرحوم محمدرضا حکیمی، بوده است. هدف تحقیق آن بود که با واکاوی ریشه‌های معرفتی این اختلاف، جایگاه عقل فلسفی و عرفان اسلامی در فرایند فهم دین روشن گردد. پژوهش با روش کتابخانه‌ای و با رویکرد توصیفی - تحلیلی - تطبیقی انجام شد و بر تحلیل آثار اصلی و منابع معتبر هر دو جریان فکری استوار بود. یافته‌های تحقیق نشان داد که مکتب معارفی مشهد، با تأکید بر کفایت قرآن و حدیث و محوریت عقل فطری، بهره‌گیری از فلسفه و عرفان را در فهم دین غیرضروری یا مخلّ می‌دانست، درحالی‌که مکتب عرفانی نجف، فلسفه و عرفان را برخاسته از عقل موردتأیید شرع تلقی کرده و آن‌ها را ابزاری کارآمد برای تعمیق فهم معارف وحیانی می‌دانست. نتیجه تحقیق حاکی از آن بود که فلسفه و عرفان، نه در مقام تکمیل دین، بلکه به‌عنوان طریق و ابزار فهم عمیق‌تر آموزه‌های دینی، نقشی مهم و غیرقابل‌انکار در منظومه معرفت دینی ایفا می‌کردند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان