توانمندی روان شناختی فرهنگی زنان در بستر فضای مجازی در چارچوب الگوی سوم زن: پژوهشی پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۵
59 - 71
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تحلیل پدیدارشناختی توانمندی روان شناختی فرهنگی زنان در بستر فضای مجازی در چارچوب الگوی سوم زن بود. جامعه آماری تمامی زنان ایرانی بود که به طور فعال از فضای مجازی استفاده کرده و به نوعی در فرآیندهای علمی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در این فضا مشارکت داشتند. نمونه پژوهش،30 زن فعال در شبکه های اجتماعی بود که با روش هدفمند انتخاب شدند. روش پژوهش پدیدارشناختی وکیفی بود. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با پرسش های باز جمع آوری شد. مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل پدیدارشناختی کلایزی مورد بررسی قرار گرفت. سپس کدهای اولیه استخراج و در نهایت 5 مقوله اصلی و 16 مقوله فرعی شناسایی شدند. نتایج پژوهش نشان داد که فضای مجازی بستری را فراهم کرده است که زنان بتوانند به منابع معتبر علمی، آموزشی،دینی و دوره های آنلاین دسترسی داشته باشند و درک عمیق تری از جایگاه خود در جامعه اسلامی پیدا کنند.هم چنین نتایج نشان داد که فضای مجازی در صورت استفاده آگاهانه، می تواند به ابزار مؤثری در جهت توانمندسازی روانی، فرهنگی،علمی، اجتماعی و اقتصادی زنان تبدیل شود. این فضا بستر مناسبی برای رشد ابعاد مختلف شخصیت زن، از جمله رشد معنوی، هویتی، علمی ،فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. در واقع، با مدیریت صحیح و ارتقاء سواد رسانه ای، می توان از تهدیدهای فضای مجازی فرصت ساخت و زنان را در مسیر تحقق الگوی سوم زن که مبتنی بر تلفیق بین تعهد خانوادگی و حضور مؤثر اجتماعی است هدایت و حمایت کرد.