هرچند دموکراسى از آغاز به معناى حکومت اکثریت تلقى مىشد، ولى در کشورهاى غربى همواره شرایطى قرار مىدادهاند که عملاً بسیارى از شهروندان از انتخاب شدن و انتخاب کردن محروم مىشدند. از شرایط انتخاب شوندگان، گذشته از شرایط فردى، مىتوان به جمعآورى امضاء از مردم یا نمایندگان و پیش گزینش و انتصاب داوطلبان اشاره کرد و از شرایط انتخاب کنندگان، محدودیتهاى بیولوژیکى، موقعیت اجتماعى و ویژگىهاى فردى قابل ذکر است.
"حق تالیف در عرصه فرهنگ و هنر آغاز شد. از آغاز در این عرصه دو رویکرد شکل گرفت: رویکردی تجاری و اقتصادی که بیشتر دلمشغولِ حق تهیه کنندگان و سرمایه گذاران است و رویکرد دیگری که نگران حق مؤلف و پدیدآورنده اثر است. رویکرد نخست ریشه در کشورهای آنگلوساکسون دارد و رویکردی فرهنگی برخاسته از فرانسه است. با توسعه تولیدهای رایانه ای به ویژه نرم افزارها و بازی های رایانه ای و با جدا شدن بازار نرم افزار از سخت افزار، تکثیرهای غیرقانونی و دزدی هایی که می توان آنها را «دزدی های مخملی» نامید، جامعه جهانی بر ای حفظ حقوق پدیدآورندگان این کالاهای علمی و فرهنگی، دست به کار شد. در این مقاله راهکارهای رویارویی با این خطر بررسی و چالش های داخلی و بین المللی قوانین مربوط به حق تالیف در این عرصه بررسی می شود. چالش های موجود در این عرصه و بررسی نقاط قوت و ضعف رویکردهای گوناگون، برای مسائل موجود در دستورکار حق مؤلف در کشورمان مفید باشد.
"
جهانشمول بودن دموکراسى لیبرال امروزه بیشتر از سوى توسعهگرایان تبلیغ مىشود. اما این دیدگاه از عنصر تنوع فرهنگى و تاریخى در تحلیل پدیدهها غافل است و از این رو با اصل قرار دادن مسیر نوگرایى در غرب، خواهان از میان رفتن گوناگونى و همسانسازى جوامع غیرغربى، براى رسیدن به مدل توسعه لیبرال دموکراسى است. نویسنده از پایهها و پیشفرضهاى این نظریه پرده بر مىدارد و ضمن بررسى انتقادى آن، به تفصیل از نقش عمده صهیونیسم و فرماسونرى در ارائه این تفکر سخن مىگوید. از این رو، نویسنده معتقد است که در برخورد با الگوى توسعه غربى باید به گزینش عالمانه و متناسب با فرهنگ خودى دست زد و به دلیل پیچیدگىهاى موضوع، این گزینش سخت دشوار و پرمخاطره است.(1)آیا مقارن شدن تجدد در غرب با نفى سنتها حاکى از آن است که تجددگرایى الزاماً با حفظ نهادهاى سنتى ناسازگار است؟ آیا همه جوامع محکوم به پیمودن راهى هستند که در غرب طى شده است؟ تمدن غرب مدتهاست که خود را در چنین موضعى مىداند و این اعتقاد نادرست براى برخى از اندیشمندان غربى پدید آمده است که تمدن غرب قافلهسالار و پیشتاز تمدنهاى بشرى است و جوامع دیگر دوران طفولیت خود را سپرى مىکنند و چارهاى جز پیمودن راه غربیان را ندارند. جوامع غربى نه تنها نهادهاى سیاسى و اقتصادى بلکه راه و رسم زندگى و فرهنگ خود را نیز جهانشمول و قابل تسرى به همه جوامع مىدانند. تلاش بىوقفه غرب براى تحمیل نظام دموکراسى لیبرال بر دیگر جوامع را مىتوان نمادى از امپریالیسم سیاسى غرب دانست. ریشهیابى چنین بینشى حایز اهمیت فراوان است و لازم است مورد نقد و بررسى علمى قرار گیرد.
رابطه قدرت های ملی و محلی از انقلاب فرانسه تا به امروز موضوع روز فرانسه است. مناسبت قدرت های محلی و ملی را دو فرایند تراکم زدایی و تمرکززدایی رقم زده است. با روی کار آمدن سوسیالیست ها تراکم زدایی شتاب بیشتری گرفت و قانون 1982 و قوانین متعددی که بعد از آن به تصویب رسیدند به تدریج قدرت را در لایه های مختلف توزیع کرد. تقسیم قدرت بین دولت مرکزی و نمایندگان دولت (تراکم زدایی) و واگذاری اختیارات دولتی به نهادهای منتخب مردم، مانند شوراهای شهر و شوراهای فرادستی و به ویژه شهرداری ها (تمرکززدایی) تا حدی از شدت نظام متمرکز فرانسه کاست. در جریان همین واگذاری اختیارات بود که بخش زیادی از امور فرهنگی به قدرت های محلی واگذار شد. ورود قدرت های محلی در امور فرهنگی تأثیر شگرفی بر همبستگی اجتماعی و توسعه و پیشرفت شهرها گذاشت. بین قدرت های محلی، بیشترین اختیارات امور فرهنگی به شهرداری ها که منتخب مردمند واگذار شد. فرهنگ به تدریج در شهرها از جایگاه والایی برخوردار گشت و مدیران سامان شهری، با دریافتن نقش فرهنگ در ایجاد همبستگی اجتماعی، شتابان به سوی فرهنگی کردن شهرها روی آوردند. فرهنگ و زندگی روزمره مردم این کشور به قدری در هم تنیده که می توان نام «فرهنگ شهر» را به جای دولت شهرهای آتن برای شهرهای فرانسه پیشنهاد کرد.
"سینما اثرگذارترین ابزار فرهنگی در روزگار کنونی است. هنر هفتم فرهنگ را نخست، به تماشاخانهها و سپس، از راه تلویزیون و ابزارهای نوین دیداری و شنیداری، به خانههای مردم کشاند. شاید به همین دلیل، آندره مالرو توجهی ویژه به سینما داشت و آن را راهی کوتاه برای مردمی کردن فرهنگ و دستیابی به دموکراسی فرهنگی می دانست. سینما در فرانسه، از روزگار تولدش، شتابان پیش رفت و تا پیش از جنگ دوم جهانی، سینمای برتر جهان بود. اما از روزگاری که پای آمریکاییها به این عرصه باز شد، با استفاده از ابزارهای نو و سرمایهگذاریهای کلان، صنعت سینما در این دیار، پرشتاب پیش رفت و به هماوردی جدی برای سینمای فرانسه تبدیل شد. در این نبرد نابرابر، سینمای فرانسه به یاری دولت نیازمند بود و بهتنهایی، تاب ایستادگی در برابر این هجوم همهجانبه را نداشت. دولت از آغاز، با دو هدف به عرصه سینما وارد شد: یاری رساندن به سینمای فرهنگی و هنری در برابر فیلم های تجاری، و ایستادگی در برابر سینمای آمریکایی برای دفاع از نوعی تنوع فرهنگی که فرانسویها خود را پیشاهنگ دفاع از آن میدانستند. در این نوشتار، راهکار فرانسوی ها را برای رسیدن به این دو هدف بررسی کرده ایم. این رویکرد فرانسوی برخاسته از مسئلهای است که دلمشغولی سینمای ایرانی نیز به شمار میآید. روابط دولت و سینما در فرانسه، ممکن است علاقه سیاستگذران فرهنگی کشور ما را نیز به خود جلب کند.
"
در این مقاله، نظام انتخاباتی فرانسه در لایه های مختلف قدرت و تأثیر آن بر زندگی سیاسی و رفتار رأی دهندگان بررسی شده است. فرانسوی ها در انتخابات مجلس ملی، نظام اکثریتی دومرحله ای را برگزیدند. این شیوه انتخاباتی، موجب شده نظام چندحزبی و دوقطبی در سرزمین گل ها نهادینه شود. اگرچه این نظام انتخاباتی به زیان احزاب کوچک، به ویژه حزب دست راستی افراطی است، به سنتی فرانسوی تبدیل شده که بیشتر احزاب و گروه های سیاسی خواستار آن اند. نظام انتخاباتی فرانسه، اگرچه به اندازه نظام تناسبی عادلانه نیست، موجب کارآیی و پایداری نظام سیاسی در جمهوری پنجم شده است. این نظام علاوه بر اینکه بر آرایش نیروهای سیاسی اثرگذار است، بر رفتار رأی دهندگان و احزاب سیاسی نیز تأثیر داشته است. در این نوشتار پس از بررسی چگونگی تبدیل رأی به کرسی های نمایندگی در لایه های مختلف قدرت، پیامدهای این نظام انتخاباتی نیز بررسی شده است.
سیاستگذاری فرهنگی را می توان از رسالت های خطیر حاکمیتی دانست که امروز به عنوان یک حوزه دانشی نیز مطرح شده و در مجامع علمی و پژوهشی مورد توجه قرار گرفته است. با این وجود باید گفت این حوزه علمی ومدیریتی، به نسبت حوزه دانشی مدیریت راهبردی و حتی حوزه سیاستگذاری عمومی، جوان تر و به همان نسبت نیز نحیف تر است. یکی از اقدامات برای ترمیم این خلاء حیاتی در جمهوری اسلامی ایران، بررسی تجارب سایر کشورها به ویژه کشورهای اسلامی در حوزه سیاستگذاری فرهنگی است. برای این منظور، پس از مطالعات نظری که در قالب چارچوب مفهومی تحقیق ارائه شده است، اسناد و داده های مرتبط با سیاستگذاری فرهنگی در دو کشور اسلامی ترکیه و مصر مطالعه شده است و این داده ها بر اساس هشت مولفه شامل رویکرد به فرهنگ، عرصه های فرهنگی، نهادهای حاکمیتی، نقش ها و نهادهای غیرحاکمیتی، ارتباطات فرهنگی فراملی، اهداف فرهنگی، اصول سیاستگذاری و ابزارهای سیاستی بررسی و طبقه بندی شده است.
این مقاله که سعی در بررسی ویژگی ها و پیدایش دوگانه ی راست و چپ در جهان سیاست دارد، ابتدا به تبیین این مفاهیم جهان شمول در زندگی انسان می پردازد. برتری دست راست نسبت به دست چپ در فرهنگ ها و نیز نسبت دادن این دوگانه به زوج مرد و زن با ارائه ی مثال های در ادبیات کهن فارسی بخش دیگری از این پژوهش است. پژوهشگر سپس به حضور و اهمیت این دوگانه در مذهب و متون مقدس می پردازد و شباهت رویکرد مذاهب مختلف در قبال این دو مفهوم با برتری بخشیدن به جهت راست و نسبت دادن آن به نیکان و سمت چپ به بدان را به تصویر می کشد. پس از بررسی حضور این دوگانه در سیاست در طی انقلاب کبیر فرانسه در جریان جلسات مجلس مؤسسان فرانسه و قرار گرفتن طرفداران قدرت بی حد و حصر شاه در سمت راست و طرفداران مردم و انقلابیون در سمت چپ، به اهمیت نقش جراید از سال 1815 به بعد در عمومی کردن این واژگان در عرصه ی سیاسی فرانسه می پردازد. ساده، تغییر پذیر و قابل فهم بودن این مفاهیم برای بیگانگان با دنیای سیاست به عنوان دلائل موفقیت این واژگان در سیاست معرفی می شوند
مقدمه: در جهان امروز که بحران های فرهنگی درصدد تهی کردن انسان از معنویت می باشند، تبلیغ دین ضروری می باشد.با توجه به پیشرفت تکنولوژی، ابزار و روش های جدیدی برای تبلیغ دین وجود دارد لذا شناخت دقیق فضای مجازی و تلاش برای روش های تأثیرگذاری دین در این فضا جهت ارتقای فرهنگ دینی جامعه ضروری می باشد.
هدف: با توجه به اینکه فضای مجازی توانسته است مخاطبان زیادی را جذب کند و این فضا می تواند موقعیت مناسبی را برای تأثیرگذاری فرهنگی بر این مخاطبان فراهم کند ولی با وجود تلاش برخی بخشهای فرهنگی در این فضا هنوز شاهد مشکلات فرهنگی در جامعه هستیم، در این بین آسیب شناسی روش های تبلیغات دین در فضای مجازی موجب شناخت ریشه ها، علل و عوامل آسیب ها و ضعف هایی می گردد که موجب عدم کارایی تبلیغات دینی می شوند.
روش: در تدوین چارچوب نظری از نظریه عمل بوردیو، نظریات ارتباطات و دیدگاه هایی در باب آثار اینترنت استفاده شده است. هم چنین در بحث ابعاد و نشانه های دین داری از مدل دین داری شجاعی زند بهره گرفته شده است. با عنایت به موضوع تحقیق، مناسب ترین روش برای انجام دادن آن، روش پیمایش است وجامعه آماری تحقیق شامل دختران دبیرستان 13 آبان منطقه 8 تهران است و حجم نمونه این تحقیق طبق فرمول کوکران 175 نفر محاسبه شده است.
یافته ها: نتایج تحقیق بیانگر این است که بین میزان استفاده از روش های تبلیغ دین در فضای مجازی با نیازهای کاربر، میزان اعتبار رسانه، معتقد بودن، انجام اعمال اخلاقی، داشتن ظاهر دینی و سرمایه اینترنتی، رابطه معنی داری وجود ندارد. هم چنین نتایج نشان داد بین میزان استفاده از روش های تبلیغ دین در فضای مجازی با میزان استفاده کاربر از فضای مجازی، میزان احساس گمنامی، میزان مشارکت دینی، انجام اعمال عبادی، رعایت احکام دینی و تعظیم شعائر دینی رابطه معنی داری وجود دارد.
نتیجه گیری: با توجه به وجود رابطه معنی دار بین برخی متغیرها، ابعاد و نشانه ها، بایستی برای بالابردن میزان استفاده از روش های تبلیغ دین در فضای مجازی، روی این موارد برنامه ریزی های لازم صورت گیرد تا با پررنگ تر شدن هر چه بیشتر حضور دین در بین مردم، مشکلات جامعه کاهش یابد.