مطالب مرتبط با کلیدواژه

دانشگاه های علوم پزشکی


۲۱.

ارائه و ارزیابی الگوی مدیریت دانش در واحدهای علم سنجی دانشگاه های علوم پزشکی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت دانش اداره علم سنجی دانشگاه های علوم پزشکی وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۴
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه و اعتبارسنجی الگوی پیشنهادی مدیریت دانش و همچنین بررسی وضعیت مدیریت دانش در واحدهای علم سنجی دانشگاه های علوم پزشکی کشور است. آگاهی از اینکه دانش چگونه خلق و اداره می شود، مؤلفه های مدیریت دانش در این واحدها کدام است، چه الگوی مدیریت دانشی برای واحدهای علم سنجی دانشگاه های علوم پزشکی مناسب است، آیا الگوی پیشنهادی از اعتبار لازم برخوردار است؟ و اینکه وضعیت واحدهای علم سنجی در مدیریت دانش و مولفه های آن چگونه است، ضروری به نظر می رسد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است و با روش توصیفی پیمایشی انجام شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که براساس الگوی پیشنهادی در سوال اول پژوهش، 5 مولفه مدیریت دانش شامل مؤلفه های شناسایی (18 گویه)، کسب (11 گویه)، کاربرد (9 گویه)، ثبت (6 گویه) و ارائه (8 گویه) در طیف لیکرت تنظیم شد. جامعه مورد مطالعه، کلیه مدیران و کارکنان مرتبط با واحد علم سنجی در دانشگاه های علوم پزشکی کشور بود. با بررسی وب سایت واحدهای فعال علم سنجی در دانشگاه های علوم پزشکی کشور، تعداد 164 نفر مشغول به کار شناسایی شدند. براساس جدول مورگان، تعداد نمونه مورد نیاز 115 نفر تعیین شد، که به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. تعداد 84 پرسشنامه تکمیل شده، دریافت گردید. نظر به اینکه نرخ بازگشت پرسشنامه ها بالای 70 درصد بود، تحلیل داده ها بر روی 84 پرسشنامه انجام شد. به منظور سنجش اعتبار پرسشنامه، از روش اعتبار محتوا استفاده شده است. در پژوهش حاضر پس از تدوین پرسشنامه، به منظور اعتباریابی آن از نظرات هفت نفر از متخصصان شامل: چهار عضو هیأت علمی و سه نفر متخصصان و نویسندگان مقالات در این حوزه، استفاده شد. در بخش اعتباریابی نیز روایی از طریق تحلیل عاملی تأییدی بررسی گردید. همچنین پایایی این پژوهش از روش محاسبه همبستگی درونی (آلفای کرونباخ) با کمک نرم افزار اس. پی. اس. اس. محاسبه شد و مقدار آن برای کل پرسشنامه 949/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار پی. ال. اس. برای اعتباریابی مدل و نیز از آزمون های تی تک نمونه ای و دوجمله ای برای بررسی وضعیت مؤلفه های مدیریت دانش استفاده شد. یافته ها: الگوی پیشنهادی مدیریت دانش در واحدهای علم سنجی دانشگاه های علوم پزشکی شامل پنج مؤلفه شناسایی (12 گویه)، کسب (10 گویه)، کاربرد (هشت گویه)، ثبت (پنج گویه) و ارائه (هفت گویه) تدوین شد. آزمون مدل اندازه گیری شامل آزمون پایایی (پایایی متغیرهای مشاهده پذیر، پایایی مرکب، و آلفای کرونباخ)؛ آزمون روایی (شامل روایی همگرا، و روایی واگرا)؛ و آزمون کیفیت مدل اندازه گیری دارای اعتبار بود و تأیید شد. برای متغیر مدیریت دانش و دو مؤلفه شناسایی و کسب دانش، سطح معناداری آزمون کولموگروف اسمیرنوف بزرگ تر از 05/0 بود، بنابراین، کجی داده ها معنادار نبوده و داده ها نرمال بودند؛ لذا، از آزمون تی تک متغیره برای بررسی وضعیت آنها استفاده شد. برای مؤلفه های کاربرد، ثبت و ارائه دانش، داده ها نرمال نبوده و از آزمون دو جمله ای استفاده گردید. نتایج آزمون تی تک متغیره و آزمون دو جمله ای نشان داد که از نظر آماری وضعیت متغیر مدیریت دانش و مؤلفه های شناسایی دانش، کسب دانش و کاربرد دانش بیشتر از حد متوسط (عدد 3) است و برای دو مؤلفه ثبت و ارائه دانش، آزمون معنادار نیست و در حد متوسط (عدد 3) است. با توجه به اینکه مدیریت دانش در سازمان های ایرانی سابقه چندانی ندارد، اکثر پژوهش ها وضعیت مدیریت دانش و مؤلفه های آن در سازمان های ایرانی را در وضعیت متوسط و نامناسب گزارش کرده اند. با این حال، نتیجه ای که در این پژوهش به دست آمد نشان داد که وضعیت مؤلفه های مدیریت دانش شامل شناسایی دانش، کسب دانش و کاربرد دانش در حوزه علم سنجی، متوسط به بالا است، اما در مؤلفه ثبت و ارائه دانش میزان آنها کمتر بوده است. نتیجه گیری: مدل پیشنهادی مدیریت دانش در واحدهای علم سنجی دانشگاه های علوم پزشکی کشور شامل 5 مولفه شناسایی، کسب، ثبت، کاربرد و ارائه دانش است که به عنوان مرجع و الگویی می تواند در سایر دانشگاه ها نیز پیاده سازی شود.
۲۲.

مؤلفه های توانمندسازی دانشگاه های علوم پزشکی در مقابله با سیاهچاله های آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سیاهچاله آموزش توانمندسازی دانشگاه های علوم پزشکی آسیب شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۷
هدف: دانشگاه های علوم پزشکی به عنوان یکی از بزرگ ترین نظام های مدیریتی کشور، با چالش های متعددی در حوزه آموزش مواجه هستند که می تواند به عنوان سیاهچاله آموزشی شناخته شود. آسیب های ناشی از سیاهچاله ها چندبعدی و جدی بوده که می تواند، دانشگاه ها را از رسیدن به اهداف بلندمدت باز دارد؛ بنابراین توانمند نمودن دانشگاه های علوم پزشکی به عنوان یک راهکار کلیدی، در جهت مقابله با سیاهچاله ها می تواند بسیار کمک کننده باشد. هدف این مطالعه، تعیین مؤلفه های توانمندسازی دانشگاه های علوم پزشکی در مقابله با سیاهچاله های آموزشی است. روش: جهت تبیین ابعاد و مؤلفه های توانمندسازی، از رویکرد کیفی استفاده شد. نمونه گیری مبتنی بر هدف بوده و ابزار گردآوری داده ها راهنمای مصاحبه و ضبط صدای مشارکت کنندگان بود. تعداد 20 مصاحبه نیمه ساختارمند با اعضای هیئت علمی و مدیران حوزه آموزش در دانشگاه های علوم پزشکی انجام شد. مدت زمان مصاحبه ها بین 30 تا 90 دقیقه بود. داده ها با روش تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2020 آنالیز شد. یافته ها: بعد از انجام مصاحبه ها و پیاده سازی و تحلیل داده ها، 293 کد اولیه به دست آمد که با ادغام این کدها 48 زیر طبقه شکل گرفت. پس از کنار هم گذاشتن و ادغام موارد با معنای نزدیک 17 طبقه و درنهایت 6 مضمون استخراج شد. مؤلفه های به دست آمده از فرآیند مصاحبه شامل "مهندسی فرهنگ"، "برنامه ریزی و تقویت زیرساخت ها"، "اقدامات توسعه آموزش و مدیریت دانش"، "سازمان دهی ساختار سازمانی"، "مدیریت اثربخش"، "حکمرانی در فرایند سیاست گذاری و امور قانونی" می باشد. نتیجه گیری: دانشگاه های علوم پزشکی متشکل از واحدهای آموزشی، درمانی و بهداشتی می باشد که هر سه ساختار به نوعی تأثیرگذار بر امر آموزش می باشند و مجزا نمودن واحدها از یکدیگر ایجادکننده چالش ها و مشکلات فراوانی در حوزه آموزش می باشد. یافته های مطالعه حاضر بیانگر این است که در فرایند توانمندسازی دانشگاه های علوم پزشکی در مقابله با سیاهچاله های آموزشی عوامل متعددی تأثیرگذار است؛ بنابراین، رویکرد کل نگر و اتخاذ سیاست های جامع و مدون سیاست گذاران و مدیران حوزه آموزش در جهت شناخت و مقابله با این سیاهچاله ها، گامی مهم در جهت توانمندسازی دانشگاه های علوم پزشکی می باشد.