تمرکز قدرت و مقاومت محلی در عصر قاجاریه: مطالعه موردی شورش میرهاشم اوزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه ی میان دولت مرکزی و قدرت های محلی در ایرانِ عصر قاجاریه همواره با تنش ها و مقاومت هایی از سوی نخبگان و نیروهای محلی همراه بوده است. ایالت فارس و به ویژه نواحی جنوبی آن، از جمله لارستان، به دلیل موقعیت راهبردی و پیچیدگی ساختارهای اجتماعی و اقتصادی، یکی از عرصه های شاخص این برخوردها به شمار می رود. پرسش اصلی این پژوهش آن است که شورش میرهاشم اوزی در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه چه بازتابی از مناسبات دولت مرکزی و نیروهای محلی در جنوب فارس دارد و سازوکارهای مقاومت محلی در برابر سیاست های تمرکزگرایانه ی دولت چگونه شکل گرفت؟ پژوهش حاضر با تمرکز بر شورش میرهاشم اوزی می کوشد سازوکارهای مقاومت محلی و واکنش دولت مرکزی را تحلیل کند. این مطالعه، بر پایه ی اسناد نویافته ی آرشیوی، گزارش های روزنامه ی وقایع اتفاقیه و منابع دست اول تاریخی و با روش تاریخی و رویکرد توصیفی–تحلیلی، علل، روند و پیامدهای شورش را بازسازی می کند. نتایج تحقیق نشان می دهد که شورش میرهاشم اوزی، علاوه بر ایجاد چالش های امنیتی و اداری در منطقه، الگویی مشخص از تعامل دولت مرکزی با نیروهای محلی ارائه می دهد که شامل ترکیبی از سرکوب، مصالحه و اعطای امتیازات سیاسی–اقتصادی بود. بررسی این رخداد چشم انداز روشنی از فرآیند تمرکز قدرت و مدیریت مقاومت محلی در جنوب ایران در نیمه ی نخست سلطنت ناصرالدین شاه فراهم می آورد و اهمیت فهم تعاملات محلی–مرکزی را برای تحلیل های تاریخی معاصر برجسته می سازد. افزون بر این، مطالعه ی حاضر نمونه ای از ارزش اسناد دست اول را در بازسازی دقیق تاریخ محلی و ملی ارائه می کند.