نزاع بر سر میراث بیکن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندیشه های فرانسیس بیکن به عنوان یکی از منادیان علم جدید منشأ تأملات فلسفی فراوانی در حوزه های مختلف فلسفی، به ویژه در حوزه فلسفه عملی و پرسش های مربوط به اخلاق و حقوق گردیده است. بیکن با طرح ایدئال خود از جهان آینده که مبتنی بر دستیابی انسان ها به بیشترین مواهب در زندگی است و تصویر آن در آثاری همچون آتلانتیس نو ترسیم شده تلاش کرد برنامه ای برای مداخله صنعتگرانه و بهره وری تکنیکی از طبیعت تنظیم کند تا از طریق آن نواقص و محرومیت های زندگی انسان از قبیل جنگ، فقر و بیماری رفع شود و با بازگشت اقتدار انسان، زمینه دستیابی بدون خشونت و رنج ابنای بشر به یک بهشت زمینی که در آن کلّ طبیعت در خدمت بهزیستی انسان قرار گرفته فراهم آید. اما این طرح آرمانی از آن جهت که در دوران مدرن فجایع انسانی و زیست محیطی بیشماری به بار آورده نقدهای جدی منتقدان را برانگیخته است. هانس یوناس با نقد آرمان بیکن مبنی بر سیادت و سیطره او بر طبیعت، جوامع مدرن را به کنار گذاشتن این آرمان و مواجهه مسئولانه با طبیعت در جهت حفظ و صیانت آن فراخوانده است. زیرا این آرمان بهره گیری تکنیکی از طبیعت به منظور نیل به خیر و فایده برای زندگی انسان و زمینه سازی حاکمیت او را اصل قرار داده و نگاهی خوش بینانه به آرمان بهشت زمینی داشته است، درحالیکه به تبعات منفی آن از جمله جدایی انسان از طبیعت و سیادت او بر طبیعت توجه نکرده است. لذا باید این رویه را تغییر داد و از انسان محوری به طبیعت محوری روی آورد و انسان مدرن را در جایگاه فاعل اخلاقی ملزم به رعایت اصل مسئولیت در برابر طبیعت که هم الزام اخلاقی و هم حقوقی در قبال طبیعت را به دنبال دارد، نمود. این مقاله با پرداختن به برخی نظرات درباب ایدئال بیکن نشان می دهد که باید بین آرمان و برنامه او تمایز گذاشت تا به نحوی مطلوب تر به تبعات مثبت و منفی آن پی برد.