پژوهه باستان سنجی

پژوهه باستان سنجی

پژوهه باستان سنجی سال 11 بهار و تابستان 1404 شماره 1 (پیاپی 21) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

سنجش فرآیند برخورد سرپیکان به زره با روش (FEM) اجزاء محدود، مطالعه موردی: سرپیکان های عصر آهن II و III گورستان قره تپه سگزآباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۵
با ورود به هزاره نخست پ.م و پررنگ تر شدن کمانداری در ارتش های خاورنزدیک، شمار سرپیکان های کشف شده در گورستان ها، استقرارگاه ها و استحکامات عصر آهنی در غرب فلات ایران و مناطق همجوار افزایش یافت. در کنار این افزایش، فرم های گوناگون و گاهاً نوظهور همچون سه پره سوکتی در منطقه پدیدار می شوند که نمی تواند برای سلاح پرمصرفی چون تیر ویژگی عادی تلقی شود، و چرایی آن می تواند درک مهمی از قابلیت های مهندسی و طراحی جنگ افزار در این دوره را در اختیار قرار دهد. از این رو با استفاده از نرم افزار شبیه سازی آباکوس بر پایه روش اجزاء محدود، آزمونی طراحی شد که بازسازی عملکرد سلاح های آن دوره را در شرایط گوناگون امکان پذیر می سازد. بدین منظور سه گونه شاخص سرپیکان برنزی از یافته های کاوش های 1395 و 1396 گورستان شرقی قره تپه سگزآباد، و یک گونه نیز از یافته های تخت جمشید انتخاب شدند. در مجموعِ 16 تیراندازی شبیه سازی شده به دو پوشش دفاعی مرسوم در این دوره، زره پولکی و کتانی در دو بازه سرعت نهایی متفاوت از کمان های زاویه دار (2/74 - 2/63 m/s) و B شکل (3/64 تا 7/54 m/s) در فواصل 5/7، 15 و30 متری گونه های منتخب مورد مطالعه قرار گرفتند. براساس نتایج، با در نظر گرفتن توانایی سوراخ سازی به عنوان معیار سنجش سرپیکان در شرایط شبیه سازی، خواص هندسی سرپیکان و خواص مکانیکی زره، عوامل تعیین کننده بودند. به این ترتیب تنها سرپیکان زبانه دار با تیغه هرمی به واسطه فرم خاص خود توانست در فرآیند سوراخ سازی، بهترین بازده را ثبت کند. سه نمونه دیگر در مقابل زره کتانی موفق به تکمیل فرآیند شدند و سوراخ هایی با مساحت بیش از 2mm30 ایجاد کردند، اما هیچ یک تهدیدی جدی برای سرباز مجهز به زره پولکی به حساب نمی آمدند. از جامعه آماری سرپیکان های انتخابی چنین بر می آید که کمیت اندک گونه هرمی در مقابل سه گونه دیگر، علارغم عملکرد مناسب در برابر اهداف زرهی، احتمالاً می تواند بیانگر کم بودن سربازان و اهداف زرهی نسبت به نیروهای غیر زرهی در ارتش های منطقه، حداقل تا قرن 6 پ.م باشد.
۲.

نمونه برداری از آثار تاریخی- فرهنگی در ایران: چالش ها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۳
پژوهش های علمی و میدانی-آزمایشگاهی در حوزه آثار تاریخی و فرهنگی با چالش های متعددی روبرو هستند، از جمله بی توجهی به اولویت علوم آزمایشگاهی در سیاست گذاری ها و برنامه های اجرایی، نبود یا ضعف تجهیزات و امکانات آزمایشگاهی مناسب و کارآمد، عدم تخصیص منابع مالی کافی برای پژوهش های آزمایشگاهی، و نبود یا ضعف مقررات برای نظام مند کردن نمونه برداری از اشیاء و آثار تاریخی. نمونه برداری، اساس بسیاری از پژوهش های آزمایشگاهی مبنای میراثی است که فراتر از مقررات علمی، نیازمند چارچوب مشخص و روشنی از مقررات حقوقی است؛ چارچوبی که الزامات و ملاحظات قانونی داخلی کشورها را، به ویژه در صدور مجوزهای نمونه برداری از اشیاء و بافت های تاریخی، رعایت کند. فرایند نمونه برداری و انجام آزمایش از نمونه های آثار تاریخی، به ویژه در باستان سنجی، تحت تأثیر محدودیت های سیاسی و امنیتی قرار دارد. محدودیت ها، دسترسی به روش ها و فناوری های پیشرفته را برای پژوهش های فرهنگی و تاریخی دشوار ساخته و از سوی دیگر، نیاز به انجام چنین پژوهش هایی در خارج از کشور، وابستگی به مراکز خارجی را در ایران افزایش داده است. در شرایطی که نوسان روابط سیاسی با کشورهای پیشرفته (عمدتاً غربی) مانع از اقدامات مؤثر در فعالیت های آزمایشگاهی–مانند واردات تجهیزات، راه اندازی آزمایشگاه های جامع و پیشرفته، یا ارسال نمونه به آزمایشگاه های مرجع خارجی – می شود حداقل می توان بر تدوین قوانین و دستورالعمل هایی تمرکز کرد که فرآیند نمونه برداری در داخل کشور را تسهیل و نظام مند سازد. این رویکرد، پژوهش ها را با کم ترین موانع اداری و فنی و دور از سلایق فردی و نگرش های شخصی پیش می برد. چنین امری می تواند ابزار مناسبی برای مدیران و پژوهشگران در توجیه ضرورت پژوهش های آزمایشگاهی در عرصه میراث فرهنگی باشد، از سردرگمی و آشفتگی اداری-پژوهشی جلوگیری کند، و در نهایت بستری برای پیشرفت های علمی مستقل در علوم باستان شناختی و حفاظت بهتر از میراث فرهنگی ایران فراهم آورد.
۳.

پژوهشی نو بر بقایای میکروفسیلی برجای مانده در سنگ ساب های صخره ای پناهگاه باوه یوان- کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰
دست سازه های صخره ای یا سنگ ساب های صخره ای، حفره هایی با ابعاد و اشکال متنوع هستند که بر بستر صخره ها ایجاد شده اند. شواهد نشان می دهد که این فناوری از دوران پارینه سنگی تا عصر حاضر مورد استفاده قرار می گرفته است. این یافته های فرهنگی می توانند به ابهامات مهمی در باستان شناسی، از جمله الگوهای معیشتی، پوشش گیاهی و روش های فرآوری مواد، پاسخ دهند. به دلیل اهمیت این دست ساخته ها در مطالعات انسان شناسی و باستان شناسی؛ در سایر کشورهای دنیا پژوهش های منسجمی انجام شده است. در ایران، پژوهش در این زمینه محدود بوده و تاکنون مطالعات آزمایشگاهی بر روی این یافته ها انجام نشده است. به دلیل اهمیت این موضوع و کمبود پژوهش های مرتبط در ایران، بنیاد پژوهش های پارینه سنگی دیارمهر، مطالعات دقیق و علمی را در این زمینه آغاز کرده است. در این مقاله، بقایای میکروفسیلی به دست آمده از دیواره ی سنگ ساب های صخره ای در پناهگاه باوه یوان کرمانشاه به طور ویژه مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین، با استناد به داده های حاصل از کاوش ها، مطالعات ریخت شناسی و آزمایش های انجام شده بر روی بقایای میکروفسیلی، به کاربری این سنگ ساب ها و ارتباط آن ها با محوطه باوه یوان پرداخته شده است. بقایای میکروفسیلی گیاهی با چشم غیرمسلح قابل دیدن نیستند و در فرایند تحقیقات، اطلاعات بسیار مهمی را در اختیار پژوهشگران قرار می دهند. بقایای میکروفسیلی به دست آمده شامل اجزای مختلف گیاهی، از جمله فیتولیت ها، الیاف گیاهی، مواد معدنی و زغال است. بر اساس شواهد و مدارک به دست آمده از سنگ ساب های صخره ای این محوطه، این فرضیه مطرح می شود که کاربری آن ها غیرمعیشتی بوده و احتمالاً برای اهدافی مانند فرآوری الیاف گیاهی، ایجاد روشنایی و تولید محدود محصولات گیاهی مورد استفاده قرار می گرفته اند.
۴.

ساختارشناسی سفال های لعابدار دوران اسلامی در معبد آناهیتای کنگاور بر اساس نتایج پتروگرافی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۸۲
محوطه معبد آناهیتای کنگاور یکی از شاخص ترین محوطه های غرب ایران محسوب می شود که همواره مورد توجه مورخان و جغرافی نویسان دوره اسلامی، جهان گردان اروپایی و همچنین باستان شناسان بوده است. بر روی این محوطه یک بنای سنگی با سنگ های بزرگ تراش خورده از دوران تاریخی وجود دارد که کاوش های باستان شناسی در آن از 1347 شمسی شروع شده است. بنابراین سفال های لعاب دار اسلامی محوطه، کمتر مورد پژوهش قرار گرفته است و تاکن ون هیچ گون ه مطالع ه آزمایش گاهی پتروگراف ی درخص وص ش یوه س اخت و س اختار کانی شناس ی س فال های اسلامی ای ن محوطه انج ام نگرفت ه اس ت. در ای ن پژوه ش پرس ش مه م ای ن اس ت که ساختار شناسی و بافت سفال های لعاب دار دوران اسلامی در محوطه معبد آناهیتای کنگاور بر اساس نتایج مطالعه پتروگرافی چگونه است و چقدر ساختار کانی شناسی آنها در دوران اسلامی میانه تا متأخر اسلامی تغییرات داشته است؟ ای ن پژوه ش ب ا روش آزمایش گاهی، ب ه مطالع ه تع داد 12 قطع ه س فال مرب وط ب ه دوران اسلامی میانه تا متأخر در محوط ه معبد آناهیتای کنگاور اختصاص دارد و ه دف آن شناخت ش یوه س اخت و اج زای کانی شناس انه ای ن س فال ها اس ت. نتایج پتروگرافی این 12 قطعه سفال لعاب دار دوران اسلامی نشان داد که از نظر بافت یا پتروفابریک، نمونه ها دارای بافت ناهمگن (پورفیری) و سیلتی (ریزدانه) هستند و برخی نمونه ها نیز دارای بافتی سیلتی ناهمگن هستند. در تمام نمونه ها کانی کوارتز به وفور یافت می شود. این کانی به صورت فنوکریست یا تک بلور بوده و نوع پلی کریستالین آن کمتر وجود دارد. دیگر اجزا موجود در زمینه مانند اکسیدهای آهن، پلاژیوکلاز و کلسیت در خمیره برخی از سفال ها یافت می شود. کانی بیوتیت (میکا) موجود در خمیره برخی از سفال ها، به دلیل حرارت بالای پخت، کاملاً سوخته و فقط قالب آن باقی مانده است. کانی موسکویت نیز به میزان محدود در برخی از نمونه ها دیده می شود.
۵.

مطالعه استحکام بخش پلی وینیل بوتیرال جهت حفاظت سطح نقاشی روی چوب در سقف خانه های قاجاری در شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۴
امروزه جهت استحکام بخشی سطح نقاشی روی چوب در سقف خانه های قاجاری در شیراز بیشتر از استحکام بخش ها و پوشش های پلیمری اکریلیکی همچون پلی متیل متاکریلات استفاده می شود. رطوبت حاصل از حلال آب موجود در امولسیون های این چسب، برای تکیه گاه چوبی و تکنیک تمپرای نقاشی های این دوره آسیب هایی از جمله چروک شدن و خزش لایه رنگ و آسیب های رطوبتی در چوب را به همراه دارد. بنابراین نیاز به استفاده از یک ماده مناسب تر جهت استحکام بخشی این گونه آثار وجود دارد. در این پژوهش پلی وینیل بوتیرال جهت استحکام بخشی سطح این نقاشی ها مورد ارزیابی قرار گرفت. این پژوهش با استفاده از مطالعه کتابخانه ای، بررسی های میدانی و مطالعات آزمایشگاهی به همراه تجزیه و تحلیل کمی و کیفی صورت گرفت. حلال مورد استفاده برای این استحکام بخش، اتانول بود. سرعت تبخیر حلال آن نسبت به آب بیشتر است و از طرفی دارای عمق نفوذ و خاصیت برگشت پذیری مناسبی نسبت به چسب های اکریلیکی است. برای نمونه سازی از نمونه-های مطالعاتی به دست آمده از خانه زینت الملک استفاده شد. تأثیرات تیمار پلی وینیل بوتیرال با غلظت های 1، 3 و 5% و مخلوط 1/5، 1/5% پلی وینیل بوتیرال و پارالوئیدB-72 در اتانول بر روی سطح نقاشی های قاجاری جهت استحکام بخشی در قبل و بعد از پیرسازی تسریعی مورد ارزیابی قرار گرفت. بررسی جهت سنجش میزان عمق نفوذ و جذب خالص و ناخالص تیمار، pH متری (روش Sithole) و رنگ سنجی، سختی سنجی، طیف سنجی مادون قرمز و ارزیابی با میکروسکوپ الکترونی روبشی انجام گرفت. طبق نتایج حاصل از آزمایشات، تیمار پلی وینیل بوتیرال می تواند به عنوان یک استحکام بخش مناسب جهت حفظ و نگهداری سطح نقاشی با تکنیک تمپرا بر روی تکیه گاه چوبی استفاده شود.
۶.

امکان سنجی استفاده از شیره انجیر سفید (Ficuse caric) و عسل کنار به صورت هم افزا به عنوان بازدارنده خوردگی در آلیاژهای باستانی با درصد Cu-10Sn(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۵
یکی از مهم ترین آسیب های وارده به برنزهای تاریخی، بیماری برنز است. بی توجهی به آثار مفرغی که دچار بیماری برنز شده اند، باعث تخریب و نابودی شی برنزی می شود. از این رو در بحث حفاظت از آثار برنزی، راهکارهای بسیاری ارائه شده است. با اینحال این روش ها به مرور دچار آسیب بیشتر به این اشیا شده و یا به دلیل هزینه بسیار بالا، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. یکی از مهم ترین روش هایی که برای درمان بیماری برنز ارائه شده است، استفاده از بازدارنده های خوردگی است. اما با توجه به سمیت و سرطان زا بودن این مواد، می توان با جایگزین کردن مواد طبیعی، تا حدودی بر این مشکل فایق آمد. هدف از این مقاله، امکان سنجی استفاده از بازدارنده های دوستدار محیط زیست شامل شیره انجیر سفید (Fisuse Caric) و عسل طبیعی به صورت هم افزا بر روی آلیاژی با ترکیب Cu-10Sn در حضور محیط خورنده سدیم کلرید 5/0 مولار است. با توجه به بررسی های انجام شده با دستگاه پتانسیومتری، نرخ خوردگی در زمان استفاده از این بازدارنده ها به صورت هم افزا در غلظت ppm1800، برابر با 6/14 است که قدرت بازدارندگی 50 درصد را نشان می دهد و دارای بازدارندگی از نوع پلاریزاسیون آندی است. در روش کاهش وزن نیز قدرت بازدارندگی در هفته چهارم در حضور محیط خورنده، 50 درصد گزارش شده است. در بررسی های SEM-EDX، مقدار محصولات خوردگی کلریدی کاهش یافته است، اما مهمترین عاملی که در تصاویر میکرسکوپ الکترونی روبشی مشاهده شده است، خوردگی حفره ای (Pitting Corrosion) و جدایش فازی شدید در زمینه این آلیاژهای شبه باستانی است.
۷.

شناسایی فنی مواد به کاررفته در تزیینات و نقاشی چهره جعبه چوبی هزارپیشه با استفاده از آنالیزهای تحلیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۵
جعبه چوبی هزارپیشه به عنوان یکی از اولین جعبه های بسته بندی در ایران محسوب می شود. هدف از این پژوهش شناسایی مواد به کاررفته در تزیینات و نقاشی چهره یک جعبه چوبی هزارپیشه منسوب به دوره قاجار است. در این راستا از آنالیزهای تحلیلی چندگانه غیرمخرب شامل طیف سنج رامان، میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به پراکندگی پرتو ایکس (SEM-EDS)، طیف سنج مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR) و میکروسکوپ نوری پلاریزان استفاده شد. نتایج نشان داد که از سفیداب شیخ جهت تهیه رنگ سفید و از رنگ دانه سرنج در رنگ قرمز چهره استفاده شده است. در طیف رامان رنگ دانه سبز، باتوجه به جذب شاخص در ناحیه 832 و cm-1 351 ناشی از ارتعاشات کرومات سرب و همچنین مطابقت و مشابهت آن با طیف های مرجع، احتمالاً از رنگ دانه سبز کروم در نواحی سبز نگاره روی جعبه استفاده شده است. همچنین در تزیینات کادربندی، پودر ذرات فلزی با آلیاژی از طلا و مس مورد استفاده قرار گرفته اند. آنالیز FTIR از لایه ورنی روی نقاشی حاکی از کاربرد آلکید رزین به عنوان لایه حفاظتی سطح نقاشی است که استفاده این رزین از قرن بیستم به بعد در ایران رایج بوده است.
۸.

ساختارشناسی ملاط و لایه های رنگی سطح کتیبه گنبدخانه بقعه امین الدین جبرائیل در کلخوران اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۲
کتیبه ای صفوی به خط علیرضا عباسی در گنبد خانه بقعه شیخ جبرائیل کلخوران (در اردبیل) باقی مانده که متأسفانه بخش هایی از آن طی سده های گذشته تخریب شده است. متن کتیبه از احادیث حضرت علی (ع) در نهج البلاغه است. به جز این کتیبه ارزشمند، آرایه های معماری این بنا شامل کاشی های معرق، کاشی های تک رنگ، کاشی های معقلی، دیوارنگاره در بخش ایوان، آرایه های گچی بوم ساب، آرایه های لایه چینی و طلاچسبانی شده و مقرنس گچی است. برای حفاظت صحیح اثر و همچنین مداخلات مرمتی، نیازمند شناخت فنی لایه های مختلف کتیبه صفوی در این مجموعه هستیم. هدف پژوهش حاضر، ساختارشناسی لایه های مختلف کتیبه ازجمله بستر، لایه براق روی نوشتار، ماده آلی زیر لایه براق و رنگ آبی زمینه است. در این راستا، از لایه های ذکر شده نمونه برداری شد و مطالعات به روش طیف سنجی رامان، میکروسکوپی نوری و SEM-EDS انجام شد. درنتیجه مطالعات مشخص شد که برای لایه بستر از ملاط گچ زنده استفاده شده و عملیات پرداخت سطح با ماله با دقت بیشتر و کیفیت بالاتری انجام پذیرفته است. از ورق طلا برای زیبایی سطح نوشتار استفاده شده که در مرمت های بعدی، ورق مس جایگزین شده است. به دلیل خوردگی سطحی فلز مس، بخش مرمتی کدر شده ولی بخش اصلی که طلا بوده، همچنان درخشان است. همچنین مطالعه ای بر روی نوع اتصال ورق طلایی صورت پذیرفت. در نتیجه مطالعات مشخص شد در دوره صفویه، از روغن (احتمالاً روغن کمان) به عنوان چسب ورق طلا استفاده شده است. در نتیجه مطالعات بر روی رنگ آبی زمینه کتیبه، در قسمت هایی که رنگ آبی تیره دیده می شود، از رنگ دانه لاجورد استفاده شده و در قسمت هایی که رنگ آبی روشن دیده می شود، از مخلوط رنگ دانه های لاجورد و سرب (احتمالاً سفیداب سرب) استفاده شده است.
۹.

کاربست فناوری های نوین بر مقاوم سازی خشت در قلعه تاریخی مورچه خورت اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۵
بخش عظیمی از میراث معماری ایران از دوران پیش از اسلام تا دوره معاصر از جمله محوطه های باستانی، بافت های تاریخی شهری و روستایی تا تک بناهای ارزشمند دوران مختلف تاریخ، از خشت و گل است و به دلیل ماهیت آسیب پذیر این مصالح باگذشت زمان و به روزشدن تکنولوژی، ضرورت حفاظت، مرمت، نگهداری و مقاوم سازی در برابر عوامل آسیب رسان احساس می گردد. از طرفی قلعه تاریخی مورچه خورت به عنوان یکی از بزرگ ترین سازه های خشتی در اصفهان است که به دلیل عدم اطمینان از سکونت و حفظ جان، امروزه متروکه و خالی از سکنه مانده است. بنابراین این پژوهش درجهت ارتقای قابلیت کارکردی مصالح از طریق مقاوم سازی خشت های به کاررفته در قلعه مورچه خورت در برابر رطوبت با استفاده از تکنیک های نوین گام برمی دارد و به دنبال پاسخ به این است: چه تکنیک های نوینی برای ارتقای قابلیت کارکردی خشت جهت مقاوم سازی ساختارهای گلین در مقابل رطوبت کارایی بیشتری دارد؟ این پژوهش از نظر هدف یک پژوهش کاربردی است که به دنبال سنجش تکنیک های نوین در جهت استحکام بخشی سازه های گلین در برابر رطوبت است و روش گردآوری اطلاعات به صورت میدانی، کتابخانه ای و داده های آزمایشگاهی صورت می پذیرد. در نتیجه، این پژوهش باتوجه به تکنیک های نوین به کار گرفته شده در بهبود کیفیت مصالح در برابر رطوبت نشان داد که در میان نمونه های تولیدی با استفاده از تکنیک های نوین کد D با ترکیب خاک + کاه (خشت پایه)+ محلول امولسیون سینتتیک، بالاترین درصد مقاومت در برابر آزمایش مقامت فشاری و درصد رطوبت پذیری نسبت به خشت اولیه را دارد و باتوجه به وزن کم این نمونه تولید شده در حدوداً 0.818 کیلوگرم و ابعاد 5*10*10 سانتیمتر، نسبت به خشت اولیه به این ابعاد با وزن حدود 1500 کیلوگرم در برابر رطوبت بیشترین مقاومت را دارا می باشد.
۱۰.

تحلیل ریزساختار و ترکیب شناسی ملات های گچی محراب های مسجد ملک کرمان با رویکرد کاربرد در فرایندهای حفاظتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۰
گچ بری به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از معماری سنتی، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. یکی شاهکارهای هنر گچبری دوران اسلامی، محراب گچبری شده با نقوش اسلیمی و کتیبه های کوفی است و محراب های تاریخی مسجد ملک یا امام خمینی کرمان به عنوان قدیمیترین مسجد کرمان، یکی از این نمونهها است که ظرافت اجرا و پیچیدگی نقوش این محراب ها، آنها را به آثاری منحصر به فرد در تاریخ هنر اسلامی تبدیل کرده است. این پژوهش با هدف بررسی فنشناسی ملات گچی محراب های تاریخی مسجد ملک کرمان انجام شده است. مطالعه این محراب ها از آن جهت حائز اهمیت است که شناخت ترکیبات و ساختار ملات های تاریخی میتواند به حفاظت بهتر، مرمت اصولی و بازسازی دقیق این آثار معماری اسلامی کمک کند. در این تحقیق، سه نمونه از سه محراب روی پشت بام مسجد با استفاده از روش های آزمایشگاهی پیشرفته شامل پراش پرتو ایکس (XRD) و میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به طیف سنج پراکندگی انرژی پرتو ایکس (SEM-EDS) مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که فاز غالب همه نمونهها ژیپس است و یکی از نمونهها در مقایسه با سایر نمونه ها، همگن ترین توزیع اندازه ذرات و متراکم ترین ساختار را دارد. همچنین، آنالیز XRD تأیید کرد که این نمونه حاوی بالاترین میزان کوارتز و کلسیت است که احتمالاً دلیل استحکام و دوام بیشتر آن نسبت به نمونه های دیگر میباشد. این نمونه به عنوان ساختار بهینه، معیاری برای تولید ملات های پایدار در پروژه های حفاظتی است. این یافته ها نه تنها به درک بهتر فناوری ساخت گچ در دوران تاریخی کمک میکند، بلکه می-تواند به عنوان معیاری برای تهیه ملات های سازگار در مرمت آثار گچی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۱.

