به دنبال شکل گیری مبلغین تبشیری در غرب، انجمن تبلیغی کلیسا با تکیه بر نفوذ انگلیس در ساختار سیاسی ایران؛ اصفهان را کانون استقرار خود ساخته و پس از تعیین سرحدات تبلیغی با پرزبیتری ها، درصدد بسط قلمرو به یزد، کرمان و شیراز برآمد. در این میان گرچه بُعد مسافت یزد از مراکز تحول خیز و امنیت نسبی؛ تضمینی بر حضور و بقای سه اقلیت زرتشتی، یهودی و بهائی بشمار می رفت، اما در خلأ وجود هم کیشان مسیحی، انجمن تبلیغی کلیسا جذب اقلیت های مذکور و خاصه زرتشتیان را فرصتی مغتنم شمرده؛ برای جلوگیری از تحریک احساسات دینی مسلمین، اهداف تبلیغی خود را در قالب ارائه ی خدمات درمانی و آموزشی پوشیده داشت. باوجود حمایت سیاسی انگلیس و حکومت مرکزی در تضمین بقای انجمن، اوج درخشش مبلغین را می توان تا وقایع مشروطیت دانست که با ساخت بیمارستان، مدرسه و توزیع اعانه میان مستمندان شیوه های مختلفی را برای جذب نوکیشان به آزمون گذاردند. بر این اساس پژوهش حاضر می کوشد تا کارکرد این انجمن در حوزه های درمانی، آموزشی و دیگر تدابیر جذب نوکیش را به بحث گذارد.
علاوه بر راه شاهی به عنوان مسیر اصلی ارتباطی میان بوشهر و شیراز ، راه دیگری معروف به راه جره مسیر فرعی و اضطراری بود که این دو شهر را به یکدیگر متصل می کرد. پس از انقلاب مشروطه ، تحول ساختاری در نظام حکومت ، و ضعف در اعمال اقتدار دستگاه حکومت مرکزی به بروز ناامنی فزاینده در راه شاهی ، دومین مسیر پر رفت و آمد ایران ، انجامید. در نتیجه دولت ایران با اعتراضات مکرر بریتانیایی ها که از این ناامنی ها متضرر شده بودند؛ مواجه گردید. از آنجا که هر دو مسیر راه شاهی و راه جره از قلمرو کوچ نشینان ایل قشقایی می گذشت؛ و صولت الدوله ، ایلخان قدرتمند قشقایی ، توان برقراری امنیت در هر دو مسیر را داشت؛ انگشت اتهام ناامنی ها نیز به سمت صولت الدوله و ایلش اشاره رفت. در برابر این بدگمانی ها ، صولت الدوله اقدام به گشایش راه جره نمود. رویداد فوق این سؤال را موجب می شود که «چرا صولت الدوله با وجود توان برقراری امنیت در راه شاهی ، راه فرعی جره را جهت تردد کاروان های تجاری باز نمود؟» با نگاهی به اوضاع فارس و رقابت های محلی در این ایالت به نظر می رسد که علّت تصمیم فوق را می توان به تغییر موازنه قدرت به ضرر صولت الدوله در جریان رویدادهای پس از مشروطه ، نسبت داد.