رابطه نگرش به فنّاوری آموزشی با خودکارآمدی دانشجو معلّمان در فرایند تدریس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین خودکارآمدی دانشجو معلمان و نگرش آنها نسبت به کاربرد فناوری در فرایند تدریس انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نوع توصیفی - همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان پردیس امام علی (ع) استان گیلان در سال 1403 بود (225 نفر). برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه نگرش نسبت به کاربرد فناوری در آموزش Yavuz (2006) و پرسش نامه خودکارآمدی عمومی Sherer و همکاران (1982) استفاده شد. روایی هر دو پرسش نامه بر اساس نظر متخصصان تأیید گردید و پایایی آنها از طریق آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب 0.862 و 0.915 به دست آمد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری همبستگی اسپیرمن، آزمون باینومیال و آزمون کروسکال - والیس در نرم افزار spss نسخه 27 تحلیل شدند. نتایج آزمون اسپیرمن نشان داد که دو بعد از ابعاد کاربرد فناوری در آموزش یعنی مزایای کاربرد فناوری و عدم تأثیرگذاری فناوری، ارتباط معناداری با میزان خودکارآمدی دانشجو معلمان داشتند. همچنین نتایج آزمون کروسکال - والیس نشان داد که سطح نگرش نسبت به فناوری به طور معناداری با سطح خودکارآمدی دانشجو معلمان مرتبط بود. نتایج آزمون باینومیال بیانگر آن بود که دانشجو معلمانی که نگرش مثبتی نسبت به کاربرد فناوری در آموزش داشتند، به احتمال بیشتری از خودکارآمدی بالا برخوردار بودند. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که نگرش مثبت دانشجو معلمان به کاربرد فناوری در آموزش، احتمال برخورداری آن ها از خودکارآمدی بالا را افزایش می دهد؛ بنابراین، توصیه می شود که برنامه های آموزشی و کارگاه های عملی جهت افزایش خودکارآمدی و مهارت های فناورانه دانشجو معلمان طراحی و اجرا شوند.