اصالت وجود از ارکان بنیادین حکمت صدرائی است. یکی از اشکالات وارد شده به آن این است که اصالت وجود مستلزم واجب الوجود بالذات بودن همه موجودات است. ملاصدرا دو پاسخ به این اشکال داده است: پاسخ نخست بر مبنای تفکیک دو معنای واژه «بالذات» است. توجه به امکان فقری و تفکیک ضرورت ذاتی منطقی و فلسفی، اساس دومین پاسخ صدراالمتالهین به این اشکال است. غالب متفکرین و صاحبان اندیشه پس از او تنها به یکی از این دو پاسخ توجه کرده اند. این در حالی است که چنین رویکردی ناتوان از حل اشکال بوده و طریق صائب آن است که ضمن توجه به هر دو پاسخ ، مناط نیاز به علت را از امکان ذاتی به امکان وجودی تغییر دهیم. برای این منظور ابتداء تصویری از مدعای اصالت وجود ارائه و سپس اشکال مشهور شیخ اشراق بر اصالت وجود را طرح نموده و پس از بیان جواب ملاصدرا به آن و مبتنی بر همین جواب، به طرح اشکالِ اصلی که موضوع نوشتار حاضر است خواهیم پرداخت.
انقسام علیت به خارجى و تحلیلى، کارکردهاى فراوانى در فلسفه اسلامى دارد که گستره برهان از جمله آنهاست. برهان به عنوان تنها روش معتبر منطقى در اکتساب یقین، از رهگذر علیت تحلیلى بستر تحولات و کارکردهایى است. 1. کارآمدى برهان اقترانى حملى، 2. حصرگرایى اقسام برهان در «لمّ»، «دلیل» و «إنّ مطلق» (معلولینِ علت واحده) و ردّ برهان «ملازمات عامه» و 3. امکان طرح برهان «لمّ» در اثبات وجود حق تعالى و نقد برهان «شبه لمّ» از جمله تأثیرات علیت تحلیلى در گستره برهان است.