مصلحت تداوم یا متوقف گردیدن جنگ با روس ها چیزی نبود که برای رجال سیاسی و دینی و نظامی ایران عصر عباس میرزا کاملاً روشن باشد، بلکه هزارگونه رایزنی و مصلحت بینی و تامل و تعامل انجام گردید تا بر شاه و عباس میرزا و قائم مقام معلوم شد که باید جنگ با روسیه را تجدید نمایند یا تمام یا حداقل قسمتی از قفقاز را باز پس گیرند.نتیجه این تصمیم در آن زمان نامعلوم بود، اما اکنون که شکست تاسف برانگیز ایران در این جنگ ها در تاریخ ما ثبت شده است، کسانی جاهل یا مغرض ممکن است به جای تحلیل درست دلایل این شکست، به دنبال حب و بغض های شخصی خود باشند و گناه این شکست را به گردن این و آن بیندازند؛ مانند آنچه عده ای از مورخان مخالف دیانت و روحانیت درباره مجتهدان بزرگ جهادکننده با روس ها بیان کرده اند.مقاله ذیل کوششی در شفاف سازی این جنبه از تاریخ جنگ های ایران و روس است.
قدمت روابط ایران و انگلستان به عصر مغولان باز میگردد ولی این پیشینه طولانی به جای آن که ایرانیان را با انگلستان صمیمیتر سازد، موجب بروز شکافی عمیق میان آنان با سیاستگزاران انگلیسی شده است که علت آن را نیز فقط و فقط باید در رفتار ناپسند دولتمردان لندن در برخورد با ملت با فرهنگ و تمدن ساز ایران جستجو کرد و بس. مقاله حاضر به واکاوی و بازخوانی پیشینه روابط ایران و انگلیس از عصر مغول به این سو میپردازد و خواننده را با عملکرد این امپراتوری بیشتر آشنا میسازد. بررسی تاریخچه روابط ایران و انگلیس به دلیل نقش سلطهجویانه انگلیس در 300 سال اخیر حائز اهمیت است. این دو کشور از قرنها پیش به طور متناوب به دلایل تجاری و سیاسی با یکدیگر در ارتباط بودند ولی اطلاع مکتوبی از کم و کیف ارتباط آنها در دست نیست. اولین اطلاعات مکتوب در مورد ارتباطات آنها به دوره مغولها بازمیگردد.