ماجرای گم شدن زره امیرالمؤمنین علیه السلام و رفتن ایشان به دادگاهِ قاضی شریح برای گرفتن آن، یکی از داستان های مشهور است که هم در میان عوام شهرت دارد و هم در کتب حدیث و فقه شیعه و اهل تسنن منعکس شده است. آنچه از نقل مشهور این ماجرا برمی آید آن است که امیرالمؤمنین علیه السلام خویشتن را با مردم عادی و بلکه غیر مسلمان در جامعه، در برابر قانون، مساوی گرفته و حتی در مقابل حکمی که علیه ایشان صادر شد، اعتراضی ننمودند. این ماجرا موجب نتیجه گیری هایی از قبیل برابری امام معصوم با سایر مردم در برابر هر قانونی شده است. در این مقاله با بررسی منابع، اسناد و متن روایت مزبور نشان داده می شود که نقل مشهور از آن صحت ندارد و نقل غیرمشهور، هم سند صحیح دارد و هم با مبانی منطقی تشیع سازگار است.
عصمت یکی از مباحث مهم کلامی است که از دیرباز مورد توجه مفسران و قرآن پژوهان بوده است. یکی از مباحث مربوط به عصمتِ پیامبرگرامی اسلام(ص)، انتساب «ذنب و استغفار» به آن حضرت است که در آیات متعددی از قرآن ملاحظه می شود. این نوشتار درصدد است تا آراء آیت الله معرفت و فخر رازی، یکی به نمایندگی مکتب تفسیری امامیه و دیگری به نمایندگی مکتب تفسیری اشاعره را مقایسه و نقد کند. بررسی ها نشان می دهد، آیت الله معرفت عصمت را برای تمام دوران زندگی پیامبر اکرم(ص) ثابت می کند و «ذنب» را گناه اجتماعی و إستغفار پیامبر(ص) را نیاز ایشان به رشد و بالندگی و بهره مندی از امدادهای الهی می داند؛ امّا فخر رازی در تحلیل خود عصمت را به دوران بعد از نبوّت و ذنب را به پیش از نبوّت مربوط می شمارد. در این نوشتار مواردی چون گناه مؤمنین، ترک عملِ اولی و گناه صغیره جایز در پاسخ از وجوه محتمل بر شمرده شده است.