در قیام جنگل، مهمترین نقش را مردم سلحشور گیلان برعهده داشتند که نور حقیقت را در سیمای طلبهای روشنضمیر (میرزا کوچکخان) دیدند و بهزودی با پیوستن و حمایت گسترده از انقلابیون، حاشیه امنیتی قوی و مطمئنی را برای آنان ایجاد کردند تا آنجا که شکست و نابودی نهضت جنگل برای استعمار خارجی و ایادی داخلی آن به رویایی دست نیافتنی بدل شد. تمامی سرداران و چهرههای برجسته جنگل از همان مردم عادی بودند که در کوران مبارزات انقلابی، گوهر وجودشان صیقل یافت و جلوهگر شد. در مقابل اما کسانی نیز در نهضت وارد شدند که حکم «نفوذی» را داشتند و تمام تلاش آنان مصروف ایجاد شکاف در صفوف به هم فشرده نهضت و به شکست کشاندن آن بود. اینان به مثابه بازوان استبداد داخلی و استعمار خارجی عمل میکردند. در این بخش به معرفی 5 تن از کسانی میپردازیم که در میان نهضت جنگل به ایفای نقش (مثبت و منفی) پرداختند.
کشف حجاب و تجددمآبی و فرنگی زدگی جای خود! چه اجباری در اجباری کردن این گونه برنامه ها و به کار بردن خشونت در مسیر تجددمآبی وجود داشت؟! شاید اگر رضاشاه و اطرافیان او کشف حجاب را به سرعت اجباری نمی کردند، بعضی از اقدامات مورد قبول آنها در زمینه نوسازی هم در گرد و غبار خشم و غیرت مردم فرو نمی رفت، اما گویی لازم بود که چنین رژیم مستبد و خشک مغزی از طریق همین اشتباهات در نزد مردم و تاریخ ایران بی اعتبار شود.رضاشاه برای سرعت بخشیدن به کشف حجاب دلایلی برای خود داشت و ازهمین رو دستور داد ابزارها و روش های این امر شناخته، و به کار گرفته شوند. برای آشنایی با این دلایل و روش ها نوشتار زیر مفید خواهد بود.
واقعه مسجد گوهرشاد در تاریخ تحولات معاصر به رویداد پراهمیت سیاسی ــ اعتقادی تبدیل شد و در حافظه تاریخی مردم ایران چنان جای گرفت که حدود چهل سال بعد به مثابه یکی از ارجاعات تاریخی انقلاب اسلامی مطرح می شد.اگرچه این رویداد از سوی دو طرف به طور ناخواسته پیش آمد و عوامل حکومت رضاخانی هم اشتباهاً و براساس گزارش های ناقص و نادرست به مرکز، زمینه های آن را فراهم کردند، به هرحال این رویارویی خونین روحانیان و مردم با حکومت وقت، شکاف عمیقی را میان مردم و نظام استبداد رضاخانی ایجاد کرد.مقاله پیش رو این واقعه تاریخی و سهم مرحوم شیخ بهلول، واعظ و خطیب سرشناس آن زمان، را در شکل گیری قیام خونین مسجد گوهرشاد مشهد شرح داده است.
عبدالحسین تیمورتاش ملقب به معززالملک و سردار معظم خراسانی فرزند کریمدادخان امیر منظم در حدود سال 1260 شمسی در بجنورد چشم به جهان گشود. بعد از گذراندن تحصیلات مقدماتی و آموزش سوارکاری و تیراندازی، به منظور فراگیری زبان روسی عازم عشقآباد شد و سپس به همراه پدرش رهسپار پترزبورگ گردید و با ورود به مدرسه نظام آن شهر که مخصوص پولدارها و درباریان بود، در رشته امور نظامی به تحصیل پرداخت. پس از اتمام تحصیل و بازگشت به ایران به عنوان مترجم در وزارت امور خارجه مشغول کار شد و پس از اعلام سلطنت محمدعلی میرزا، تیمورتاش عضو هیاتی بود که میبایست پادشاهی او را به چند کشور اروپایی اعلام نمایند.
استاد عبدالله شهبازی در مقالهای مبسوط به شگرد های فرقه بهائیت در تاریخ معاصر اشاره دارد و از جمله به ارتباط بهائیت و صهیونیسم و اشتغال گسترده بهائیان در سفارتخانههای خارجی در ایران و گرویدن یهودیان و زرتشتیان به این فرقه ضاله و نیز قتل، خشونت، تروریسم سیاسی و شبکههای تروریستی بهائی در عصر مشروطیت میپردازد و در فرجام به نقش عوامل این فرقه در شکست نهضت جنگل و همکاری بهائیان در شوروی با کاگب اشاره میکند که بخش اخیر از مقاله مزبور که با موضوع این شماره ایام (نهضت جنگل) سنخیت بیشتری دارد، در اینجا تقدیم خوانندگان میشود.
روحانیت شیعه در تاریخ ایران ضمن عدم وابستگی به قدرت حاکم، همواره دادخواه مردم از ستمگران بوده و در نهضتهای آزادیبخش و استقلالطلب نیز نقش فعال و پیشرو داشته است. شرکت آیتالله سیدمحمد مجاهد در جنگهای ایران و روس، تاثیر غیرقابل انکار مرحوم حاج ملاعلی کنی و میرزای شیرازی در ابطال قراردادهای اسارت بار رویتر و رژی، شروع نهضت عدالتخانه توسط شیخ فضلالله نوری و مبارزات ضداستبدادی - استعماری شهید مدرس و امام خمینیره و مبارزات آزادیخواهانه شهید میرزاکوچک خان جنگلی در گیلان و شیخ محمد خیابانی در تبریز تنها گوشهای از این کارنامه است.
این مقاله، بر آن است تا با استفاده از منابع و اسناد موجود، به بررسی چگونگی اجرای برنامه کشف حجاب و نتایج حاصل از آن در شهر اصفهان بپردازد. روش تحقیق در این مقاله، به صورت کتابخانه ای و تطبیق و تحلیل منابع موجود، بخصوص اسناد موجود بوده است. در این تحقیق تاریخی، پس از جمع آوری اطلاعات لازم، به سازماندهی اطلاعات و تجزیه و تحلیل و سرانجام استنتاج از آن ها پرداخته شده است. نتیجه گرفته می شود کشف حجاب، یکی از مسئله سازترین اقداماتی بوده است که در دوره پهلوی اول انجام گرفت. اجرای این برنامه در اصفهان، به واسطه آن که بافت تاریخی و اجتماعی شهر، بافتی سنتی و مذهبی بود، با واکنش ها و مخالفت های گسترده ای روبرو شد. دولت برای پیشبرد این طرح، به استفاده از زور و فشار متوسل می شود. این در حالی است که پاره ای از اقشار، با این طرح همراهی می کنند.
یکی دیگر از کوشش های بیهوده دستگاه رضاخانی برای اجرای قانون کشف حجاب آن بود که نویسندگان و شاعران و سخنرانان وابسته به دستگاه سلطنت وی، این سخن را در اذهان عمومی جا بیندازند که باحجاب بودن الزاماً به معنای باعفاف بودن نیست؛ یعنی هم می توان عفیف و بی حجاب بود و هم ناپاک و باحجاب! این سخن خام و ناقص را هم اگر می شد مطرح کرد، به حوزه زندگی فردی مربوط می شد و فقط در مورد فضای اختصاصی و انفرادی یک انسان می توانست پذیرفته شود. اگر بتوان بسیاری از مظاهر دینی دیگر مانند مهر و سجاده و تسبیح را تظاهرگونه به کار بست و در باطن به گونه ای دیگر عمل کرد، حجاب را نمی توان برای تظاهر انتخاب کرد؛ زیرا اساساً مربوط به حوزه اجتماعی زندگی انسان است؛ یعنی حجاب زمانی معنا می دهد که شخصی خود را از شخص دیگری پوشیده نگاه دارد؛ ازهمین رو بیشتر از یک نفر باید وجود داشته باشد تا حجاب معنا بدهد و برای یک فرد تنهای تنها در اطاق دربسته حجاب و بی حجابی فاقد معناست.مرحوم شهید استاد مرتضی مطهری(ره) در کتاب «مسئله حجاب» این موضوع را با دقت و تفصیل تمام بررسی کرده است و در آن به کسانی که حجاب و عفاف را جدا از هم می دانند جوابی کوبنده داده است. در کل حجاب هم نشان دهنده و پدیدارکننده وجود عفاف است و هم سبب پایداری و حفظ آن می شود. اگرچه عفاف صفتی درونی است، برای بروز و تحقق آن نشانه هایی لازم است که نشان دهد این عفاف وجود دارد و نیز ابزارهایی که آن را تقویت کند و از معرض آسیب دور بدارد. در مقاله ذیل این شبهه بسیار خطرناک اخلاقی، دینی و اجتماعی تحلیل و بررسی شده است
سیدحسین فاطمی سال 1296 در نائین متولد شد. پدرش محمدعلی سیفالعلماء، روحانی بود و به هنگام نوجوانی حسین درگذشت.حسین چندی در نائین و سپس در اصفهان به تحصیل پرداخت و سال 1315 که برادرش نصرالله سیفپور فاطمی امتیاز «روزنامه باختر»را گرفت با او همکاری کرد و بزودی به پیچ و خمهای کار مطبوعات واقف شد و در کلیه امور روزنامه سررشته پیدا کرد.در 1316 برای فعالیت بیشتر مطبوعاتی، به تهران آمد و به توصیه چند نفر در روزنامه «ستاره» که متعلق به احمد ملکی بود، با ماهی 20 تومان استخدام شد.و به زودی تقریبا به گرداننده اصلی آن جریده تبدیل گردد.
سیدمحمدرضا میرزاده عشقی فرزند حاج سیدابوالقاسم کردستانی در 1273 شمسی در همدان به دنیا آمد. سالهای کودکی را در مکتبخانه گذراند و از 7 سالگی در مدارس الفت و آلیانس به تحصیل فرانسه و فارسی اشتغال داشت و پیش از آن که گواهینامه دریافت کند به تجارتخانه یک فرانسوی مراجعه و به شغل مترجمی پرداخت و در اندک مدتی به این زبان تسلط یافت.