نقد هگل به یقین حسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مابعدالطبیعی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
331 - 362
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به تحلیل انتقادی موضع «یقین حسی» در فصل نخست پدیدارشناسی روح هگل می پردازد؛ موضعی که در ظاهر ساده ترین و بی واسطه ترین شکل آگاهی به نظر می رسد، اما هگل از درون آن، بنیادهای آگاهی مدرن را به چالش می کشد. مسأله اصلی پژوهش این است که هگل چگونه با تکیه بر ساختار درونی زبان و منطق یقین حسی، بی پایگی آن را آشکار می سازد، بی آنکه نیاز به نقدی بیرونی داشته باشد؟ در این راستا، این مقاله، ضمن واکاوی این پرسش، همچنین به تحلیل و مقایسه دو خوانش متافیزیکی و غیرمتافیزیکی از این فصل می پردازد. از یک سو، تفسیرهایی مانند تفسیر پینکارد و براندوم بر جنبه زبان مند و پراگماتیستی متن تأکید می کنند (خوانش غیرمتافیزیکی) و از سوی دیگر، مفسرانی چون استرن، بیزر و هولگیت با برجسته کردن ساختار هستی شناختی دیالکتیک، بر قرائتی متافیزیکی پای می فشارند. مقاله با روش تحلیلی– مفهومی، ضمن صورت بندی چیستی یقین حسی، مسیر دیالکتیکی آن را دنبال می کند و نشان می دهد چگونه این موضع، در تلاش برای حفظ فردیت و بی واسطگی، نهایتاً در کلیت زبان، مفهوم و زمان منحل می شود. این نوشتار با تأکید بر بُعد واسطه مندی شناخت، یقین حسی را به مثابه نقطه عزیمت تاریخ مند و دیالکتیکی آگاهی در نظام هگل بازخوانی می کند.