علیرضا عیوض نژاد فیروزسالاری

علیرضا عیوض نژاد فیروزسالاری

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

رابطه تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار فابینگ با نقش میانجی تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی در افراد متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۲
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار فابینگ با نقش میانجی تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی در افراد متأهل انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش متشکل از مردان و زنان متاهل شهر اردبیل در سال 1404 بود که به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی مراجعه کرده بودند. 250 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند، اما تحلیل نهایی در 238 نمونه انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ترومای کودکی (CTQ؛ برنستاین و همکاران، ۲۰۰۳)، مقیاس عمومی فابینگ (GSP؛ چوتپیتایاسونوند و داگلاس، 2018)، سیاهه ذهن آگاهی فرایبورگ (FMI-SF؛ والش و همکاران (2006) و مقیاس تجارب تجزیه ای (BES-II؛ برنستاین و پاتنم، 1986) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. تجارب آسیب زای دوران کودکی، ذهن آگاهی و تجارب تجزیه ای بر رفتار فابینگ به طور معنادار اثر مستقیم داشتند (05/0>P). تجارب آسیب زای دوران کودکی بر تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). همچنین نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و فابینگ نقش میانجی داشتند (05/0>P). یافته ها دلالت بر این دارند که تجارب آسیب زای دوران کودکی به طور مستقیم و غیرمستقیم با نقش میانجی تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی بر رفتار فابینگ در افراد متاهل اثر داشت.
۲.

نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۴
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا در دانشجویان بود. این پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1404 تشکیل دادند؛ 233 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس در این مطالعه مشارکت داشتند و به یک نظرسنجی آنلاین پاسخ دادند. به منظور سنجش متغیرهای پژوهش از مقیاس آگاهی ذهن آگاهانه (MAAS؛ براون و رایان، 2003)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو-20 (TAS-20؛ بگبی و همکاران، 1994) و پرسشنامه نوموفوبیا (NMP-Q؛ یلدریم و کوریا، 2015) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدلیابی معادلات ساختاری با حداکثر درست نمایی انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که ناگویی هیجانی به طور مثبت و ذهن آگاهی به طور منفی بر نوموفوبیا اثر معنادار داشت (05/0>P). یافته دیگر نشان داد که ناگویی هیجانی بر ذهن آگاهی اثر منفی و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا معنادار بود (05/0>P). از یافته های این پژوهش، اینگونه می توان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی می تواند رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا را میانجی گری کند.
۳.

اثربخشی برنامه ذهن آگاهی مبتنی بر یادگیری تنفس در مؤلفه های روان شناختی نوجوانان؛ مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۴
زمینه و هدف: نوجوانی یکی از کشاکش برانگیزترین دوران زندگی شناخته می شود و نیاز به اجرای مداخلات مؤثر در این گروه بیش ازپیش احساس می شود. برنامه یادگیری تنفس یکی از مداخلات مدرسه محور جدید و نویدبخش برای نوجوانان است؛ اما تابه حال مروری جامع بر مطالعات کارآزمایی تصادفی کنترل شده این مداخله انجام نشده است. بدین ترتیب این مطالعه با هدف مرور نظام مند کارآزمایی های تصادفی کنترل شده در حوزه اثربخشی برنامه یادگیری تنفس بر پیامدهای روان شناختی نوجوانان ۱۲ تا ۱۹ ساله از جمله افسردگی، اضطراب، تنش، هیجان، شفقت، تاب آوری، کنش های شناختی، حمایت اجتماعی، و رضایت از زندگی انجام شد. روش: پژوهش حاضر، مروری نظام مند بود که با استفاده از کلمات کلیدی «Learning to BREATHE»، «mindfulness»، «adolescen*»، «randomized controlled trial»، «depression»، «anxiety»، «stress»، «emotion»، «compassion»، «resilience»، «cognitive functions»،«social support» ، و «life satisfaction» در پایگاه های اطلاعاتیPubMed, PsycInfo, Google Scholar, ProQuest و Scopus انجام شد (از ژانویه 2009 تا جولای 2025). در ابتدا بر اساس معیارهای ورود، 490 پژوهش به دست آمد که پس از اعمال معیارهای خروج و ارزیابی کیفیت طبق دستورالعمل پریزما، 14 پژوهش جهت تحلیل کامل باقی ماندند. به دلیل ناهمگونی مطالعات، داده ها با استفاده از روش ترکیب روایی، تلفیق و توصیف شدند. یافته ها: مرور نظام مند بر ۱۴ کارآزمایی تصادفی کنترل شده شامل 1314 نوجوان ۱۲ تا ۱۹ ساله نشان داد که برنامه یادگیری تنفس در برخی حوزه ها اثربخشی مطلوبی دارد. برنامه یادگیری تنفس به طور معناداری (05/0 > p) در کاهش علائم افسردگی و اضطراب اثربخش بوده (با اندازه اثر 34/0- = g تا 26/1- = g) و همچنین اثربخشی مناسبی در تنش ادراک شده نشان داده است (80/0- = g). در مقابل نتایج در متغیرهایی نظیر شفقت به خود، تاب آوری، کنش های اجرایی، و حمایت اجتماعی، متناقض گزارش شد. شایان ذکر است که با وجود ماهیت مداخله، اثربخشی معناداری در متغیرهای ذهن آگاهی و پذیرش، و همچنین شاخص های عملکرد تحصیلی (نمرات و حضور در مدرسه) مشاهده نشد (05/0 < p). نتیجه گیری: نتایج این مرور نشان داد که برنامه آموزشی یادگیری تنفس می تواند در بهبود برخی از مؤلفه های کلیدی سلامت روان نوجوانان مانند افسردگی، اضطراب، و تنش مؤثر باشد؛ اما در ارتباط با متغیرهایی مانند ذهن آگاهی به مثابه بنیاد اصلی این مداخله، لازم است پژوهش های بیشتری انجام شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان