عزیزه احمدی

عزیزه احمدی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

مقایسه تأثیر دو پروتکل مختلف تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر برخی عوامل انعقادی و فیبرینولیتیک در دختران جوان دارای اضافه وزن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زمان پروترومبین(PT) زمان نسبی ترومبوپلاستین (PTT) فعال کننده پلاسمینوژن بافتی (t-PA) گستره توزیع پلاکتی (PDW) میانگین حجم پلاکتی (MPV) مهار کننده فعال کننده پلاسمینوژن 1 (PAI-1) نسبت سلول های بزرگ به پلاکت (P-LCR)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۱
مقدمه: انعقا دخون و فیبرینولیز برای بدن حیاتی است و با تعادل بین فعال کننده ها و مهارکننده ها تنظیم می شوند. هدف از پژوهش حاضر مقایسه تأثیر دو نوع مختلف تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر عوامل انعقادی خون و فیبرینولیز است. روش پژوهش: 24 دختر با میانگین سن 18/1±75/25 سال و وزن 27/6±51/74 کیلوگرم به صورت تصادفی به سه گروه تمرینی HIIT1 (8=n)، گروه HIIT2 (8=n) و گروه کنترل (8=n) تقسیم شدند. گروه HIIT1 در هر جلسه چهار ست دویدن 30 ثانیه ای با شدت 19 الی 20 میزان درک فشار (RPE) و دو دقیقه استراحت بین ست ها و گروه HIIT2 چهار ست دویدن 60 ثانیه ای با همان شدت و چهار دقیقه استراحت را انجام دادند، تمرین، چهار هفته و سه جلسه در هفته اجرا شد. برای تحلیل داده ها از آزمون آنالیز واریانس (ANOVA) مخلوط بین گروهی و درون-گروهی در سطح معنی داری (05/0P<) استفاده شد. یافته ها: نسبت پلاکت به سلول های بزرگ (048/0p=) و میانگین حجمی پلاکت (001/0p=) تنها در گروه HIIT1 کاهش معنی دار داشت (05/0p<). فیبرینوژن در دو گروه تجربی کاهش معنی داری داشت (05/0p<)، اما تفاوت بین گروهی تنها بین گروه HIIT1 و کنترل معنی دار بود (025/0=p). سطوح فعال کننده پلاسمینوژن بافتی و مهارکننده فعال کننده پلاسمینوژن بافتی نوع یک، در گروه های تجربی به ترتیب افزایش و کاهش معنی داری داشت (05/0p<). زمان نسبی ترومبوپلاستین فقط در گروه HIIT1 افزایش معنی داری داشت (042/0p=). نتیجه گیری: چهار هفته HIIT موجب کاهش شاخص های انعقادی و بهبود فرایند فیبرینولیز می شود. تمرین HIIT کوتاه مدت (30 ثانیه ای) با اقتصاد فعالیت بهتر و حجم کلی تمرین کمتر نسبت به HIIT میان مدت (60 ثانیه ای) فواید سودمندتری حاصل می کند.
۲.

تأثیر دو شیوه فعالیت مقاومتی بر نشانگرهای آسیب زیستی عضله قلب ورزشکاران تمرین کرده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تروپونین قلبی نوع I با حساسیت بالا (hscTnI) پپتید ناتریوتیک نوع B (Nt-proBNP) فعالیت مقاومتی با ست های خوشه ای فعالیت مقاومتی وامانده ساز شاخص حجم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۲ تعداد دانلود : ۴۸۶
فعالیت های مقاومتی وامانده ساز، همراه با پیشرفت سریع آمادگی جسمانی و عضلانی است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر فعالیت ست های وامانده ساز و خوشه ای بر نشانگرهای آسیب عضله قلبی است. مواد و روش ها: 12 مرد فعال با میانگین سنی 25/2±20/23 سال داوطلبانه انتخاب شدند. دو نوع پروتکل تمرینی ست های وامانده ساز و خوشه ای با طرح پیش آزمون و پایش 30 دقیقه، چهار، 12 و 24 ساعت بعد، مجزا اجرا شدند. هر دو نوع پروتکل وامانده ساز و خوشه ای شامل 9 حرکت با وزنه در دامنه شدت (RM 15-12) برابر و با حجم های تمرینی مساوی بودند. یافته ها: میانگین ضربان قلب دور پایانی تمرین در هر دو شیوه تمرینی کاهش نشان داد که در ست های خوشه ای با اندازه اثر (67/0=d) این کاهش بارزتر بود (05/0P<). میزان درک فشار تنها در مرحله اول پایش تفاوت داشت که در شیوه ست های وامانده ساز با اندازه اثر (59/3=d) بالاتر بود (05/0P<). میانگین تروپونین قلبی نوع I با حساسیت بالا (hscTnI) در پایش 24 ساعت بعد از مداخله در شیوه ست های وامانده ساز با اندازه اثر (90/0=d) بزرگ تری مشاهده شد (05/0P<). در تمامی مراحل پایش دو شیوه تمرینی (به استثنای پایش 24 ساعت بعد) مقدار پپتید ناتریوتیک نوع B (Nt-proBNP) قلبی بالاتر از سطوح پایه بود که اوج افزایش آن 4 ساعت بعد با اندازه اثر (35/1=d) در شیوه ست های وامانده ساز مشاهده شد. نتیجه گیری: اجرای فعالیت های مقاومتی وامانده ساز سطوح نشانگرهای زیستی آسیب عضله قلب را افزایش می دهد و امکان دارد دوره بازیافت 24 ساعته کافی نباشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان