زهرا باقرزاده گلمکانی

زهرا باقرزاده گلمکانی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۸ مورد از کل ۲۸ مورد.
۲۱.

اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک بر خودسرزنشگری و نشخوار ذهنی در مبتلایان به پرخوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتاردرمانی دیالکتیک خودسرزنشگری نشخوار ذهنی پرخوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۴۳
زمینه: اختلال پرخوری (BED) یک وضعیت سلامت روانی جدی است که با دوره های مکرر مصرف مقادیر زیاد غذا در یک دوره کوتاه، همراه با احساس از دست دادن کنترل مشخص می شود. افراد مبتلا به BED اغلب حالت های عاطفی منفی مانند سرزنش خود و نشخوار فکری را تجربه می کنند که می تواند رفتارهای پرخوری آن ها را تشدید کند. رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) یک رویکرد درمانی مبتنی بر شواهد است که بر توسعه مهارت های مدیریت احساسات، بهبود روابط بین فردی و تنظیم رفتارها تمرکز دارد و در جامعه حاضر مورد مطالعه قرار نگرفته است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک بر خودسرزنشگری و نشخوار ذهنی در مبتلایان به پرخوری بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان چاق و دارای اضافه وزن 18 تا 45 ساله مبتلا به پرخوری شهر کرج که در فاصله تیر ماه 1401 تا اردیبهشت 1402 به انجمن پرخوران گمنام شهر کرج مراجعه داشته اند. انتخاب حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 40 نفر از میان زنانی که داوطلب شرکت در مداخله بودند و با رعایت معیارهای ورود به پژوهش و کسب نمره بالای پرسشنامه پرخوری به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفر) گمارده شدند. پس از اجرای پیش آزمون، شرکت کنندگان گروه آزمایشی، پروتکل رفتاردرمانی دیالکتیک با استفاده از کتاب رفتاردرمانی دیالکتیکی برای پرخوری و پراشتهایی روانی راهنمای عملی برای متخصصین بالینی نوشته سافر و همکاران (2009/1399) طی 9 جلسه 120 دقیقه ای به صورت گروهی دریافت کردند. سپس مرحله پس آزمون و بعد از 3 ماه مرحله پیگیری انجام گردید. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه سطوح خودانتقادی (تامسون و زوروف، 2004)، پرسشنامه پرخوری (گورمالی و همکاران، 1982) و نشخوار ذهنی (نالن هوکسما و مارو، 1991) بود. داده های حاصل از این پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS-27 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که رفتاردرمانی دیالکتیک در کاهش خودسرزنشگری و نشخوار ذهنی مبتلایان به پرخوری تأثیر معناداری دارد و این تأثیر بعد از گذشت سه ماه ثابت بوده است. نتیجه گیری: این مطالعه به شواهد حمایت از رفتاردرمانی دیالکتیکی برای درمان اختلال پرخوری اضافه می کند و نشان می دهد که این درمان سرزنش خود و نشخوار فکری را کاهش می دهد و این پیشرفت ها حداقل سه ماه طول می کشد. تمرکز این درمان بر پرداختن به تحریف های شناختی و بهبود مهارت های تنظیم هیجان امیدی را برای بهبودی طولانی مدت ایجاد می کند.
۲۲.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و هیجان مدار بر سوگ در مراقبین بیماران مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان هیجان مدار درمان شناختی رفتاری مراقبین بیماران مبتلا به سرطان سوگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان هیجان مدار بر سوگ مراقبین بیماران مبتلا به سرطان بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه گواه با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه مراقبین بیماران مبتلا به سرطان بود که از خدمات بنیاد نیکوکاری کنترل سرطان ایرانیان مشهد در سه ماه آخر سال 1402 برای بیماران خود بهرمند می شدند. نمونه شامل ۴۵ نفر بود که به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه های مداخله درمان شناختی رفتاری یونگ (2001) را طی 10 جلسه 90 دقیقه ای و درمان هیجان مدار گرینبرگ (2006) را طی 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفته ای یک بار دریافت نمودند. داده ها با استفاده از مقیاس سوگ پیش بینی کننده (AGS) هولم و همکاران (2019) جمع آوری و به روش تحلیل واریانس آمیخته مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بین گروه های آزمایش و گروه گواه تفاوت معناداری وجود داشت؛ هر دو درمان شناختی رفتاری و هیجان مدار باعث کاهش نمرات سوگ مراقبین بیماران مبتلا به سرطان مؤثر شد (05/0>p). همچنین براساس نتایج بدست آمده درمان هیجان مدار در بهبود سوگ مراقبین بیماران مبتلا به سرطان اثربخشی بیشتری از درمان شناختی رفتاری دارد (05/0>p). نتایج نشان می داد که درمان هیجان مدار، احتمالا مداخله کارآمدتری در مقایسه با درمان شناختی رفتاری برای بهبود سوگ مراقبین بیماران بوده است.
۲۳.

مقایسه اثربخشی درمان وجودی و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر فرانگرانی و تحمل پریشانی نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان وجودی ذهن آگاهی فرانگرانی تحمل پریشانی اختلال اضطراب اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۱۷
این پژوهش باهدف مقایسه اثربخشی درمان وجودی و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر فرانگرانی تحمل پریشانی نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش، نیمه تجربی شامل دوگروه آزمایشی و یک گروه کنترل با طرح پیش آزمون-پس آزمون و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسط شهرستان تربت جام در سال تحصیلی 1402 بود. نمونه پژوهش تعداد 45 دانش آموز مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بود که بر اساس نمونه گیری هدفمند و به روش تصادفی (قرعه کشی) در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هر گروه 15 نفر جایگزین شد. درمان وجودی در 8 جلسه و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی نیز در 8 جلسه برای گروه های آزمایش اجرا شد و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزار پژوهش پرسش نامه اضط راب اجتماع ی نوجوان ان پاکلک (1997)، مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (۲۰۰۵) و مقیاس فرانگرانی ولز و دیویس (1994) بود. داده ها با استفاده از تحلی ل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 25 تحلی ل ش دند. نتایج نشان داد که هر دو مداخله تأثیر معناداری بر کاهش فرانگرانی و افزایش تحمل پریشانی نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی داشته و این تأثیر در مرحله پیگیری ماندگار بوده است (0/05>P). نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش فرانگرانی و افزایش تحمل پریشانی هیجانی، تنظیم تلاش ها برای تسکین پریشانی تأثیر بیشتری داشته است (0/05>P). بر اساس یافته های پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت که مشاوران و روانشناسان بالینی می توانند از درمان وجودی و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به عنوان رویکردهای درمانی مؤثر در زمینه کاهش فرانگرانی و افزایش تحمل پریشانی نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی استفاده کنند.
۲۴.

اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر کمال گرایی، شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن در زنان متقاضی جراحی های زیبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کمال گرایی شرم از بدن نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن درمان متمرکز بر شفقت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۱۴
زمینه: نگرانی از شکل بدن و ترس از ظاهر جسمانی می تواند در اقدام به جراجی زیبایی مؤثر باشد. تاکنون اثربخشی شیوه های مختلفی بر متغیرهایی مانند شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن مورد بررسی قرار گرفته است ولی اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت مورد توجه پژوهشگران نبوده است. بنابراین ضروری است تاثیر این مداخله برای بهبود وضعیت روانشناختی در افراد متقاضی جراحی زیبایی بررسی شود. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی برنامه آموزشی متمرکز بر شفقت بر کمال گرایی، شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن در زنان متقاضی جراحی های زیبایی بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان متقاضی جراحی زیبایی مراجعه کننده به کلینیک زیبایی در شهر تهران در 9 ماهه اول سال 1400 بودند که که از بین آن ها کلینیک فاطمه زهراء تهران به عنوان نمونه با شیوه در دسترس انتخاب شد و از میان مراجعه کنندگان به آن مرکز 30 نفر با توجه به معیارهای ورود به پژوهش انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت درمان متمرکز بر شفقت به مدت 8 جلسه 120 دقیقه ای قرار گرفت. تمامی شرکت کنندگان به وسیله پرسشنامه های چند بعدی کمال گرایی (هویت و فلت، 1991)، شرم از تصویر بدن (دوارت و همکاران، 2014) و ترس از بدریختی بدنی (لیتلتون و همکاران، 2005) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از طریق نرم افزار SPSS-24 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاکی از اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر کاهش کمال گرایی، شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن بود (05/0 p<). همچنین نتایج مربوط به اثر تعاملی بین زمان و گروه نشان می دهد که این اثر در تمامی متغیرها معنی دار است (05/0 >p). بنابراین بین سطوح مختلف زمان و سطوح مختلف گروه ها تعامل وجود دارد. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت، لزوم تمرکز بر این درمان به عنوان یکی از درمان های کمکی، حمایتی و توانبخشی در کنار درمان دارویی در کاهش پیامدهای ناشی از کمال گرایی، شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری پیشنهاد می شود.
۲۵.

Comparison of the Effectiveness of Acceptance and Commitment Couple Therapy with Emotion-focused Couple Therapy on Sexual Attitude of Infertile Women(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Acceptance and Commitment Couple Therapy Emotion-Focused Couple Therapy Sexual Attitude Infertility

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۸۶
Aim: The purpose of this study is to compare the effects of Acceptance and Commitment Couple Therapy (ACCT) and Emotion-Focused Couple Therapy (EFCT) on infertile women's sexual attitudes. Method: This quasi-experimental investigation included a pre-test, post-test, and follow-up design, with a control group. The statistics population comprised all infertile women aged 25 to 45 with infertility for more than five years, a total of 171 women who visited Novin Infertility Clinic in Mashhad in 2022. 45 participants who met the inclusion criteria were chosen and matched according to education level and length of infertility. They were divided equally into three groups of fifteen each. Following the pre-test, the experimental groups were assigned to either the ACCT based on Hayes and Strosahl's (2010) or the EFCT based on Johnson's (2008) treatment programs, which consisted of eight weekly 90-minute sessions. Following this, a post-test and a three-month follow-up were conducted. The research tool used was the Dehghani Sexual Attitude Questionnaire (2005). Data were analyzed using SPSS-27. Findings: The results revealed a substantial difference in the efficacy of ACCT and EFCT in altering sexual attitudes among infertile women. Both therapy were successful, however ACCT produced more consistent outcomes during the follow-up period. Although EFCT increased sexual attitude posttest scores compared to the pre-test, the results did not remain constant in the follow-up phase, with a little decrease. Both medications were beneficial, although ACCT had a longer-lasting influence. Conclusion: The results showed that ACCT had a greater impact on modifying sexual attitudes than EFCT.
۲۶.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و هیجان مدار بر آشفتگی های روان شناختی در مراقبین بیماران مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آشفتگی های روانشناختی درمان هیجان مدار درمان شناختی رفتاری مراقبین بیماران مبتلا به سرطان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۷
زمینه: مراقبین بیماران مبتلا به سرطان به دلیل چالش ها و عوامل استرس زا در معرض خطرات مرتبط با بار مراقبین قرار می گیرندکه اثرات روانشناختی زیادی از جمله آشفتگی های روانشناختی را در پی دارد. بر اساس پیشینه، درمان شناحتی رفتاری و درمان هیجان مدار هر کدام بر آشفتگی های روانشناختی مؤثر است، اما در زمینه کاربرد این درمان ها و مقایسه آن ها در آشفتگی های روانشناختی در جامعه مورد تحقیق شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان هیجان مدار بر آشفتگی های روانشناختی در مراقبین بیماران مبتلا به سرطان انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه همراه با پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی مراقبین بیماران مبتلا به سرطان بود که از خدمات بنیاد نیکوکاری کنترل سرطان ایرانیان (مکسا) شهر مشهد در سه ماه آخر سال 1402 برای بیماران خود بهرمند می شدند. از جامعه آماری مذکور تعداد 45 نفر دارای شرایط ورود به پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند وارد مطالعه شدند. سپس به صورت تصادفی در 3 گروه 15 نفره، (30 نفر در 2 گروه آزمایش و 15 نفر در گروه گواه) جایگزین شدند. از مقیاس پریشانی روانشناختی (کسلر و همکاران، 2002) جهت جمع آوری اطلاعات و به عنوان پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری استفاده شد. پروتکل ها شامل درمان شناختی رفتاری (یونگ و همکاران، 2001) به صورت 10 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار و درمان هیجان مدار (گرینبرگ، 2006) به صورت 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار بودند؛ در حالی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرنی و نرم افزار SPSS نسخه 27 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان دادکه بین گروه های آزمایش و گروه گواه تفاوت معناداری وجود داشت؛ و هر دو درمان شناختی رفتاری و هیجان مدار باعث کاهش آشفتگی های روانشناختی مراقبین بیماران مبتلا به سرطان مؤثر شد (05/0 >p). همچنین براساس نتایج بدست آمده درمان هیجان مدار در بهبود آشفتگی های روانشناختی مراقبین بیماران مبتلا به سرطان اثربخشی بیشتری از درمان شناختی رفتاری دارد (05/0 >p). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش با هر دودرمان شناختی رفتاری و درمان هیجان مدار، می توان آشفتگی های روانشناختی را در مراقبین بیماران مبتلا به سرطان بهبود داد. یافته های مذکور می تواند برای انتخاب نوع درمان، یاریگر درمانگران باشد.
۲۷.

تحلیل واکنش سرمایه گذاران بر مبنای نظریه چشم انداز به نقاط مرجع ذهنی منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازده غیرعادی نظریه چشم انداز نظریه پردازش دوگانه نقطه مرجع واکنش های شهودی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۰
هدف: بر مبنای نظریه چشم انداز، سرمایه گذاران بیشترِ تصمیم های خود را بر اساس پردازشِ آنی و خودکارِ نقاطِ مرجع و نه پردازش کامل اطلاعات، آن گونه که از یک سرمایه گذار عٌقلایی انتظار می رود، انجام می دهند. واکنش های شهودی سرمایه گذاران به اطلاعات، معمولاً در قالب تصور ذهنی و کلی از شرایط صورت می گیرد که به صورت بٌرد یا باخت تداعی می شود. در این پژوهش انتظار می رود در شرایطی که نسبت قیمت به سود هر سهم از صنعت کمتر است، واکنش سرمایه گذاران بازتابی از تصور ذهنی بٌرد آن ها باشد و برعکس، برای شرایطی که نسبت قیمت به سود هر سهم از صنعت بیشتر است، واکنش سرمایه گذاران، بازتابی از تصور ذهنی باخت آن ها باشد؛ بنابراین در پژوهش حاضر، رابطه واکنش ذهنی سرمایه گذاران که با نماگر بازده غیرعادی مشخص می شود با سه نماگر از نقاط مرجع بدیل، شامل انحراف قیمت به سود هر سهم از صنعت در قالب ارقام واقعی سال جاری، ارقام پیش بینی شده سال جاری و بازده غیرعادی سال قبل بررسی و آزمون شد. روش: این پژوهش از جنبه هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از بابت ماهیت و روش، توصیفی و هم بستگی است. با توجه به اینکه در آن، از داده های تاریخی شرکت ها استفاده شده است، می توان آن را در گروه تحقیقات پس رویدادی طبقه بندی کرد. همچنین، از آنجایی که از طریق آزمون داده های موجود استنتاج می کند، جزء پژوهش های اثباتی به شمار می رود. در این پژوهش داده ها و اطلاعات مالی ۱۰۵ شرکت از سال ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۲، در قالب ۱۴۷۰ شرکت سال از صورت های مالی سالیانه، به همراه اطلاعات معاملات روزانه هر سهم در دوره برآورد (۶۰ روز قبل از مجمع) و دوره رویداد (سه روز قبل و سه روز پس از مجمع)، جمع آوری و بررسی شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که واکنش ذهنی سرمایه گذاران با سه نماگر نقاط مرجع، شامل انحراف قیمت به سود هر سهم از صنعت در قالب ارقام واقعی سال جاری، ارقام پیش بینی شده سال جاری و بازده غیرعادی سال قبل رابطه دارد. در واقع نقاط مرجع منتخب، به خوبی واکنش های شهودی سرمایه گذاران را تبیین می کنند. تأثیرگذاری این نقاط مرجع، به ویژه در شرایطی که سرمایه گذاران تحت تأثیر ذهنیت گذشته خود (بازده غیرعادی دوره گذشته) و استفاده از محاسبه سریع (تفاوت نسبت قیمت به سود هر سهم با صنعت) و تأیید تصویری از آینده (تفاوت نسبت قیمت به سود هر سهم پیش بینی شده با صنعت) با تکیه بر قضاوت های سریع هستند، کاملاً مشهود است. این یافته ها با نظریه چشم انداز کانمن و تورسکی سازگار است. به گفته آن ها، سرمایه گذاران بیشتر تمایل دارند تا تصمیم های خود را بر اساس نقاط مرجع، در زمانی کوتاه و با استفاده از ارزیابی های خودکار اتخاذ کنند. نتیجه گیری: سرمایه گذاران در زمان تصمیم گیری تلاش می کنند تا تصویری شهودی از شرایط را به صورت بُرد یا باخت و با تکیه بر داده های کلی مرتبط با نقاط مرجعِ آشنا در ذهن خود شکل دهند و از این طریق، با استفاده از سیستم خودکار که مستلزم وقت کمتری است، به تصمیم گیری مبادرت ورزند. این یافته ها شکاف ادبیات پژوهشی موجود درباره نظریه چشم انداز و تحلیل واکنش های شهودی سرمایه گذاران در قالب پژوهش های کمی را تا حدی بر طرف می کند و می تواند ره گشای پژوهش های آینده برای تشخیص بهتر نقاط مرجعی باشد که مبنای تصمیم گیری های شهودی سرمایه گذاران است.
۲۸.

اثربخشی آموزش فعالیت های ادراکی-حرکتی بر تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری دانش آموزان دارای اختلال طیف اتیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
زمینه و هدف: اختلالات طیف اتیسم بسیار فراگیر است و تمام جنبه های عملکردی کودکان را تحت تأثیر خود قرار می دهد. از این رو، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش فعالیت های ادراکی- حرکتی بر تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری کودکان دارای اختلال طیف اتیسم بود. روش پژوهش: روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی کودکان 7 تا 12 سال با اختلال طیف اتیسم شهر مشهد بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از بین کودکان با اختلال طیف اوتیسم 30 کودک 7-12 ساله با عملکرد متوسط انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفر) و کنترل (15نفر) قرار گرفتند. گروه ها از نظ ر س ن و به ره هوش ی همس ان انتخاب شدند. ابزار سنجش آزمون کانرز (2004) و آزمون حافظه دیداری کیم کاراد (1945) بود. گروه آزمایش به مدت 12 جلس ه 45 دقیق ه ای در جلسات آموزش فعالیت های ادراکی-حرکتی شرکت کردند. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزارspss24 و با استفاده از روش های آمار توصیفی و تحلیل کواریانس انجام شد. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده های پژوهش نشان داد که آموزش فعالیت های ادراکی- حرکتی بر تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری کودکان دارای اختلال طیف اتیسم اثربخش است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان گفت: از جمله رویکرد آموزشی مفید در جهت تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری کودکان دارای اختلال طیف اتیسم، آموزش فعالیت های ادراکی حرکتی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان