جامعه کرد بر اساس خاک به عنوان نماد قلمرو، و خون نماد عشیره پدر تبار، استقرار یافته است. از این رو، شیوه زیست ایلی و روستایی _ عشیره ای در جامعه کرد، استیلا داشته است. بی شک، تفوق این شیوه زیست سبب ناکامی توسعه شهر و شهرنشینی در جامعه کرد گردیده است . مقاله حاضر بر آن است که ضمن بررسی مفهوم شهر به صورت عام، به انکشاف مفهوم شهر و شهرنشینی در مناطق کردنشین به طور خاص دست یابد، تا از این طریق زمینه ها و علل و عوامل توسعه نیافتگی شهر و شهرنشینی، ضعف تجار کرد به منظور نیل به قدرت، و عدم حمایت ایشان از انقلاب مشروطیت، و سرانجام، عدم تکوین سرمایه داری در مناطق شهری کردنشین آشکار گردد.
نگارش کتاب به منظور تشریح و تبلیغ عقاید، و شرح زندگی رهبران، از ابزارها و وسایلی است که فرق و مکاتب مختلف در طی تاریخ به آن توجه نموده و به منظور ترویج عقاید خود از آن سود جسته اند. بابیت و بهائیت نیز از این امر مستثنا نیستند. پیروان این فرقه ها متناسب با زمان و شرایط اجتماعی و سیاسی خود، کتاب هایی تحریر کرده و به نوعی حتی کتب قبلی خود را تصحیح نموده اند. بررسی سیر این نوشته ها از موضوعاتی است که ما را در شناخت بیشتر این فرقه ها و چرایی تغییر دیدگاه هایشان یاری می دهد. استاد محیط طباطبایی از محققان نام آشنایی است که در دهه 1350 کار کتاب شناسی آثار بابیت و بهائیت را انجام داده و حاصل این پژوهش خود را در سلسله مقالاتی، و نقل آن ها، عرضه کرده است. توضیح این مقالات موضوع نوشتار حاضر می باشد.
پدیدار شدن اندیشه های جدید در دوره قاجاریه، یکی از مهمترین علل تغییرات در ایران دوره قاجار است. این تحولات سرانجام باعث دگرگونی اساسی در بنیان و نوع حکومت ایران شد. جریانی که شخصیت هایی مانند امیرکبیر در آن نقش مهمی داشتند. تفکرات امیرکبیر در رویارویی با عناصر متعدد، از تفکری سنتی به تفکری شبه مدرن گرایش پیدا می کرد. این علل را باید در مکان زندگی امیر، شهر تبریز، تاثیرگذاری شخصیت هایی چون قائم مقام ها و سفرهای امیر به مسکو، پترزبورگ، و ایروان دانست. همچنین، شخصیت واراده وعلاقه زیاد امیربرای مدرنیزاسیون (نوسازی) ایران جزو علت هایی است که باید به آن اشاره شود.
برای درک میزان درستی و اصالت تاریخ نگاشته های انقلاب مشروطه، یک ضرورت مهم آن است که درباره منش و پرورش نگارندگان آن تواریخ را مطالعه و تامل کرد تا گرد و غبار کیش و شخصیت ایشان از آیینه نگاشته ها زدوده شود و سره از ناسره معلوم گردد.احمد کسروی، که سرانجام به وسیله موج غیرت مذهبی شیعیان ایران زمین از صحنه روزگار بیرون رفت، چنان کیش و روشی داشت که نمی توان انتظار داشت در میان محققان صاحب نام قرار گیرد و آثار او مرجع پژوهش و مطالعه شود؛ اما به هر دلیل و علت که بود وی با انتشار دو اثر در زمینه تاریخ مشروطه به چهره شاخص مکتب تاریخ نگاری مشروطه مبدل شد و آثار او در میان پژوهندگان رواج یافت. وقتی تاریخ زندگی و آثار او را به دقت بررسی می کنیم، درمی یابیم که او هم مانند بسیاری از روشنفکران غرب گرا، نان به نرخ روز خورده است، به طور مثال، میان موضع گیری های علمی اش قبل و بعد از سقوط رضاشاه تفاوت کاملاً محسوس و آشکاری وجود دارد. در مقاله محققانه زیر با جنبه های شخصیتی و فکری کسروی و تحلیل حیات فردی و اجتماعی اش آشنا می گردید.
سیر رو به افزایش تاثیرپذیری، بی تدبیری و گرفتاری به روزمره گی در دوره قاجاریه موجب گردید سیاست خارجی نیز حالتی واکنشی بیابد. لذا تصمیمات، بدون لحاظ آینده نگری به هدف فرار و دفع موانع پیش رو اتخاذ می شدند. به دلیل فقدان استراتژی و راهبرد، برنامه های متعدد بدون در نظر گرفتن واقعیت های آن زمان و شرایط توفیق آن برنامه ها، به صورت آزمون و خطا اجرا می شدند. طرح قدرت سوم در روابط خارجی ایران یکی از این برنامه هاست که در این مقاله بررسی شده است.