رحمت عباس نژاد سرستی

رحمت عباس نژاد سرستی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۲ مورد از کل ۲۲ مورد.
۲۱.

پژوهشی نو بر بقایای میکروفسیلی برجای مانده در سنگ ساب های صخره ای پناهگاه باوه یوان- کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷
دست سازه های صخره ای یا سنگ ساب های صخره ای، حفره هایی با ابعاد و اشکال متنوع هستند که بر بستر صخره ها ایجاد شده اند. شواهد نشان می دهد که این فناوری از دوران پارینه سنگی تا عصر حاضر مورد استفاده قرار می گرفته است. این یافته های فرهنگی می توانند به ابهامات مهمی در باستان شناسی، از جمله الگوهای معیشتی، پوشش گیاهی و روش های فرآوری مواد، پاسخ دهند. به دلیل اهمیت این دست ساخته ها در مطالعات انسان شناسی و باستان شناسی؛ در سایر کشورهای دنیا پژوهش های منسجمی انجام شده است. در ایران، پژوهش در این زمینه محدود بوده و تاکنون مطالعات آزمایشگاهی بر روی این یافته ها انجام نشده است. به دلیل اهمیت این موضوع و کمبود پژوهش های مرتبط در ایران، بنیاد پژوهش های پارینه سنگی دیارمهر، مطالعات دقیق و علمی را در این زمینه آغاز کرده است. در این مقاله، بقایای میکروفسیلی به دست آمده از دیواره ی سنگ ساب های صخره ای در پناهگاه باوه یوان کرمانشاه به طور ویژه مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین، با استناد به داده های حاصل از کاوش ها، مطالعات ریخت شناسی و آزمایش های انجام شده بر روی بقایای میکروفسیلی، به کاربری این سنگ ساب ها و ارتباط آن ها با محوطه باوه یوان پرداخته شده است. بقایای میکروفسیلی گیاهی با چشم غیرمسلح قابل دیدن نیستند و در فرایند تحقیقات، اطلاعات بسیار مهمی را در اختیار پژوهشگران قرار می دهند. بقایای میکروفسیلی به دست آمده شامل اجزای مختلف گیاهی، از جمله فیتولیت ها، الیاف گیاهی، مواد معدنی و زغال است. بر اساس شواهد و مدارک به دست آمده از سنگ ساب های صخره ای این محوطه، این فرضیه مطرح می شود که کاربری آن ها غیرمعیشتی بوده و احتمالاً برای اهدافی مانند فرآوری الیاف گیاهی، ایجاد روشنایی و تولید محدود محصولات گیاهی مورد استفاده قرار می گرفته اند.
۲۲.

زیستگاه های دوره نوسنگی در سرزمین های کوهستانی و دشت های چهارمحال و بختیاری در زاگرس مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۱
هدف: مقاله حاضر به بررسی جایگاه و اهمیت منطقه چهارمحال وبختیاری در فرایند گذار از جوامع شکارگر گردآورنده به جوامع نوسنگی تولیدکننده غذا در چارچوب مطالعات پیش ازتاریخ زاگرس مرکزی می پردازد. روش: روش تحقیق مقاله مبتنی بر تلفیق داده های حاصل از پژوهش های میدانی پیشین و نتایج بررسی های میدانی جدید انجام شده در سال ۱۴۰۳ در شهرستان های لردگان، خانمیرزا و فلارد است که با تمرکز بر تحلیل الگوی استقرار اجرا شده اند. نتایج این بررسی ها منجر به شناسایی ۵۳ محوطه نوسنگی شد که برخی دارای چند دوره استقراری و برخی تک دوره ای هستند. تحلیل مواد فرهنگی، به ویژه سفال ها، امکان تفکیک سه مرحله متمایز نوسنگی با سفال را در منطقه فراهم ساخته است که یکی از آن ها به عنوان مرحله ای ناشناخته و نوظهور در نوسنگی منطقه بختیاری مطرح می شود. نتایج: بررسی های میدانی منجر به شناسایی ۵۳ محوطه نوسنگی در چهارمحال و بختیاری شد که عمدتاً در دره ها، دامنه ها و تراس های مجاور منابع آب دائمی و فصلی استقرار یافته اند و بیانگر الگوی استقراری سازگار با دامداری فصلی و تحرک نسبی هستند. مطالعه گونه شناسی سفال ها سه مرحله متمایز فرهنگی را مشخص کرد که نشان دهنده تداوم و تحول سنت های بومی همراه با تعاملات فرامنطقه ای است. نتایج، نقش تعیین کننده عوامل محیطی در سازمان فضایی استقرار و راهبردهای معیشتی را تأیید می کند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که الگوهای استقراری نوسنگی در چهارمحال وبختیاری، به ویژه در مناطق کوهستانی، به شدت تحت تأثیر شرایط زیست محیطی بوده و با شیوه های معیشتی مبتنی بر کوچ نشینی یا استقرارهای فصلی همخوانی دارد. این پژوهش بر ضرورت تدوین برنامه های پژوهشی جامع، توسعه مطالعات میان رشته ای و انجام کاوش های هدفمند برای بازسازی دقیق تر فرایند نوسنگی شدن در این بخش مهم از زاگرس تأکید می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان