مدلسازی معادلات ساختاری عدم تحمل بلاتکلیفی، سایبرکندریا و نشانه های وسواس فکری عملی: نقش میانجی اضطراب سلامت و نشخوار فکری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : اختلال های مرتبط با سلامت را می توان در چارچوب مدل های شناختی–هیجانی و با تأکید بر نقش باورها و سبک های پردازش ناسازگار بهتر تبیین کرد. هدف پژوهش حاضر تعیین نقش واسطه ای نشخوار فکری و اضطراب سلامت در رابطه بین عدم تحمل بلاتکلیفی و سایبرکندریا و نشانه های وسواس فکری-عملی بود. پژوهش در چارچوب مدل های شناختی-هیجانی انجام شد که بر نقش باورها و سبک های پردازش ناسازگار در بروز اختلال های مرتبط با سلامت تأکید دارند.
روش شناسی پژوهش : روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های تبریز بودند. شرکت کنندگان 414 نفر بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسش نامه های مربوط به عدم تحمل بلاتکلیفی، نشخوار فکری، اضطراب سلامت، سایبرکندریا و وسواس فکری - عملی را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که مدل ساختاری پژوهش از برازش خیلی خوبی برخوردار است (CFI= 0.94، TLI= 0.92، RMSEA= 0.08).
یافته ها : در این پژوهش، مجموعاً پنج تکنیک هنردرمانی ویژه کودکان (مدادرنگی قایم شده، قالیچه سفید، چهل تیکه، یافته ها نشان داد که عدم تحمل بلاتکلیفی به طور غیرمستقیم از طریق افزایش نشخوار فکری و اضطراب سلامت با سطوح بالاتری از سایبرکندریا و نشانه های وسواس فکری عملی مرتبط است.
نتیجه گیری: این نتایج بر اهمیت سبک های شناختی ناسازگار و راهبردهای تنظیم هیجان در درک و پیشگیری از مشکلات روان شناختی مرتبط با سلامت تأکید دارند.