کارکرد استعاره مفهومی(حجمی) در تبیین مفهوم «خدا» در غزلیات عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶
49 - 76
حوزههای تخصصی:
استعاره، در معناشناسی شناختی عنصری بنیادی در مقوله بندی و درک انسان از جهان بیرونی است. مطابق نظریه لیکاف، انسان ها از طریق تجربه های روزمره و مادّی زندگی، مفاهیمی بنیادی ایجادمی کنند که آن را برای اندیشیدن در امور انتزاعی استفاده می کنند. این مفاهیم بنیادی، زیرساخت طرح واره های تصویری هستند که از طریق تجارب حسی و تعامل با محیط شکل می گیرند و امکان ارتباط میان تجربیات فیزکی ما را با حوزه های شناختی پیچیده تری مانند زبان فراهم می آورند. طرح-واره ها، به سه دسته حجمی، قدرتی و حرکتی تقسیم می شوند. طرحواره حجمی، تجربه ای است که انسان از وجود فیزیک خود مبنی بر اشغال بخشی از فضا دارد. عرفا نیز بسیاری از مفاهیم انتزاعی، از جمله تجربه های عرفانی را در قالب طرح واره ها بیان کرده اند. در این پژوهش به چگونگی بازتاب تجربه شخصی عطار از خداوند در قالب طرح واره ی حجمی پرداخته شده است. دستاورد پژوهش ناظر براین است که تلقّی از خدا در غزلیات عطار، از طریق کشف و شهود است. پیر نیشابور با تشبیه و تجسّم بخشیدن به مفاهیم انتزاعی درک خود را از خداوند زبان مند کرده است. شاعر برای این هدف از نگاشت های مختلفی چون دل، آینه، دریا، معشوق و گوهر سود جسته است که با الگوبرداری از حوزه مبدأ «عینی و تجربی» و تعمیم آن به حوزه مقصد «فراحسی و باطنی»، در بیان مفهوم انتزاعی خداوند سود جسته است.