جهانبخش ثواقب

جهانبخش ثواقب

مدرک تحصیلی: استاد گروه تاریخ دانشگاه لرستان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۰۴ مورد از کل ۱۰۴ مورد.
۱۰۱.

نقش مسجد در نشر معارف شیعی در جامعه عصر صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۶۹
اقدام مهم شاه اسماعیل اول (907-930ق.) در رسمیت بخشی مذهب تشیع در ایران و برقراری پیوند بین مذهب و سیاست در حکومت صفویه، در ایجاد وحدت سیاسی و شکل گیری هویت ملی و ارضی نقش عمده ای ایفا کرد. صفویان پس از تشکیل دولت دریافتند که برای تثبیت این مذهب در تاروپود جامعه و نهادینه سازی آن نیاز به اقدامات گسترده فرهنگی و تمدنی دارند. این اقدامات را با بهره گیری از ظرفیت تأسیسات و نهادهای دینی و علمای شیعی میسر ساختند و تلاش گسترده ای جهت اقدامات فرهنگی و عمرانی در جهت سیاست شیعی سازی جامعه و تثبیت موقعیت این مذهب به کار بستند. صفویان با بنای مساجد به منزله پایگاهی دینی که متکفل ترویج مبانی اعتقادی و فقهی شیعه در جامعه است و بازسازی زیارتگاه ها و امامزاده های شیعی توانستند که هم در نهادینه سازی و گسترش شیعه در جامعه ایران اقدام کنند و هم در گسترش مساجد و بناهای مذهبی بکوشند. هدف این مقاله، بررسی نقش مسجد در نشر معارف شیعی در جامعه ایران عصر صفویه، به روش توصیفی- تحلیلی است. یافته پژوهش نشان داده که در دوره صفویه با گسترش سنت مسجدسازی و بازسازی و اصلاح مساجد پیشین، از این پایگاه دینی با کمک علمای شیعه در ترویج و نشر معارف شیعی در جامعه بهره گیری مطلوبی شده است.
۱۰۲.

آرای اندیشمندان مسلمان معاصر عرب درباره عوامل درونی انحطاط تمدن اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۱۲۶
تمدن اسلامی با وجود شکوفایی نخستین، به تدریج بر اثر عواملی دچار آسیب شد که آن را به انحطاط کشاند. این عوامل، برخی درون ساختاری بودند که از درون جامعه اسلامی بر آن تأثیر منفی گذاشت و برخی برون ساختاری بودند؛ یعنی عواملی که از جهان پیرامونی و حوادث بیرونی، تمدن اسلامی را دچار تخریب و ضعف کرد. همان گونه که برآمدن و گسترش این تمدن مورد توجه اندیشمندان بوده، رکود و انحطاط آن نیز از نظر آنان دور نمانده است و هرکدام به برخی از این عوامل پرداخته اند. در این مقاله، به شیوه توصیفی تحلیلی، این پرسش مطرح شده که از منظر اندیشمندان مسلمان معاصر عرب چه عوامل درونی بر انحطاط تمدن اسلامی تأثیرگذار بوده است؟ هدف اصلی مقاله، بررسی آسیب ها و آفات درونی تأثیرگذار بر انحطاط تمدن اسلامی است و رسیدن به پاسخ این پرسش را دنبال می کند که «از منظر اندیشمندان مسلمان معاصر عرب، چه عوامل درونی بر انحطاط تمدن اسلامی مؤثر بوده اند؟» فرضیه پژوهش، بر دوگانه عوامل درونی و برونی انحطاط در رویکرد این اندیشمندان دلالت دارد که در این مقاله، به عوامل درونی این انحطاط پرداخته می شود. این پژوهش، از نوع تاریخی است و در مرحله گردآوری اطلاعات، به روش کتابخانه ای و در مرحله تبیین، با رویکرد توصیفی تحلیلی سامان یافته است . در این پژوهش، مراد از تمدن اسلامی، تمامی میراث و جنبه های مادی و معنوی مسلمانان است که در دوران مجد و عظمت تمدنی خود به آن دست یافته و به بشریت عرضه کرده اند؛ مراد از انحطاط تمدن اسلامی نیز بروز حالت عقب ماندگی، پاشیدگی و تنزل تمدنی در میان مسلمانان است که درخشش علمی ایشان، به ضعف و رکود تبدیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مقوله افول اقتدار جهان اسلام، اندیشه بسیاری از نویسندگان از شمال آفریقا تا جنوب آسیا را از سده 13ق به بعد درگیر ساخت. مفهوم انحطاط توسط ترکان، اعراب، ایرانیان و همچنین مسلمانان در هند و اندونزی، بسیار استفاده شده است. اینکه چرا مسلمانان عقب ماندند و دیگران پیشرفت کردند، موضوعی شد که نویسندگانی با ملیت های مختلف اسلامی بدان پرداختند. در محیط عربی معاصر، یک بحران اجتماعی چندبُعدی وجود داشت که از نتایج انحطاط و زوال اسلامی بود و به ظهور جنبش های اصلاحی انجامید. غالب اندیشمندان جهان عرب همچون: محمد عبده، محمد رشید رضا، عبدالرحمن کواکبی، مالک بن نبی، سمیح عاطف الزین، شکیب ارسلان و دیگران، به مقوله انحطاط بر اساس وضعیت کنونی جوامع اسلامی پرداخته و عقب ماندگی جهان اسلام را پذیرفته اند؛ هرچند در علل این عقب ماندگی، مناقشه هایی رخ داده است. ازاین رو، بیشتر به راه های برون رفت از این عقب ماندگی و زوال در قالب اندیشه اصلاحی پیشرفت پرداخته اند و نوین سازی جوامع اسلامی را برخی با بازگشت به اسلام و تعالیم آن، و بعضی با اخذ الگوهای پیشرفت غربی طرح کرده اند. با این دیدگاه است که اصلاح طلبان مسلمان راه حل های گوناگونی برای احیا و پیشرفت جامعه اسلامی و برون رفت از وضعیت زوال و عقب ماندگی ارائه داده اند. در تحلیل و بررسی این اندیشمندان، بحران های اعتقادی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و علمی درازدامنه از درون جامعه اسلامی، بر انحطاط تمدن اسلامی تأثیرگذار بوده اند. همین مساعد بودن شرایط درونی، تأثیر عوامل بیرونی را هموار کرده است. اندیشمندان مسلمان، در صدر علل انحطاط تمدن اسلامی، بحران یا انحطاط اعتقادی مسلمانان را مطرح کرده اند. در بحران سیاسی، استبداد حکام اسلامی یا استبداد داخلی و ظلم و فساد حکّام، در اندیشه غالب اصلاح گران معاصر به عنوان یکی از علل مؤثر عقب ماندگی مسلمانان مطرح شده است. برخی از عواملی که اندیشمندان مسلمان در باره انحطاط تمدنی مطرح کرده اند، در حوزه انحطاط اجتماعی است؛ مانند فقدان وحدت ملی و همبستگی اجتماعی، جدایی و تفرقه میان مسلمانان به عناوین مذهبی و غیرمذهبی (قومیت گرایی و تعصب های قومی و نژادی) ، ناکامی در کسب نیرومندی مادی و معنوی، غرب زدگی و ازخودبیگانگی و خودباختگی در برابر غرب. بحران یا ضعف و زوال علمی، از دیگر عواملی است که اندیشمندان مسلمان در بررسی انحطاط تمدن اسلامی به آن پرداخته اند . زوال اخلاقی مسلمانان، چه زمامداران و چه مردم، از عواملی بوده که اندیشمندان آن را در انحطاط تمدن اسلامی مؤثر دانسته اند. تغییر اخلاق اسلامی به اخلاق دنیاگرایانه و مادی و دور شدن از ارزش ها و فضایل اخلاقی و انسانی، غالب شدن تجمل گرایی و تنعم گرایی بر مسلمانان، فساد اخلاقی، گرایش به رکود و سستی، فساد مالی و اقتصادی ، مسلمانان را از وظایف و مسئولیت های فردی و اجتماعی آنان دور ساخت. مقاله با این نتیجه گیری به پایان می رسد که اندیشمندان مسلمان جهان عرب، به پدیده انحطاط تمدن اسلامی قائل بودند و در علت یابی آن هم بر عوامل درونی و هم عوامل برونی تأکید کرده اند و عوامل درونی را مقدمه تأثیرگذاری عوامل برونی این انحطاط دانسته اند. متفکران اسلام گرا، دوری مسلمانان از اندیشه توحیدی اسلام و تغییر فرهنگ و سبک زندگی آنان را در انحطاط و عقب ماندگی آنان مؤثر دانسته اند و برخلاف دیدگاه اندیشمندان غیراسلام گرا، اسلام را نه تنها عامل عقب ماندگی مسلمانان ندانسته اند، بلکه بازگشت دوباره به حقیقت اسلام را در زایش تمدنی آنها کاملاً نقش آفرین می دانند.
۱۰۳.

وضعیت علمی و فرهنگی شیعه در ایالت جزیره (سده های 2-7 ق/ 8-13م)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۷
ایالت جزیره در سده های نخستین اسلامی از کانون های فعالیت های علمی و فرهنگی در نهضت ترجمه و حضور عالمان و بزرگان علمی و فرهنگی مسلمان سنی و شیعه در شهرهای این ایالت بود. با حضور جمعیت زیادی از شیعیان و سادات و علویان در جزیره که بخشی از ترکیب جمعیتی آن را تشکیل می داد و شکل گیری دولت های شیعی، فعالیت های علمی و فرهنگی شیعی در این ایالت نیز رونق گرفت. با وجود این جریان شیعی در جزیره، یک کانون مهم علمی و فرهنگی و یک مکتب شیعی خاص در یکی از شهرهای این ایالت شکل نگرفت. چرایی این موضوع پرسشی است که در این مقاله، علل آن همراه با جایگاه علمی و فرهنگی تشیع در جزیره، با رویکرد توصیفی- تحلیلی، بررسی و تبیین می شود. یافته پژوهش نشان می دهد که تشیع در جزیره یک جریان فعال و تا حدی گسترده است؛ اما به دلیل شرایط سیاسی و مذهبی موجود، ضعف عملکردی عالمان و حکام محلی شیعی، یک کانون درخشان علمی و فرهنگی و مکتب شیعی خاص جزیره ظاهر نشد.
۱۰۴.

رسم زمین بوسی، پابوسی یا سجده در برابر شاه صفوی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۶
از سنت های دیرینه در مراسم شرفیابی به حضور شاهان ایران، کرنش و تعظیم از سوی باریافتگان بوده است. این کرنش در اشکال مختلفی همچون سر و کمر خم کردن، زانو زدن تا به خاک افتادن و بوسه بر خاک پا یا دست و پای شاه نمود یافته است. در عصر صفویه نیز چنین رسم دست و پابوسی و زمین بوسی تداول داشته و مخالفان صفویه از آن تعبیر به سجده در برابر شاهان نموده و آن را مصداقی از کفر و رفض صفویان دانسته اند. در این مقاله، با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی ادب حضور نزد شاهان صفوی پرداخته می شود. اینکه آیا سنت زمین بوسی و پابوسی معمول بوده یا نوعی سجده به معنای پرستش شاهان صفوی بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد رسم کرنش و تعظیم در دربار صفویه، به قصد نمایش شکوه و بزرگی شاهان در برابر دیگران، از سر فرود آوردن، پابوسی و زمین بوسی، معمول بوده و به خاک افتادن و پیشانی به زمین ساییدن قزلباشان، دستوری از جانب شاهان به منزله انجام سجده بر عبد نبوده، بلکه نمایشی از حس شور و ارادت مریدان به شاه- مرشد و نشانه وفاداری و صوفی گری (یک جهتی و یک دلی) آنان بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان