مزدک انوشه

مزدک انوشه

مدرک تحصیلی: استادیار گروه زبان شناسی، دانشگاه تهران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۴ مورد از کل ۲۴ مورد.
۲۱.

تناظر یا تقابل ساختی مصدرهای مرکب و همتای فاقد همکرد تبیینی در چارچوب صرف توزیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۳۵۰
رابطه ساختاری و معنایی میان مصدر مرکب و همتای متناظر فاقد همکرد آن از موضوعات مورد توجه در حوزه صرف و نحو زبان فارسی است که عموماً بر فرض حذف همکرد در جفت متناظر استوار است، بدون آنکه در تأیید یا ردّ آن، پژوهشی انجام شده باشد. نوشته حاضر بر آن است با بررسی ساخت نحوی و ویژگی های اسم فعل گونه مصدر مرکب، فرض حذف همکرد در همتای متناظر بسیط را ارزیابی کند و بنابراین، در پی آن است که نحوه اشتقاق و تقابل یا تناظر احتمالی دو ساخت مذکور را مشخص و تبیین نماید. برای نیل به هدف مذکور، از چارچوب صرف توزیعی استفاده شده است؛ چراکه به دلیل فاقد مقوله بودن ریشه ها در بدو اشتقاق، رفتار دو یا چندگانه واحدهای واژگانی زبان به خوبی قابل توضیح است. نتایج حاصل از بررسی، مؤید آن بود که نه تنها ساخت نحوی یکی با حذف همکرد از دیگری به دست نمی آید، بلکه دو ساخت مذکور از نظر نحوی کاملاً متفاوت هستند. مصدر مرکب مراحل اشتقاق را طبق الگوی پیشنهاده پیموده و کلیه ویژگی های اسم فعل گونه را کسب می کند در حالی که ساخت های فاقد همکرد، در واقع ساخت های اسمی و بالطبع صرفاً با ویژگی های اسمی هستند. در این راستا تحلیلی برای تبیین میزان شفافیت و زایایی این دو ساخت و نحوه رفع محدودیت های ناشی از آن ارائه شد.
۲۲.

مشخصه های مقوله گزینی در ساخت پوچ واژه: رویکردی کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۲۹۰
  پوچ واژه ها یا اصطلاحاً فاعل های بدلی، عناصری نحوی اند که سهمی در شکل گیری معنای گزاره ندارند و به همین دلیل، نزد بسیاری از زبان پژوهان، از مهم ترین شواهدی به شمار می روند که تصریح می کنند تولید گزاره برپایه یک فاعل و محمول از الزامات نحوی، و نه معنایی، جمله است. هرچند در زبان های ضمیرانداز که تصریف غنی دارند، فاعل های ارجاعی می توانند آزادانه آشکار یا تهی باشند، پوچ واژه ها در چنین زبان هایی غالباً ناملفوظ اند. در نحو زبان فارسی، وجود قاعده درج پوچ واژه موضوع کم وبیش مناقشه برانگیزی در میان زبان شناسان بوده است. برخی از تحلیلگران استدلال کرده اند که این ضمیر غیرارجاعی در نحو زبان فارسی یافت می شود، اما برخی دیگر مدعی شده اند که فارسی فاقد هر دو نوع پوچ واژه آشکار و پنهان است. در پژوهش حاضر در چارچوب برنامه کمینه گرا و براساس مشخصه های مقوله گزینی محمول ها، استدلال می کنیم که شاخص گروه زمان در فارسی باید با یک اسم یا ضمیر پر شود و لاجرم، در آن دسته از محمول های نامفعولی که یک گروه اسمی حامل نقش تتا وجود ندارد، درج پوچ واژه ضمیری الزامی است. اما مهم تر از این نکته، می کوشیم تا به جای ارائه فهرستی تفصیلی از ساخت های حاوی فاعل های بدلی، تعمیمی برپایه آموزه های نظری و شواهد تجربی به دست دهیم تا اعمال قاعده درج پوچ واژه را در ساخت های نحوی فارسی پیش بینی کند. طبق این تعمیم، جایگاه فاعل ساختاری محمول های نامفعولی با پوچ واژه ضمیری پر می شود، اگر و فقط اگر یک گروه اسمی با حالت بازبینی نشده در اشتقاق جمله در دسترس نباشد. در چنین ساختاری اگر پوچ واژه فاعلی ناملفوظ درج نشود، اشتقاق نحوی به دلیل تخطی از اصل فرافکن گسترده فرومی ریزد. این تحلیل که برپایه داده های آن، پوچ واژه ضمیری آشکار در فارسی یافت نشده است، توضیح می دهد که چرا در حالی که اسم های ارجاعی و پوچ واژه ضمیری در توزیع تکمیلی اند، در برخی از اشتقاق های نامفعولی و از جمله در ساخت های ارتقایی، یک گروه اسمی آشکار ظاهراً می تواند در جایگاهی بنشیند که متعلق به پوچ واژه ضمیری پنهان است.
۲۳.

تبیین فازی موضوع درونی محذوف در گروه فعلی زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۵۸
در این مقاله در چارچوب رویکرد پویا به نظریه فاز، به تبیین چگونگی حذف موضوع درونی فعل در زبان فارسی می پردازیم. ابتدا با استفاده از معیارهایی مانند خروج هسته فعلی به بیرون از گروه فعلی، همسانی فعل، حذف متمم گروه حرف اضافه، ساخت هم پایه، ترتیب قید حالت و مفعول و همچنین قلب نحوی به بررسی داده های موردنظر در زبان فارسی می پردازیم تا نشان دهیم که فرایند حذف از کدام نوع است: حذف موضوع و یا حذف گروه فعلی به همراه ابقای فعل اصلی. آنگاه با توجه به ناکارآمدی معیارهای ذکرشده در مطالعات پیشین، براساس رویکردی پویا به نظریه فاز در نحو کمینه گرا برمبنای آرای بشکویچ (2005, 2013, 2014) به تحلیل فرایند حذف در جملات مورد نظر می پردازیم و نشان می دهیم که دراین چارچوب نظری، آنچه در دامنه گروه فعلی ساده حذف می شود معادل کل فاز و یا متممِ فاز است. بدین ترتیب، بر مبنای این رویکرد می توان به جای تحلیل دوگانه حذف گروه فعلی به همراه ابقای فعل و یا حذف موضوع از ساخت های مورد نظر، تحلیلی جامع و به تبع آن اقتصادی به دست داد.
۲۴.

وندافزایی تصریفی صفت در فارسی بر پایۀ نظریۀ صرف توزیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۷
بر مبنای چهارچوب نظ ری صرف توزیعی، فرایند تولی د واژه در سه بخش واژگان، نحو و پسانحو توزیع می شود. پژوهش حاضر، بر اساس این رویکرد ناواژه گرا، نحوه الحاق ون دهای تفضیلی («-تر»)، عالی («-ترین») و ترتیبی (« ُ م»، « ُ مین» و « ُ می») را ب ه ریشه ه ا –که به عنوان مفاهیمی انتزاعی از واژگان وارد نحو می شوند– وامی کاود و با بررسی مراحل پسانحوی هم جوشی، شکافت و درج مؤخر، به چگونگی مشارکت این وندهای تصریفی در ساخت های صفتی می پردازد. در این پژوهش خواهیم دید وند تفضیلی «-تر» که بازنمودی ساده دارد در هسته فرافکن «درجه» قرار می گیرد. وند عالی «-ترین» اما بازنمود گسترده دارد و متشکل از دو جزء «-تر» و «-ین» است؛ لذا در پسانحو پس از شکافت گ ره درجه ب ه دو گ ره «درجه» و «عالی»، هر یک از دو جزء مذکور در یکی از این گره های شکافته شده واقع می شوند. به همین صورت ون د ترتیبی « ُ م» در هسته فرافکن «ترتیبی» جای می گیرد و وندهای « ُ مین» و « ُ می» ازآنجاکه بازنمود گسترده دارند دچار شکافت به دو گره «ترتیبی 1» و «ترتیبی 2» می شوند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان