مدل علی رابطه جهت گیری تدریس و مهارت های اجتماعی –هیجانی با کیفیت زندگی در معلمان زن دوره دوم متوسطه شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آموزش به معنای تدریس معلم در کلاس درس، پدیده ای چندعاملی و مرتبط به هم می باشد که از کیفیت زندگی تا عملکردهای شناختی–هیجانی معلمان را در بر می گیرد؛ بنابراین هدف این پژوهش بررسی رابطه بین جهت گیری تدریس و مهارت های اجتماعی–هیجانی با کیفیت زندگی در معلمان زن دوره دوم متوسطه است. روش ها: این پژوهش توصیفی–همبستگی با استفاده از مدل های معادلات ساختاری، به بررسی روابط بین متغیرهای جهت گیری تدریس و مهارت های هیجانی–اجتماعی در میان 230 معلم زن مقطع دوم متوسطه تهران (مناطق 1 و 2) پرداخته است. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های معتبر بوده و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی، همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و معادلات ساختاری در نرم افزارهای AMOS و SPSS انجام شده است. یافته ها: یافته های این پژوهش حاکی از آن است که رابطه بین جهت گیری هدف و کیفیت زندگی با ضریب رگرسیونی استاندارد 0/179 و مقدار p-value برابر با 0/316 معنادار نیست. در مقابل، یادگیری مهارت های اجتماعی با ضریب رگرسیونی استاندارد 0/189 و مقدار p-value برابر با 0/020 رابطه مثبت و معناداری با کیفیت زندگی معلمان دارد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش به وضوح نشان می دهد که در حالی که جهت گیری هدف رابطه معناداری با کیفیت زندگی ندارد، یادگیری مهارت های اجتماعی به طور مثبت و معناداری با کیفیت زندگی معلمان رابطه دارد. این یافته ها بر اهمیت یادگیری مهارت های اجتماعی در بهبود کیفیت زندگی تأکید می کند.