نقش زبان فارسی به مثابه ابزار قدرت نرم ایران در جهان اسلام: واکاوی تطبیقی رویکردهای زبان شناختی، فلسفی و ادبی در ایران شناسی فرانسوی (با محوریت دیدگاه ژیلبر لازار، هانری کربن و شارل هانری دوفوشه کور)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
اغلب پژوهش های مربوط به روابط خارجی ایران دوره اسلامی بر مؤلفه های نظامی، سیاسی یا مذهبی تمرکز دارند. در این میان، نقش زبان فارسی به عنوان ابزار نفوذ فرهنگی و سیاسی فراملی کمتر در قالب یک چارچوب نظری تحلیل شده است. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-تطبیقی، جایگاه زبان فارسی را به عنوان ابزار قدرت نرم در چارچوب ایران شناسی فرانسوی بررسی می کند و بر دیدگاه ژیلبر لازار (رویکرد زبان شناختی)، هانری کربن (رویکرد فلسفی-هرمنوتیکی) و شارل-آنری دو فوشه کور (رویکرد ادبی-فرهنگی) تمرکز دارد. پرسش اصلی این است که چگونه ایران شناسان فرانسوی، زبان فارسی را به عنوان مولفه قدرت نرم ایران در پهنه جغرافیایی جهان اسلام تبیین کرده اند؟ یافته ها نشان می دهد که هر یک از این متفکران، از زاویه ای متفاوت، به بازنمایی ظرفیت تمدنی زبان فارسی پرداخته اند: لازار از منظر ساختاری و تاریخی، کربن از منظر معنوی و هستی شناختی، و فوشه کور از منظر اخلاقی-زیبایی شناختی. ترکیب این سه رویکرد نشان می دهد که زبان فارسی فراتر از یک نظام ارتباطی، حامل سرمایه نمادین و فرهنگی ایران در جهان اسلام بوده است.