مطالب مرتبط با کلیدواژه

ریزمغذی ها


۱.

اثر مصرف مکمل آهن بر حافظه فضایی موش های صحرایی جوان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: آهن موش های صحرایی ریزمغذی ها حافظه فضایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱۵ تعداد دانلود : ۸۴۲
اهداف: حافظه فضایی یکی از انواع حافظه است که می تواند به شناسایی موقیعت مکانی فرد در محیط بیانجامد. این متغیر می تواند تحت تاثیر عوامل مختلف از جمله ریزمغذی ها (آهن) قرار گیرد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر مصرف مازاد مکمل آهن بر حافظه فضایی موش های جوان بود. روش ها: مطالعه حاضر یک مطالعه آزمایشی است که روی 20سر موش صحرایی نژاد ویستار انجام گرفت. نمونه ها براساس برنامه تغذیه با نان طبیعی و نان غنی شده با آهن 2، 4 و 6برابر به صورت تصادفی در 4 گروه تقسیم بندی شدند و متغیر مستقل به مدت 4 هفته روی آنها اعمال شد و سرانجام عملکرد حافظه فضایی موش ها با استفاده از ماز T اندازه گیری شد. داده ها با کمک نرم افزار SPSS 21 و آزمون آماری تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بین گروه های تحقیق، اختلاف معنی داری در زمان صحت وجود داشت (0001/0=p)؛ به این صورت که گروه های مصرف 2برابر (5/0±9/1دقیقه)، 4برابر (9/8±6/9دقیقه) و 6برابر (1/3±8/5دقیقه) نسبت به گروه شاهد (7/1±6/12دقیقه) به طور معنی داری زمان کمتری را برای طی کردن ماز سپری کردند (0001/0=p). نتیجه گیری: مصرف مکمل آهن 2برابر باعث بهترین عملکرد در حافظه فضایی می شود و مصارف کمتر و بیشتر از این میزان نمی تواند بر حافظه فضایی اثرگذار باشد.
۲.

معرفی یک مدل برنامه ریزی ریاضی برای مدیریت اراضی زراعی بخش رودپی شهرستان ساری در راستای بهبود امنیت غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگوی کشت برنامه ریزی آرمانی دانه های روغنی ریزمغذی ها کود شیمیایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۲
تأمین امنیت غذایی از رسالت های فعالیت کشاورزی بوده و گاه تحقق آن مستلزم به کارگیری نهاده های بیشتر است. با توجه به منابع محدود برای تولیدات کشاورزی، به منظور دستیابی به اهداف مهم، باید بهینه سازی مصرف این گونه منابع مد نظر قرار گیرد. هدف مطالعه حاضر معرفی یک مدل برنامه ریزی آرمانی به منظور تخصیص بهینه اراضی زراعی به محصولات منتخب در راستای بهبود امنیت غذایی در بخش رودپی شهرستان ساری بود. آرمان های مد نظر نیز افزایش سود، کاهش مصرف کود، افزایش تولید کالری و مواد مغذی، افزایش تولید کل و افزایش تولید روغن را شامل می شد. همچنین، داده های مورد نیاز مربوط به سال زراعی 1401-1400 بود. نتایج پژوهش نشان داد که با در نظر گرفتن تمام آرمان های یادشده، با بهره گیری از یک مدل برنامه ریزی آرمانی، در مقایسه با الگوی کشت کنونی، سطح کشت شلتوک شیرودی کاهش و اما سطح کشت شلتوک طارم، گندم، کلزا و سویا افزایش می یابد؛ با این همه، مقایسه الگوی کشت بهینه در سناریوهای مورد بررسی با الگوی کشت کنونی نشان داد که الگوی کشت بهینه به الگوی کشت کنونی نزدیک است. این نتیجه بیشتر از جنبه مصرف کود و دستیابی به سود بوده، به گونه ای که با به کارگیری الگوی کشت پیشنهادی، مصرف کود تا یک درصد کاهش و سود حداکثر تا دو درصد افزایش یافته است. به دیگر سخن، می توان گفت که به لحاظ اقتصادی، الگوی کشت اجرایی کشاورزان در منطقه تقریباً مناسب بوده و تغییرات الگوی کشت بهینه احتمالاً به دلیل لحاظ آرمان های تولید روغن و کالری است، به گونه ای که الگوی کشت پیشنهادی به افزایش هشت درصدی تولید روغن و افزایش حدود سه درصدی تولید کالری می انجامد. با توجه به نتایج تحقیق حاضر، پیروی از الگوی کشت پیشنهادی می تواند به بهبود امنیت غذایی کمک کند. از این رو، پیشنهاد می شود که نهادهای مربوط، با اتخاذ سیاست ها و اعطای مشوق های مناسب و نیز ارائه آموزش های لازم به کشاورزان، الگوی بهینه پژوهش حاضر را در منطقه مورد مطالعه ترویج دهند..