محمدباقر فرضی

محمدباقر فرضی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

خاستگاه و سیر تطور جریان ظاهرگرایی اهل سنت در تفسیر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۴ تعداد دانلود : ۴۰۹
جریان ظاهرگرایی از کهن ترین جریان های فکری در جهان اسلام، به ویژه اهل سنت است که تاکنون ابعاد و زوایای آن کمتر مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. بررسی خاستگاه و سیر تطور ظاهرگرایی در فهم قرآن در میان اهل سنت، موضوع این پژوهش است. در این مقاله با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی و با استناد به منابع تاریخی، خاستگاه پدیده ظاهرگرایی و سیر تاریخی آن در بین اهل سنت بررسی شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که ظاهرگرایی در اهل سنت، به مثابه یک جریان تأثیرگذار در فهم قرآن و برداشت از کتاب الهی، به دوران پس از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و عصر صحابه بازمی گردد که در طی قرون مختلف، در قالب مکاتب گوناگونی مانند اهل اثر، اهل حدیث حنابله، سلفیه و وهابیت، تا عصر حاضر استمرار داشته است. طرف داران این جریان در رویکرد خود، بحث در اطراف برخی از حقایق دینی و عبور از ظواهر کتاب و سنت را بدعت می دانند. آنها با نادیده گرفتن عقل، نگاهی افراطی به نقل دارند و معتقدند اعتبار و میزان عقل به کتاب و سنت است و با وجود قرآن به استدلال های اهل کلام و روش متکلمان نیازی نیست. این رویکرد مبتنی بر اصالت ظاهر کتاب و سنت و کفایت نقل، بر تمام اصول و اندیشه های جریان ظاهرگرا حاکم است.
۲.

تحلیل تطبیقی جایگاه تأویل قرآن به مثابه کانون نزاع معرفت شناختی دینی در نظام های کلامی اسلام

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۳
تأویل، به مثابه فرایندی هرمنوتیکی جهت عبور از دلالت ظاهری قرآن به سوی معانی عمیق تر، یکی از کانون های اصلی تنش و تکامل در تاریخ اندیشه کلامی اسلام بوده است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی-تطبیقی استدلال می کند که موضع گیری مکاتب کلامی (ظاهرگرایان، معتزله، امامیه و اشاعره) در قبال تأویل، بازتابی مستقیم از نسبت معرفت شناختی میان دو منبع «عقل» و «نقل» در هر مکتب است.یافته ها نشان می دهد که ظاهرگرایان با اصالت دادن مطلق به «ظاهر نص»، هرگونه تأویل را بدعت می شمارند، حال آنکه معتزله با حاکمیت بخشیدن به «عقل»، آن را ضرورتی منطقی برای تنزیه ذات الهی و رفع تعارضات ظاهری می دانند. در این میان، امامیه با روشی مبتنی بر تعامل «عقل و نقل معصوم»، تأویل را در چارچوبی روشمند به کار می گیرد و مکتب اشعری نیز در سیر تاریخی خود از موضع تفویض به سمت تأویل عقلانی حرکت کرده است. این مقاله در نهایت نتیجه می گیرد که جدال بر سر تأویل، در ماهیت خود، تجلی تنش بنیادین و پویای میان دو مرجعیت معرفتی عقل و وحی در تاریخ تفکر کلامی اسلام است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان