نقد نظریه برنامه درسی بازسازی اجتماعی
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله نقد نظریه برنامه درسی بازسازی اجتماعی است. در این نظریه کلیت برنامه درسی در خدمت تغییرات بنیادین جامعه بوده و معلم و دانش آموز به عنوان کنشگران اصلی برنامه درسی، نقش اساسی در ایجاد اصلاحات اجتماعی جامعه ایفا می کنند. روش مورداستفاده در این پژوهش، توصیفی – تحلیلی است و برای دستیابی به داده های معتبر از روش «بررسی مستندات» بهره گرفته شده است. درمجموع چهار سؤال اصلی برای پژوهش حاضر طراحی و بر اساس آن ها فرایند پژوهش شکل گرفته است. فرایند کار نیز بدین صورت بوده است که نخست منشأ و علت پیدایش نظریه بازسازی اجتماعی تبیین، سپس گزاره های اصلی آن استخراج و در ادامه ضمن معرفی پیشگامان این نظریه، دلالت های آن برای برنامه درسی تبیین گردید. بررسی اسناد بالادستی کشور از یک سو و ارائه نقد و نظر اندیشمندان غربی و بررسی محاسن و معایب این دیدگاه از منظر ایشان بخش بعدی مقاله را تشکیل داده است. در پایان سعی شده است با ارائه بحث نسبتاً جامعی، امکان طراحی برنامه درسی با این رویکرد در نظام آموزش رسمی ایران مورد مداقه بیشتری قرار گیرد. یافته های پژوهش نشان داد عملیاتی کردن آن دسته از گزاره های اصلاح گرایانه دیدگاه بازسازی اجتماعی که منطبق با اسناد بالادستی کشور نیز هست، می تواند جنبش نوینی در طراحی برنامه درسی ایران به وجود آورد. اما باید از طرح نظریات افراط گونه این نظریه به ویژه در خصوص تمرکززدایی، محوریت مدرسه و القاء اغراق گونه نقش معلم و دانش آموز در ایجاد تغییرات بنیادین در جامعه پرهیز نمود.