راما قلمبر دزفولی

راما قلمبر دزفولی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۴ مورد از کل ۲۴ مورد.
۲۱.

عوامل مؤثر بر خلق ارزش جهت تعیین نقش و عملکردهای محرک توسعه در بافت های تاریخی با تأکید بر بازآفرینی شهری موردمطالعه: محدوده تاریخی منطقه 11 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازآفرینی شهری خلق ارزش بافت تاریخی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۲۰۰
از زمانی که توجه متخصصان و مدیران شهری به سمت حفظ و احیای بافت های مرکزی و تاریخی شهرها منعطف گردیده، نظریات و رویکردهای متعددی در این راستا، تبیین شده است. از مهم ترین این رویکردها که امروزه در اقصی نقاط جهان مورد استفاده قرار می گیرد، بازآفرینی شهری است. در مورد بازآفرینی شهری و نحوه تحقق آن نیز پژوهش های متعددی صورت گرفته است، اما به نظر می رسد یکی از مهم ترین مسائل در رابطه با احیای بافت های تاریخی این است که شاید تنها قدمت یک بافت به عنوان محرک توسعه برای بازآفرینی کافی نبوده و خلق ارزش جهت ایجاد نقش های مکمل برای این بافت ها از طریق سایر پتانسیل های موجود و مزیت های مکانی محدوده باید مدنظر قرار گیرد. لذا این پژوهش، به دنبال پاسخ این سؤال است که، در کنار تاریخی بودن محدوده موردمطالعه (منطقه 11 شهرداری تهران) برای نقش دهی مکانی چه ارزش های نهفته ای در بافت وجود دارد. بدین منظور این تحقیق پس از معرفی رویکردهای بازآفرینی، سعی در تلفیق اصول بازآفرینی با مؤلفه های خلق ارزش در بافت شهری در قالب چارچوب نظری تحقیق داشته و سپس توسط پرسشنامه های تکمیلی از ساکنان و متصرفان فضا، نسبت به ارزیابی مدل نظری خلق ارزش در سطح محدوده بافت تاریخی منطقه 11 اقدام شده است. نتایج به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی، حاکی از وجود پتانسیل های کالبدی و عملکردی در راستای خلق ارزش در محدوده موردمطالعه است. همچنین، نتایج تحلیل معادلات ساختاری در مورد شاخص های خلق ارزش افزوده در بافت تاریخی منطقه 11 نشان دهنده تأثیر قوی و معنادار ابعاد عملکردی و کالبدی به عنوان ابزارهای تأثیرگذار در ایجاد ارزش افزوده در بافت می باشد. در سنجه های بعد عملکردی بار عاملی شاخص تمرکز و تقویت نقش مرکزیت سیاسی پایتخت در محدوده و در بعد کالبدی بار عاملی ایجاد مسیرهای گردشگری جذاب به علت وجود اماکن تاریخی، جهت سیاست گذاری های شهری آتی قابل توجه است.
۲۲.

تحلیل کیفیت کالبدی مسکن در محلات متأثر از سیاست های نوسازی بافت فرسوده شهری- مورد مطالعه: محله وحیدیه تهران

کلیدواژه‌ها: کیفیت کالبدی سیاستگذاری بافت فرسوده مسکن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۵۰
حوزه مسکن به واسطه ارتباط مستقیم آن با بهره برداران، از مهمترین بخشهای سیاستگذاری شهری به شمار می آید. در این میان طرح های نوسازی بافت فرسوده از طریق بسته های تشویقی، به عنوان الگویی با مزایایی نظیر توجیهات فنی، اقتصادی وزمانی مورد توجه قرار گرفته و واحدهای مسکونی فراوانی نوسازی شده است. اما نکته ای که در بررسی نوسازی واحدهای مسکونی در ایران و خصوصاً شهر تهران مشاهده می گردد، این است که اهداف کمی (مانند تعداد پروانه های صادره در بافت یا تعداد املاک تجمیع شده)در مقایسه با اهداف کیفی برنامه ریزی مسکن در اولویت قرار گرفته اند، این مسئله با سنجش شاخص هایی چون سرانه ها، اندازه واحد مسکونی، تعداد پارکینگ و... قابل لمس است. در این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی سعی شد با بررسی ویژگی های کیفی مربوط به تناسبات کالبدی مساکن نوسازی شده در محله وحیدیه- نظام آباد تهران (به عنوان یکی از محلات بافت فرسوده که آمار نوسازی معناداری پس از ابلاغ ضوابط تشویقی بافت فرسوده داشته است) میزان انطباق کیفیت تناسب کالبدی این مساکن با نیاز ساکنان آنها ارزیابی گردد. پس از جمع آوری داده ها از طریق ابزار پرسشنامه ( بر گرفته از مدل نظری پژوهش)، تحلیل توصیفی و استنباطی از طریق آزمون های آماری انجام پذیرفت. با تحلیل نتایج پرسشنامه مشخص گردید که در وحیدیه تناسب کالبدی واحدهای مسکونی نوساز، نتوانسته سطح انتظار معناداری با رضایتمندی ساکنان داشته باشد. همچنین نتایج آزمون فریدمن نشان می دهد معیار زیست محیطی و اقتصادی کمترین رتبه را در بین معیارهای بررسی شده در حوزه تناسب کالبدی داشته است. این معیارها به پایین بودن نرخ شاخص هایی چون فضای سبز داخل ساختمان ها، منظر و فضای سبز محله و تناسب قیمت مسکن با شرایط کالبدی ملک در محدوده مورد مطالعه دلالت دارند و اطلاعات عینی نیز این کمبودها را تایید می کند. در تعمیم نتایج این پژوهش، اهمیت توجه به ویژگی های کیفی مسکن در سیاستگذاری های مدیریت و برنامه ریزی شهری، جهت نیل به رضایتمندی ساکنین، برجسته می نماید.
۲۳.

Urban Spaces Smartification: A Pathway to Improved Walkability(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Walkability Smartification Urban spaces ICT

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۹۱
The use of urban streets as an element of urban life is jeopardized today, particularly In rising metropolises such as Tehran, due to the rapid rise in automobile ownership, population expansion, ineffective transit systems, poor quality urban architecture, and other challenges. On the other hand, there are various potential to efficiently drive urban growth toward sustainability in an era of digitalization, artificial intelligence and the Internet of Things. It implemented that the use of new urban technologies is looking for methods and incentives to encourage today's citizens to walk more. This research attempts to address the question “does smartification of urban spaces significant impact on walkability”? This paper examines the effect of smartification defined as the incorporation of digital technologies and IOT solutions on walkability in urban spaces. By analyzing design of pedestrian path with various smart initiatives, such as gamification, pedestrian-friendly infrastructure, and digital solutions, this study seeks to understand how these innovations contribute to creating more walkable environments. This study used a quantitative approach to test its assumptions, and SPSS software and a questionnaire were used to examine the data that was gathered. Additionally, Friedman's test and the single population mean test (t-test) were employed to evaluate the research assumptions. The study's findings indicate that smart buildings can enhance pedestrian circulation in the studied location (Farahzadi Blvd., Shahrak Gharb). The findings suggest that smartification can significantly enhance walkability by improving safety, Social interaction, and pleasurability in user experience. Additionally, from the perspective of users, smartification has the most influence on the comfort factor that promotes walking.
۲۴.

پیشران های مؤثر بر طراحی فضاهای آموزشی مدارس ابتدایی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیشران های موثر آینده پژوهی فضاهای آموزشی طراحی معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۵
با تغییرات فناوری، عملکردها و فرم ها در طراحی فضاهای آموزشی دچار تغییرات معنادار شده و به عنوان یکی از چالش های آینده، مطابقت معماری این فضاها با نیازهای آموزشی نسل آتی را طلب می کند. این پژوهش به عنوان هدف اصلی خود، شناسایی پیشران های مؤثر بر طراحی فضاهای آموزشی مدارس ابتدایی آینده را مدنظر دارد. روش این پژوهش از نوع آینده پژوهی کیفی و در این چارچوب از نوع توصیفی - تحلیلی و از لحاظ هدف در دسته پژوهش های کاربردی است. با استفاده از روش کتابخانه ای، عوامل تأثیرگذار شناسایی و دسته بندی شدند. سپس دو مرحله پیمایش با استفاده از پرسش نامه و تشکیل پنل نخبگان انجام شد؛ در مرحله نخست، معلمان ابتدایی به عنوان متخصصان آموزش در مورد تغییرات احتمالی و عملکردهای موردنیاز آینده اظهارنظر کردند. در مرحله دوم، خبرگان معماری با تکمیل ماتریس اثر متقابل به تحلیل روابط عوامل پرداختند. تحلیل داده ها نیز با نرم افزار میک مک انجام شد. نتایج نشان داد که پیشران های مؤثر در معماری آینده فضاهای مذکور شامل ادغام با عناصر فرهنگی - هویتی ایرانی، طراحی یکپارچه با طبیعت، هندسه پیچیده و غیرمنتظم، نمای دیجیتال و مدولار، استفاده از بام و تراس، پلان ماژولار و انعطاف پذیر و عملکردهایی چون فضاهای حمایتی و مراقبتی است. تحلیل پیشران ها نشان می دهد که طراحی مدارس آینده باید با تأکید بر اصولی همچون استفاده از عناصر هویت ملی و فرهنگی ایرانی (معماری زمینه گرا)، ارتباط با طبیعت (معماری بیوفیلیک)، انعطاف پذیری فرمی و عملکردی و نوآوری در طراحی از طریق معماری تکرارپذیر و غیرمنتظم (طراحی پارامتریک) و تلفیق با فناوری روز طراحی گردند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان