زهرا ملاحیدرعلی مؤذن

زهرا ملاحیدرعلی مؤذن

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

بررسی تقابل گفتمان های اجتماعی در غزلی از حافظ

کلیدواژه‌ها: اجتماعی تقابل گفتمانی تحلیل متن ادبی شعر حافظ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۲۶۴
حافظ در بسیاری از غزل های خود به صورت شاعرانه به موضوعات اجتماعی پرداخته است و تلاش می کند گفتمان های غالب روزگار را به چالش بکشد و در برابر آن ها از گفتمان های مغلوب حمایت نماید. مهم ترین رویارویی در شعر حافظ جدال گفتمان زهد و ریا با گفتمان رندی و خوش باشی است. در این مقاله، بر اساس الگوی تفسیری چندسطحی، غزل حافظ با مطلعِ منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن / منم که دیده نیالوده ام به بددیدن از منظر بررسی تقابل های اجتماعی بررسی شده است. بر اساس نتایج به دست آمده درمی یابیم که در جامعه ی عصر حافظ، زهد ریاکارانه و جزم اندیشی ابزاری است در دست قدرتمندان که برای تأمین منافع خود از آن بهره می گرفته اند. در مقابله با این رویکرد، حافظ در پی آن است که در کنار تک صدایی موجود در جامعه که مورد تأیید حاکمان است، صدایی دیگر را نیز حداقل در سطح شعر خویش مطرح کند و از این طریق به وضعیت و دیدگاه های موجود در محیط و زمانه خود اعتراض کند. هدف حافظ از طرح گفتمان شبه ملامتی، نقد گفتمان قدرت و تهذیب اجتماعی است تا دین و تقوا دامِ تزویر برای فریب خلق نشود و عیب جویی از دیگران شخص را به خودپرستی نکشاند. البته بهره گیری استادانه از عناصر زبانی و زیبایی آفرینی و والایی اندیشه های مطرح شده در متن، موجب شده است تا شعر حافظ نمودی فرازمانی و فرامکانی به خود گیرد و صدای اعتراضی همیشگی به زهد دروغین و فریبکاری اربابان قدرت در تمامی جوامع و دوره ها به شمار آید.
۲.

مقایسه مفهوم دیگری نامتناهی در فلسفه لویناس با خداوند در «تمهیدات» عین القضات همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خداوند دیگریِ نامتناهی لویناس عین القضات تمهیدات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۹
مهم ترین دستاورد عرفان عملی، زیستِ با اخلاق است. اساسِ مناسبات اخلاقی بر دیگرخواهی و مسئولیت در برابر غیر استوار شده است که با نفی خودمحوری و گریز از خویشتن معنا می یابد. به زعم امانوئل لویناس، در تعاملات با عالم هستی، هرجا سوژه با غیری مواجه شود که تحت سلطه «من» قرار نگیرد و خودبسندگی اش زیر سؤال برود، آنجا بستری است که اخلاق می بالد. تجربه مواجهه با غیر، در هیئت «دیگری» به اوج می رسد که لویناس غیریت او را با اصطلاح «نامتناهی» توصیف می کند. با ورود تصور نامتناهی به جهان سوژه، آگاهی او دچار «شکافت» می شود که لویناس از این وضعیت تعبیر به اخلاق می کند. او مواجهه چهره به چهره با «دیگری» را با مسئولیت نامتناهی برابر می داند. در جهان هستی، نامتناهیتِ مطلقی هست که هرگز نمی تواند عطش کنجکاوی آدمی را به تمام وکمال فروبنشاند و آن خداوند است. در سنت عرفان عاشقانه، عارف بنابر پیمانی ازلی، خود را در مقابل عشق خداوند مسئول می داند و رسالت خود را عشق ورزی خالصانه به او، بی چشمداشتی، می انگارد؛ ازاین رو جهد می ورزد تا با فنای صفات نفسانی، اسباب قرب به حق را فراهم آورد. در این طریق، عارف با فانی کردنِ صفات خویشتن، به صفات «دیگریِ» نامتناهی باقی می گردد؛ به عبارتی، هویتِ حقیقی و اصیلِ سوژه در این مواجهه شکل می گیرد. رساله تمهیدات، نوشته عین القضات همدانی، یکی از آثار منثور عرفانی است که در آن رابطه میان عارف و خداوند، جلوه ای ویژه دارد. این پژوهش بر آن است تا به روش تحلیل محتوایی، این رابطه عاشقانه را با فلسفه اخلاقِ لویناس و رابطه سوژه و «دیگریِ» نامتناهی تطبیق دهد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان