توحّش و تقدّس گراز در ادب منظوم و منثور فارسی و اساطیر ملل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۳
167 - 181
حوزههای تخصصی:
در هر برهه از زمان مردم سرزمین های مختلف، در ارتباط های خود به زبانی صحبت می کردند تا مورد تفهیم دیگران قرار گیرد، این زبان، رمز و نماد و استفاده از اسطوره های به جا بود. و اگر بگوییم که ما در دنیایی از مفاهیم اسطوره ای و نمادها زندگی می کنیم سخن به گزاف نگفته ایم. این نمادها و اسطوره ها گاه از جنس گیاهان، اشیاء، میوه ها، رنگ ها، انسان ها و در نهایت حیوانات بودند، مسلم است که رنگ سیاه نمادی از تاریکی، ظلمت، خفقان و افسردگی افکار است؛ میوه انار نماد باروری است و اما اسب نماد همیشگی نجابت است و در کنار هر سردار نامی اسبی درست به شهرت مخدوم خود گام برداشته است، آتش نماد مرگ و باز زایی و در جای دیگر نماد تطهیر و عدم آلایش پنداشته شده است اما این همه ی مفاهیمی نیست که در مورد این عناصر در کتب اساطیر و نمادها بدان پراخته شده است. گاه در میان اقوامی عنصری از همین موارد فوق نشانی متضاد از آنچه نقل شده است را دارد درست به مانند حضور گرگ در میان مردم سرزمین ترک و فارس، به شدت در مقام هم قرار گرفته اند، چنین مفهومی در مورد گراز نیز صادق است. گراز در میان قومی نشانی از شجاعت و تهوّر است و در میان قومی نمادی از حرص و آزمندی. در میان اسطوره های ایرانی و هندی قرابت بسیار نزدیک وجود دارد و در اسطوره ی هر دو ملت تجلّی از وجود ایزدانِ نجات دهنده ی زمین و زمینیان می باشد. .