در روند انقلاب مشروطه در ایران، عوامل داخلی و خارجی فراوانی نقش داشته است. این مقاله در پی بررسی نقش امپراتوری عثمانی در تحولات مشروطه خواهی ایران است. امپراتوری عثمانی هم در زمینه سازی فکری انقلاب مشروطه در ایران اثر گذار بود و هم در فرایند وقوع آن از طرق مختلف نقش آفرینی کرد. بخشی از این اثر گذاری به مقدم بودن این دولت در امر اصلاحات سیاسی و اجتماعی باز می گردد که موجب تبعیت اصلاح طلبان ایران از تحولات آن دولت می شد. بخشی دیگر به تعاملات و رقابت های دایمی دو دولت و بخشی از آن هم به حضور پررنگ ایرانیان از اصناف و طبقات مختلف در امپراتوری عثمانی باز می گردد که بالطبع موجب تاثرپذیری آنان از تحولات آن سرزمین می شد.
فرایند تاسیس مدارس دختران در ایران، با فراز و نشیبهای فراوانی همراه بوده است. طبقات و گروههای حامی تاسیس این گونه مدارس و نحوه برپائی آنها در شهرهای مختلف ایران، با ماجراها و حادثه هائی همراه بوده که در این مجال، پس از مقدمه ای درباره چگونگی نهادینه شدن مدارس نوین دختران، به شرح این روند در آستارا می پردازیم، و از آنجا که اساس مقاله بر چندین سند در مورد تاسیس مدرسه دختران در آستارا استوار است، بحث، به نحوه تاسیس و مشکلات پیش روی بنیانگذاران مدارس دختران در آن شهر یعنی «هیئت معارف آستارا»، اختصاص دارد.
هدف این مقاله بررسی عملکرد رسانه ایست که در پی جنبشی مهاجرتی دراستانبول شکل گرفت و چهارده سال دوام آورد.تحلیل محتوایی شماره های دو سال نخست این رسانه که «شمس»نام دارد، حاکی از این است که گردانندگان آن تمایلات مشروطه خواهانه داشته اند وبرای استقرارمجددو احیاء مشروطه تلاش می کرده اند
جستجو و تامل در آثار میرزا ملکم خان ارمنی و کاویدن اندیشه های سیاسی و اصلاح گرایانه وی با حیرت و شگفتی های نسبتا فراوانی روبروست. از یکسو اعتقادات دینی و روحیات وی به حوزه خارج از اسلام مربوط بود و از سوی دیگر اشتغالات اجرایی و حکومتی وی در سرزمینهای دور دست و از جمله عثمانی و فرنگستان مجالی برای او در تعلق به حوزه اسلامی و اندیشه ورزی در سیاسیات اسلام باقی نمی گذاشت. با این همه در اغلب مواقع ارتباط نزدیکی بین او و شخص شاه (ناصرالدین شاه) برقرار بوده و بنابر روایتی در اولین لژ فراموشخانه میرزا ملکم، شاه عضویت داشت. همچنین در سفرهای خارجی شاه و انعقاد قراردادهای تجاری-اقتصادی همچون رویتر، تنباکو، و لاتاری جز ملازمان و کارشناسان موثر حضور داشته است. معذلک این شخصیت با چنین پیشینه و سوابق در مواقعی که از حکومت فاصله میگرفت و فرصت نشر و پراکندن اندیشه و ایده های خود را در راستای اصلاح حکومت به دست می آورد، توانایی خود را در ایده پردازیهای نوین و مبتکرانه و به دور از انتظار به نمایش می گذاشت.
در آستانه جنگ جهانی اول، دامنه تجاوزات روسها در مازندران گسترش یافت و اراضی سوادکوه هم مورد تعرض آنها قرار گرفت. شیرگاه معروف به دروازه مازندران، در اواخر 1332ق./ 1914م. به دست ژنرال پاتایوف روسی تصرف شد؛ اما با تلاش اولیای دولت، امیر مؤید و حامیانش، روسها خیلی زود آنجا را موقتاً تخلیه کردند. حضور مجدد امیر مؤید و بستگانش در شیرگاه، برخلاف میل بخشی از اهالی شیرگاه بود و در مقابل پیشنهاد امیر مؤید، نماینده مجلس شورای ملی به دولت مبنی بر اجاره دادن خالصجات به سیف الله خان سرتیپ (مستاجر سابق آن بلوک)، بخشی از اهالی ناراضی شیرگاه، ادعا کردند که قبل از ورود روسها، مورد تعدی و تجاوز افراد امیر مؤید قرار گرفته اند. در این نوشتار، با رویکرد بررسی جایگاه تاریخی این شکایات، نخست به نوع داوری برخی از نویسندگان راجع به این اسناد پرداخته می شود و پس از آن، با نگاهی به حضور روسها در مازندران در اواخر دوره قاجار، مسئله مقابله امیر مؤید با روسها در سوادکوه، سیر رخدادهای منجر به شکایت مردم شیرگاه و در نهایت، بیرون راندن روسها از سوادکوه، مورد بررسی قرار می گیرد. نتیجه گرفته می شود که مسائل موجود در مناسبات امیرمؤید و بستگانش با رعایا، پررنگ تر از آنچه واقعیت داشته، منعکس شده است، و همراهان پاتایوف هم در آن بی تاثیر نبوده اند.