استفاده ابزاری از ایدئولوژی دینی در سیاست خارجی ایلخانان و مملوکان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در دوره میانه، دین در جهان اسلام فراتر از یک نظام اعتقادی فردی عمل می کرد و به ابزاری فعال در خدمت سیاست خارجی دولت ها تبدیل شد. مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی نقش ایدئولوژی دینی در سیاست خارجی ایلخانان (۶۵۳-۷۳۶ق) و ممالیک (648-923ق) و تأثیر آن در شکل گیری رقابت میان آنهاست. در پاسخ به این سؤال که: ایدئولوژی دینی چه نقشی در سیاست خارجی دولت های ایلخانی و مملوکی و در شکل گیری رقابت میان آنها ایفا کرد؟ فرضیه پژوهش آن است که دین برای هر دو حکومت، نه یک مؤلفه اعتقادی صرف، بلکه ابزاری کارکردی برای مشروعیت بخشی سیاسی، تقویت دیپلماسی و ساماندهی روابط خارجی بوده است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با بررسی تطبیقی انجام شده و داده ها بر پایه منابع تاریخی دست اول و مطالعات ثانویه گردآوری و تحلیل گردیده است. اهمیت این تحقیق در آن است که نشان می دهد درک مناسبات ایلخانان و ممالیک، بدون توجه به نقش ابزاری دین، منجر به تحلیلی ناقص از سازوکار رقابت و تعامل میان آنها خواهد شد. یافته ها حاکی از آن است که در هر دو دولت، ایدئولوژی دینی نقشی فعال در جهت دهی تصمیم های دیپلماتیک داشت؛ چنان که اسلام آوری احمد تگودار (حک: 680-683ق)، برای جلب مشروعیت و نزدیکی به ممالیک و نهادینه سازی خلافت عباسی در قاهره به عنوان سرمایه ای نمادین برای مشروعیت بخشی مذهبی، هر دو در خدمت تثبیت قدرت و پیشبرد اهداف سیاست خارجی قرار گرفتند. در مجموع، دین در سیاست خارجی ایلخانان و ممالیک، نه عنصری حاشیه ای، بلکه عاملی ساختاری، هدفمند و ابزاری در شکل دهی به الگوهای رقابت و همکاری بود.