مائده موقری

مائده موقری

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

بازپذیرسازی اجتماعی در قصص قرآنی در سنجه عدالت ترمیمی؛ مطالعه موردی: داستان قابیل، فرعون و قوم یونس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
یکی از چالش های اساسی در سیاست جنایی، نحوه تنظیم پاسخ ها به بزهکاری و میزان اثربخشی یا کارآمدی پاسخ هاست. عدالت ترمیمی به عنوان پارادایمی نوین در سیاست جنایی و فلسفه کیفر، با محوریت مشارکت بزهکار، بزه دیده و جامعه محلی، و ترجیح پاسخ های گفت وگومحور و مبتنی بر بازپذیرسازیِ اجتماعی بزهکار و ترمیم خسارت بزه دیده، طرحی نو در انداخته است. در این میان، آموزه های قرآنی با ارائه الگوهای متنوع از خطاکاران و توبه کنندگان، ظرفیت های ارزشمندی برای بازاندیشی در رویکردهای نوین عدالت کیفری، به ویژه عدالت ترمیمی فراهم می آورند. پژوهش حاضر، با تحلیل برخی حکایت های قرآنی، بازپذیرسازی اجتماعی بزهکاران در سنجه آموزه های عدالت ترمیمی را بررسی نموده است. این مطالعه به صورت توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر منابع تفسیری، فقهی و جرم شناسی و همچنین تحلیل محتوای برخی قصص قرآنی انجام گرفته است. یافته ها نشان می دهد که در قصص قرآنی، با الگوهای متفاوتی از بازپذیرسازی و نیز موانع آن روبه رو می شویم. برای نمونه، قابیل به دلیل فقدان مسئولیت پذیری و شرمساری سازنده، نمونه انسداد کامل بازپذیرسازی و ترمیم است. فرعون نیز با تکیه بر قدرت استبدادی و ابراز ندامت دیرهنگام، نمونه دیگری از شکست راهبرد ترمیم در سطح خرد است. اما قوم یونس با پذیرش جمعیِ خطا، توبه و شرمساری سازنده، الگوی موفق بازپذیرسازی اجتماعی در سطح کلان را ارائه داده است. نتیجه این که بر پایه این سه حکایت قرآنی، می توان نتیجه گرفت که شرایط موفقیت یا شکست عدالت ترمیمی تنها به یک عامل وابسته نیست. عوامل درونی از قبیل مسئولیت پذیری، شرمساری سازنده و اعتراف به خطا، عوامل اجتماعی همچون حضور نهادهای ترمیمگر، فضای عفو و مشارکت جمعی، و نیز عوامل ساختاری مانند هشدار صریح پیام آوران الهی در کنار هم، موجب تسهیل یا مانع مسیر بازپروری و عدالت ترمیمی می شوند.
۲.

بزه دیدگی جنسی کودکان و نوجوانان در فضای مجازی و نقش شتاب دهنده سیاست پالایش (فیلترینگ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۲۸
رسانه ها نقش اساسی در افکار و کردار افراد دارند و با توجه به توسعه و فراگیر شدن رسانه های نوین و به خصوص تبادل گسترده داده ها و اطلاعات در بستر اینترنت و فضای مجازی، نقش رسانه فراگیرتر شده است. کودکان و نوجوانان از کاربران عمده رسانه و به ویژه رسانه های فعال در بستر مجازی هستند و به طور طبیعی از رسانه تأثیر می پذیرند. در کنار فواید گسترده و آموزش های مفیدی که در بستر رسانه های نوین و فضای مجازی نصیب کودکان و نوجوانان می شود، احتمال بزه دیدگی به صورت کلی و به صورت خاص بزه دیدگی جنسی، از مخاطراتی است که در بزرگراه های تبادل داده و اطلاعات کودکان و نوجوانان را تهدید می کند و سیاست محدودسازی(فیلترینگ) به عنوان ابزاری برای کاهش این مخاطرات استفاده شده است. پرسش اصلی تحقیق این است که فضای مجازی و سیاست محدودسازی چه نقشی در بزه دیدگی جنسی کودکان دارد؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که به جهت نقش ابزاری و تسهیل کنندگی، میان رسانه و بزه دیدگی جنسی رابطه معناداری وجود دارد. سیاست فیلترینگ که جهت مقابله یا کاهش اثرات منفی رسانه مورد استفاده قرار می گیرد، به دلایل ناکارآمدی فنی و گمراه سازی مسیرهای تبادل اطلاعات، افزایش فنون خنثی ساز و توسعه فیلترشکن ها، موجب تشدید بزه دیدگی جنسی نسبت به اطفال و نوجوان شده است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان