رهیافتی تطبیقی بر مؤلفه های معنایی«خروج» در قرآن کریم با تکیه بر روابط مفهومی
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۵)
63 - 94
حوزههای تخصصی:
یکی از روش های مؤثر برای درک عمیق تر و کشف ظرافت های معنایی متون دینی، تحلیل روابط مفهومی واژگان و بررسی دقیق ساختارهای معنایی آنهاست. این رویکرد بویژه در تحلیل متون قرآنی که از غنای زبانی و معنایی برخوردارند، اهمیت ویژه ای دارد. پژوهش حاضر با رویکردی نظام مند در تحلیل معناشناسی و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، به شناسایی و تحلیل معنایی مفهوم «خروج» و کلماتی که بیشترین مؤلفه های معنایی مشترک با این مفهوم دارند، پرداخته است. ننایج تحقیق نشان می دهند: «خروج» به معنای عمومی ظهور و بروز است. «بروز» به معنای خروج و ظهور پس از پنهانی بودن است که بیشتر به صحنه های جنگ و نبرد اشاره دارد. «بُزوغ» به آغاز طلوع و ظهور و شکافتن تدریجی تأکید دارد. «شروق» بر جهت و مکان طلوع دلالت دارد. «طلوع» به معنای ظهور و بروز، نیز برآمدن و اشراف پیداکردن است. «ظهور» به معنای آشکارشدن پس از پنهان بودن است. «بُدُوّ» به هر چیزی اطلاق می شود که یک باره و ابتدایی به وجود آمده، کاری نو و جدید آغاز کرده است. «فطور» به معنای شکافتن و گشودن چیزی سخت و محکم به طور طولانی است. با وجود اشتراک معنایی در مفهوم کلی «خروج»، این واژگان دارای تفاوت های معنایی ظریفی هستند که تأثر مهمی در کاربرد دقیق آنها در بافت های مختلف قرآنی دارند. این تفاوت ها نه تنها در درک معنای دقیق آیات، بلکه در تفسیر و تأویل آنها نیز نقش بسزایی ایفا می کنند.