اهمیت مطالعه بقایای پروتئینی به عنوان یک منبع زیستی در آثار هنری، تاریخی و زمین شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۰
مطالعه میراث فرهنگی، علمی با حوزه ای گسترده و میان رشته ای است که به مطالعه و شناخت مواد، روش ها، آسیب ها و حفظ و نگهداری میراث فرهنگی اختصاص دارد. این حوزه، طیف گسترده ای از موضوعات را دربر می گیرد و بر بررسی مواد پیچیده و ناهمگن تمرکز دارد—از جمله منسوجات، نقاشی ها، بناها و نیز بقایای انسانی و فسیلی—که همگی در کنار هم به بازسازی گذشته کمک کرده و درک ما را از تاریخ تا ژرفای زمان گسترش می دهند. در حقیقت، تمامی مواد در گذر زمان تحت تأثیر عوامل محیطی قرار می گیرند و برهم کنش آن ها با محیط می تواند باعث تغییراتی ناشی از فرآیندهای شیمیایی، فیزیکی و زیستی شود. در این میان، مواد آلی موجود در این آثار—به ویژه ترکیبات پروتئینی—نقشی کلیدی ایفا می کنند. در باستان شناسی پیش از تاریخ و دوران زمین شناسی، پروتئین ها اطلاعات ارزشمندی درباره رژیم های غذایی گذشته، وضعیت سلامتی و حتی سازگاری های تکاملی ارائه می دهند. در زمینه آثار هنری، مطالعه پروتئین ها می تواند دیدگاه های ارزشمندی درباره تولید و ساخت و بازسازی آثار تاریخی ارائه دهد. به علاوه، توانایی آن را دارد که سرنخ هایی در اختیار بگذارد تا به درک بهتر شیوه های فرهنگی گذشته کمک کند. با توجه به غلظت پایین این ترکیبات، تعامل آن ها با بخش های معدنی و همچنین فرایندهای تخریب مداوم، توسعه روش هایی که هم به حفظ بهتر نمونه ها کمک کند و از طرفی دیگر درک عمیق تری از سازوکارهای تخریب ارائه دهد، امری ضروری است. چنین مطالعه هایی، پایه ای برای پیشرفت علم حفاظت میراث فرهنگی به شمار می روند و نقش مهمی در تضمین طول عمر و حفظ یکپارچگی آثار باستانی ایفا می کنند. هدف این پژوهش، ارائه مروری مختصر بر ضرورت مطالعه مواد پروتئینی تاریخی و بررسی رویکردهای نوین در بازیابی، شناسایی و تحلیل این ترکیبات است. این مطالعه می کوشد جایگاه پروتئین ها را به عنوان منابع اطلاعاتی ارزشمند در حوزه های باستان شناسی، هنر و زیست میراث (زمین شناسی) برجسته سازد.
۱۲.

مروری بر روش های شناسایی، سنجش و دسته بندی آلاینده های زیست محیطی تأثیرگذار در فرسایش میراث سنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۶
با گسترش صنایع و ظهور فناوری های نوین، میزان و تنوع آلاینده های محیطی به طور چشمگیری افزایش یافته است. در نتیجه، فرسایش آثار تاریخی در مجاورت مراکز آلاینده با پیچیدگی های بیشتری همراه شده و روند تخریب آن ها، به ویژه در فضاهای باز که از چند دهه اخیر آغاز شده است، در آینده شدت خواهد یافت. ازاین رو، با توجه به اهمیت میراث فرهنگی، بخش قابل توجهی از پایش های زیست محیطی در سراسر جهان به شناسایی و ارزیابی آلاینده ها، بررسی تأثیرات آن ها بر آثار تاریخی و ارائه راهکارهای مؤثر برای کاهش آسیب های ناشی از این آلاینده ها اختصاص یافته است. عدم آگاهی کافی از تأثیر آلاینده ها بر آثار سنگی می تواند چالش های جدی در تدوین و اجرای راهکارهای حفاظتی ایجاد کند؛ بنابراین، شناخت و دسته بندی آلاینده های مؤثر بر فرسایش آثار تاریخی و روش های سنجش آن ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف اصلی این پژوهش مروری، ارائه یک چارچوب دسته بندی برای انواع آلاینده های زیست محیطی مؤثر در تخریب محوطه های سنگی تاریخی و بررسی روش های سنجش این آلاینده هاست. در این مطالعه، با بررسی و مرور حدود ۹۰ منبع پژوهشی معتبر، دسته بندی آلاینده های زیست محیطی در ۱۳ گروه اصلی ارائه شده و داده های مرتبط به صورت کیفی تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد که ماهیت هر آلاینده، تعیین کننده روش های مناسب برای شناسایی و اندازه گیری آن است. بر این اساس، استفاده از حسگرهای گازی از متداول ترین و کارآمدترین روش ها در سنجش برخی آلاینده های هوا به شمار می رود. علاوه بر این، روش های مبتنی بر دستگاه های جداسازی مجهز به ستون های کروماتوگرافی، در شناسایی و اندازه گیری یون های آلاینده کاربرد گسترده ای یافته است

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۲۱