دعوی الزام فروشنده ی مال مرهونه به فک رهن (نقد رأی وحدت رویه شماره 832 هیئت عمومی دیوان عالی کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قضاوت سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲۳
1 - 23
حوزههای تخصصی:
در خصوص وضعیت بیع مال مرهونه و آثار آن، سالهاست در رویه قضائی ایران اختلافنظر وجود دارد. زمانی هیئت عمومی دیوان عالی کشور با صدور رأی وحدت رویه شماره 620 در سال 1376 آن را غیر نافذ اعلام کرد. بهرغم آن، شهرت نظریه صحت بیع مال مرهونه در دکترین، سبب تمایل محاکم به سمت این نظر شده و اغلب با تأویل مدلول رأی وحدت رویه و تفسیر محدود آن از قلمرو اجرایی آن کاستهاند. در این میان اختلاف دیگری در بین محاکم آشکار گردید و آن، نحوه برخورد با دعوی «الزام فروشنده مال مرهونه به فک رهن» بود که از سوی خریدار مطرح میشد. دادگاهها در این خصوص آرای متعارض صادر میکردهاند؛ برخی این دعوی را غیرقابل استماع دانسته و برخی دیگر آن را میپذیرفتهاند. سرانجام رأی وحدت رویهی جدیدی به شماره 832 در سال 1402 صادر گردید که بهموجب آن، دعوی الزام فروشنده به فک رهن قابلپذیرش دانسته شده است. مفاد این رأی مبهم و البته غیر مستدل است و روشن نیست که هیئت عمومی دیوان عالی کشور از رأی قبلی خود عدول کرده و بیع مال مرهونه را صحیح دانسته است یا همچنان معتقد به عدم نفوذ آن است؛ زیرا با فرض غیر نافذ بودن بیع مال مرهونه، پذیرش دعوی الزام بایع به فک رهن، بهویژه اگر او ضمن عقد بدان متعهد نشده باشد، مشکل مینماید. در این مقاله ضمن بررسی موضوع از دیدگاه فقهی و حقوق موضوعه بهنقد و تحلیل این رأی پرداخته و نتیجه گرفتهایم که دعوی الزام بایع (راهن) به فک رهن در فرضی که او در ضمن عقد بیع متعهد به آن نشده بر بنیاد محکمی استوار نبوده و قابلپذیرش نیست و ازاینجهت رأی هیئت عمومی دیوان عالی کشور قابل نقد است.