هانیه مهدی زاده هنجنی

هانیه مهدی زاده هنجنی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

اعتیاد در خانواده: مروری بر مولفه های خانوادگی مرتبط با اعتیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۱۱۳
سوءمصرف مواد یکی از بحرانی ترین مسائل در جوامع امروزی است. درمان افراد وابسته به مواد دشوار و نیازمند سیستم درمانی جامع با رویکردهای مختلف دارو درمانی، روان درمانی ، بازپروری و بازتوانی است. هدف پژوهش حاضر مروری بر مولفه های خانوادگی مرتبط با اعتیاد بود. روش پژوهش کتابخانه ای و مروری تحلیلی بود. با گذشت سال ها ثابت شده است که حتی مؤثرترین و جدیدترین شیوه های درمانی نیز با میزان بالایی از عود همراه است. محیط مستعد، سهولت دسترسی به مواد، خانواده و شبکه اجتماعی دوستان ناباب از جمله عوامل سوءمصرف مواد و تداوم بخش مصرف مواد هستند. بنابراین، جلوگیری از مبتلا شدن افراد به اعتیاد آسان تر از درمان آن است. در چنین شرایطی پیشگیری مناسب ترین و منطقی ترین راهکار به شمار می رود. به منظور طراحی برنامه های پیشگیری مناسب، آگاهی از عوامل موثر در شروع و تداوم اعتیاد ضروری است. سوءمصرف مواد نتیجه تعامل متغیرهای فردی، خانوادگی، اجتماعی و همسالان است که در این میان خانواده نقش مرکزی در شروع و تداوم مصرف مواد بازی می کند. مروری بر پژوهش ها نشان می دهد که مولفه های خانوادگی نقش محوری را در گرایش به اعتیاد دارند. در بین مولفه های مرتبط با خانواده، سبک های فرزندپروری، سبک های دلبستگی، مصرف مواد در خانواده و تعارضات خانوادگی بیشترین ارتباط را با سوءمصرف مواد دارند. لذا تحکیم بنیان خانواده همراه با آموزش برای کل سیستم خانواده نقش مهمی در پیشگیری از سوءمصرف مواد دارد.
۲.

مقایسه مداخلات ذهن آگاهی و بازتوانی شناختی بر کاهش ولع مصرف و بدتنظیمی هیجانی در سوء مصرف کنندگان مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۴ تعداد دانلود : ۴۸۷
هدف: هدف مطالعه حاضر مقایسه درمان ذهن آگاهی و بازتوانی شناختی بر ولع مصرف و بدتنظیمی هیجانی در مصرف کنندگان مواد شهر تهران بود. روش: این مطالعه یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش سوء مصرف کنندگان مواد مراجعه کننده به کلینیک های تخصصی درمان سوءمصرف مواد در شهر تهران بود. تعداد 47 نفر از میان این جامعه به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (گروه ذهن آگاهی=16 نفر و گروه بازتوانی شناختی=15 نفر) و یک گروه کنترل (16 نفر) به عنوان نمونه مطالعه گمارده شدند. یک گروه آزمایش 8 جلسه درمان ذهن آگاهی و گروه دیگر آزمایش 12 جلسه بازتوانی شناختی را دریافت کردند. گروه ها با مقیاس ولع مصرف و مقیاس دشواری در تنظیم عواطف مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مختلط تحلیل شدند. یافته ها: نتایج بیانگر آن بود که ذهن آگاهی و بازتوانی شناختی بدتنظیمی هیجانی و ولع مصرف را در دو گروه آزمایش به طور معنا داری کاهش دادند و ذهن آگاهی درکاهش ولع مصرف اثربخشی بالاتری داشت. نتیجه گیری: درمان مبتنی بر ذهن آگاهی و بازتوانی شناختی با کاهش وسوسه مصرف و دشواری در تنظیم هیجان می توانند مداخلات درمانی مناسبی جهت بهبودی افراد وابسته به مواد باشند.
۳.

اثربخشی برنامه ارتقاء شناختی مبتنی بر تنظیم شناختی هیجان بر کنش های اجرایی (مهار بازداری) کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
زمینه و هدف: کنش های اجرایی مهم ترین جنبه های تحول کودکان است که آنها را در سازش یافتگی با محیط و همسالان یاری می رساند. با وجود اهمیت این موضوع، مطالعات محدودی تأثیر برنامه های شناختی را بر کودکان پیش دبستانی ایرانی بررسی کرده اند. بدین ترتیب این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی بسته ارتقای شناختی مبتنی بر تنظیم شناختی هیجان بر بهبود کنش های اجرایی (مهار بازداری) کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و پیگیری با یک گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کودکان پیش دبستانی پسر منطقه 1 شهر تهران در تابستان سال 1403 بود. نمونه پژوهش شامل 36 نفر از کودکان جامعه مذکور بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (18 نفر در هر گروه) جایدهی شدند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 45 دقیقه ای (سه بار در هفته) در برنامه ارتقاء شناختی مبتنی بر تنظیم شناختی هیجان شرکت کردند، در حالی که گروه گواه آموزش های معمول مرکز آموزشی خود را دریافت می کرد. ابزار این پژوهش شامل آزمون شناختی برو_ نرو بود که در مراحل پیش آزمون، پس آزمون، و پیگیری یک ماهه از هر دو گروه اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS-24 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که برنامه ارتقاء شناختی مبتنی بر تنظیم هیجان بر بهبود کنش های اجرایی (مهار بازداری) در کودکان پیش دبستانی مؤثر است (001/0P<، 62/15=(1،34)F). نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده و با توجه به انعطاف پذیری مغز بالا در کودکان، بسته ارتقای شناختی با تأثیرگذاری بر ارتباطات عملکردی مغز موجب بهبود کنش های اجرایی شد. این یافته ها بر اهمیت گنجاندن برنامه های شناختی در آموزش پیش دبستانی تأکید دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان