واکاوی رویکرد و نظریه هویت معماری کریستوفر الکساندر در همگرایی اقوام و ادیان (نمونه موردی: محلات مرکزی منتهی به خیابان امام ارومیه)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۱
1 - 16
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: یکی از اصول کلیدی نظریه های کریستوفر الکساندر، تأکید بر شناخت عمیق محیط و ارتباط با فرهنگ های محلی است. این پژوهش با هدف بررسی هویت محیطی و معماری شهر ارومیه از دیدگاه نظریات الکساندر انجام شده است. ارومیه به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص و تنوع فرهنگی، محیطی مناسب برای تحلیل هویت محیطی و نقش معماری در تقویت همزیستی اقوام و ادیان مختلف دارد. روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و به صورت مطالعه موردی انجام شده است. داده ها از طریق مشاهده، مصاحبه و عکاسی گردآوری و سپس تحلیل شده اند. رویکرد کیفی و پارادایم فرااثبات گرایی به منظور دستیابی به شناختی عمیق از هویت معماری و نقش آن در همزیستی مسالمت آمیز استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که بناهای تاریخی و مذهبی ارومیه، مانند کلیسای ننه مریم و مسجد جامع، با محیط طبیعی و نیازهای فرهنگی مردم هماهنگ بوده و حس تعلق به مکان را تقویت می کنند. معماری ارومیه با بهره گیری از مصالح بومی و اصول پایداری، علاوه بر سازگاری با اقلیم، به ایجاد پیوندهای فرهنگی میان اقوام مختلف کمک کرده است. همچنین، فضاهای باز پیرامون بناها به عنوان نقاط گردهمایی اجتماعی و فرهنگی، تعاملات میان اقوام را تسهیل کرده اند. نتیجه گیری: پژوهش نشان می دهد که معماری ارومیه، به دلیل استفاده از مصالح بومی و توجه به اصول پایداری، علاوه بر همخوانی با محیط طبیعی، به عنوان نمادی از همزیستی فرهنگی و تعاملات مثبت میان اقوام مختلف عمل کرده و می تواند الگویی برای دیگر محیط های چندفرهنگی باشد.