تحلیل و مصورسازی تولیدات علمی حوزه هوش مصنوعی توضیح پذیر و گراف دانش در پایگاه استنادی وب آو ساینس در بازه زمانی 2024-2020(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: هوش مصنوعی توضیح پذیر به عنوان یکی از حوزه های نوظهور و راهبردی در پژوهش های مرتبط با هوش مصنوعی مطرح است که هدف آن افزایش شفافیت، اعتماد و توضیح پذیری سامانه های هوشمند است. در همین راستا، گراف دانش با فراهم سازی چارچوبی ساختاریافته برای نمایش و سازماندهی روابط پیچیده میان موجودیت های داده ای، نقش مهمی در ارتقای درک مفهومی از داده ها ایفا می کند. همگرایی دو حوزه هوش مصنوعی و گراف دانش می تواند موجب بهبود عملکرد کیفی و افزایش قابلیت توضیح پذیری سامانه های مبتنی بر هوش مصنوعی شود؛ به ویژه در کاربردهای حیاتی نظیر سامانه های هوافضا، فناوری هسته ای و پزشکی که نیازمند دقت عملیاتی و اعتماد بالا هستند. با وجود ظرفیت های چشمگیر این رویکرد تلفیقی، تاکنون مطالعات اندکی به بررسی نظام مند و جامع آن پرداخته اند. هدف این پژوهش، تحلیل روندها و ساختار علمی موجود در حوزه های هوش مصنوعی توضیح پذیر و گراف دانش با بهره گیری از روش های علم سنجی است.مواد و روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با استفاده از ابزارهای علم سنجی از جمله ووس-ویور و یوسینت انجام شده است. پژوهش شامل کلیه رکوردهای اطلاعاتی نمایه شده مرتبط با گراف دانش و هوش مصنوعی توضیح پذیر طی سال های 2020-2024 با تعداد 13818 رکورد اطلاعاتی شامل مقاله، کتاب، چکیده و... تجزیه و تحلیل می کند تا روندهای پژوهشی جهانی، نویسندگان برجسته، مؤسسات و خوشه های پژوهشی را شناسایی کند.یافته ها: تحلیل داده های علمی نشان می دهد کشور چین با ثبت ۶۰۲۷ مدرک پژوهشی، پیشتاز تحقیقات در این حوزه بوده و سهمی چشمگیر از تولیدات علمی را به خود اختصاص داده است. ایالات متحده آمریکا و آلمان به ترتیب در رده های بعدی قرار دارند که نشان دهنده تمرکز اصلی پژوهش های جهانی در این سه کشور است. از منظر موضوعی، کلیدواژه های گراف دانش، هوش مصنوعی توضیح پذیر و یادگیری ماشین بیشترین تکرار را در مقالات داشته اند که حاکی از اهمیت این مفاهیم در تحقیقات اخیر است. نتایج تحلیل خوشه ای نشان می دهد که پژوهش های این حوزه عمدتاً در چهار جهت اصلی توسعه یافته اند: (1) مدل سازی مبتنی بر گراف که به بررسی روابط ساختاری داده ها می پردازد، (2) کاربردهای معنایی که بر جنبه های کاربردی تأکید دارد، (3) قابلیت توضیح در یادگیری ماشین که به شفاف سازی مدل ها مربوط می شود و نهایتاً (4) استخراج ویژگی و مدل سازی پیش بینی که بر بهبود عملکرد سیستم ها متمرکز است. این یافته ها نشان می دهد که جامعه علمی به صورت نظام مند به جنبه های نظری و عملی این حوزه پرداخته است.نتیجه گیری: تحلیل داده ها نشان می دهد که حوزه های گراف دانش و هوش مصنوعی توضیح پذیر درکشورهای پیشگام عرصه هوش مصنوعی مورد توجه بالاتری بوده و منجر به افزایش تعداد تولیدات علمی این حوزه ها در این کشورها شده است. پژوهش حاضر می تواند یک نمای کلی جامع از چشم انداز پژوهش ارائه دهد و بینش های ارزشمندی را برای محققان و سیاست گذاران به منظور پیشبرد توسعه هوش مصنوعی توضیح پذیر و گراف دانش و در نتیجه رفع شکاف های موجود در شفافیت و توضیح پذیری در سیستم های هوش مصنوعی ارائه می کند.