مرتضی رجبی نژاد

مرتضی رجبی نژاد

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

تجربه مهاجرت و برساخت اجتماعی تطبیق پذیری: مطالعه ای کیفی در میان دانشجویان پسر افغانستانی ساکن سراهای دانشجویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۷
زندگی در خوابگاه‌های دانشجویی، به‌ویژه برای دانشجویان بین‌المللی، به یک تجربه پیچیده و چندبعدی تبدیل شده است که تأثیرات قابل‌توجهی بر بهزیستی اجتماعی و تحصیلی آنان دارد. این مطالعه با هدف بررسی تجارب دانشجویان افغانستانی در سراهای دانشجویی و تحلیل چالش‌ها و استراتژی‌های آنان در مواجهه با این محیط طراحی شده است. با استفاده از روش‌شناسی کیفی و رویکرد نظریه‌زمینه‌ای، داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق با 25 دانشجوی افغانستانی جمع‌آوری و تحلیل شدند. تحلیل داده‌ها از طریق کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد و مقولات اصلی شامل توقعات پیشین مهاجران، تغییر سبک زندگی، اتمسفر نامطلوب، دغدغه‌های دانشجویی، ارتباطات موقعیت‌مدار، مهاجر بودن، تعارض نقش در آینده، اوضاع نابسامان افغانستان، هدف‌گذاری بلندمدت، گریز از محیط خوابگاه، گوشه‌گیری، سازش با محیط، بازنمایی چهره از ایران توسط سفیران فرهنگی، زایش ناسازگاری پایدار و مدیریت محدودیت‌ها شناسایی گردید. بر اساس این مقولات، مدل پارادایمی ارائه شد که به تبیین تعاملات پیچیده میان مشکلات و استراتژی‌های دانشجویان می‌پردازد. نتایج نشان می‌دهند که دانشجویان با چالش‌های متنوعی از جمله تفاوت‌های فرهنگی، فشارهای اقتصادی و مشکلات سازگاری روبه‌رو هستند که بر کیفیت زندگی و عملکرد تحصیلی آنان تأثیرگذار است. همچنین، یافته‌ها بر اهمیت ارائه حمایت‌های مالی و اجتماعی مناسب و توجه به ابعاد فرهنگی خوابگاه‌ها تأکید می‌کنند. مقوله هسته پژوهش، به‌عنوان «سازگاری: نوسانی پایدار» برساخت شد و بر همان اساس نظریه تجربی پژوهش ارائه شد که فرایند سازگاری پرنوسان دانشجویان افغانستانی را نشان می‌دهد. این مطالعه پیشنهاد می‌کند که سیاست‌گذاری‌های کلان باید شامل برنامه‌های عملیاتی برای بهبود مهارت‌های فرهنگ‌پذیری و سازگاری دانشجویان باشد تا بتوان اهداف تحصیلی و اجتماعی را به‌طور مؤثرتر محقق ساخت.
۲.

تعداد مطلوب فرزند از نگاه جوانان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۹
هدف پژوهش: این مطالعه به بررسی تعداد فرزندان مطلوب در میان جوانان در آستانه اولین ازدواج در ایران با استفاده از داده های ملی در سال های ۱۳۹۶-۱۳۹۷ می پردازد. با توجه به تأثیر تغییرات اجتماعی-اقتصادی بر نرخ باروری کاهشی، این پژوهش نگرش های این گروه جمعیتی محوری را برای درک روندهای آتی باروری بررسی می کند. روش پژوهش : این پژوهش کمّی، با تحلیل ثانویه داده های طرح ملی ازدواج و طلاق ایران (۱۳۹۶-۱۳۹۷)، تعداد فرزندان مطلوب را در میان ۸۳۴۱ فرد در اولین ازدواج (به استثنای یک نمونه نماینده از تهران) بررسی می کند. نمونه گیری به روش غیراحتمالی سهمیه ای متناسب با ازدواج های سال ۱۳۹۵ انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته ای که ترجیحات باروری و عوامل اجتماعی-جمعیتی را می سنجید، جمع آوری شد. تحلیل های توصیفی و استنباطی (کای-اسکویر، همبستگی و رگرسیون) با نرم افزار SPSS-27 برای شناسایی عوامل تأثیرگذار انجام شد. یافته ها : آمار استنباطی نشان می دهد که تعداد فرزندان مطلوب به طور معناداری تحت تأثیر جنسیت، سن، تعداد خواهران و برادران، درآمد، مذهب، قومیت، محل سکونت و وضعیت اشتغال قرار دارد. این یافته ها بر همکنشی پیچیده عوامل اجتماعی-جمعیتی شکل دهنده ترجیحات باروری در ایران تأکید می کند. نتیجه گیری : مطالعه نتیجه می گیرد که باروری مطلوب در میان جوانان ایرانی توسط عوامل اجتماعی-جمعیتی شکل می گیرد و ترجیح رایج برای ۱ تا ۲ فرزند، هم راستا با نظریه ارزش فرزند است. تمرکز باید بر تسهیل هنجار خانواده دوفرزندی مطلوب باشد، نه فشار برای خانواده های پرجمعیت تر
۳.

فاصله زمانی ایدئال تا تولد فرزند اول از نگاه جوانان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی فاصله زمانی ایده آل از ازدواج تا تولد اولین فرزند در میان جوانان ایرانی در شرف اولین ازدواج و شناسایی عوامل مؤثر بر آن انجام شده است. با توجه به قرارگیری ایران در مرحله باروری زیر سطح جایگزینی و افزایش شواهد تأخیر در فرزندآوری، شناخت الگوها و عوامل این فاصله به عنوان تعیین کننده کلیدی رفتار جمعیتی ضروری است. روش تحقیق: مطالعه حاضرکمی و با تحلیل ثانویه داده های پیمایش ملی ازدواج و طلاق سال های ۱۳۹۶-۱۳۹۷ سازمان ثبت احوال کشور انجام شده است. جامعه آماری شامل ۸۳۴۱ نفر از جوانان در شرف اولین ازدواج بود که با روش نمونه گیری سهمیه ای انتخاب شدند. داده ها با پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری و در نرم افزار SPSS-۲۷ تحلیل شد. یافته های اصلی: تمایل به فرزندآوری زودهنگام در مردان، افراد مسن تر، تحصیلات پایین تر، درآمد کمتر، قومیت هایی همچون عرب، مذهب سنی و ساکنان استان های کمترتوسعه یافته بیشتر بود. در مقابل، زنان، افراد جوان تر، تحصیلات بالاتر، درآمد بیشتر، قومیت های فارس و مذهب شیعه تمایل به تأخیر ۳ تا ۵ سال یا بیشتر داشتند. تحلیل چندمتغیره نشان داد سن، جنسیت، تحصیلات، درآمد خانوادگی، قومیت و مذهب اثر معناداری بر فاصله ایده آل دارند. نتیجه گیری و پیشنهادات: جوانان ایرانی همچنان فاصله ایده آل ۱-۲ سال را ترجیح می دهند، اما عوامل ساختاری و نگرشی رفتار واقعی را به سمت تأخیر سوق می دهند. شکاف میان تمایل ایده آل و رفتار واقعی، چالش اصلی سیاست های جمعیتی است. بدین منظور، سیاست ها باید از تشویق صرف، به حذف موانع و برنامه های فرهنگی منطقه محور تغییر جهت دهند تا نرخ باروری از سطح بسیار پایین فعلی فاصله گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان