شفیعه قدرتی

شفیعه قدرتی

مدرک تحصیلی: استادیار جمعیت شناسی دانشگاه حکیم سبزواری
پست الکترونیکی: S.ghodrati@hsu.ac.ir

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۵ مورد از کل ۲۵ مورد.
۲۱.

رابطه سرمایه اجتماعی، فرهنگی و رسانه ها با میزان گرایش مردم به مصرف مواد غذایی محلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گرایش به مصرف محصولات محلی سرمایه اجتماعی سرمایه فرهنگی مصرف رسانه

تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۸۲
مصرف محلی یا گرایش به مصرف محصولات تولیدی خارج از روال متعارف تولید انبوه، باوجود وفوری و دسترسی راحت به کالاهای صنعتی، یک پدیده جدید درحوزه ی مطالعات مصرف می باشد. این پدیده می تواند دلایل متعدد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، جمعیتی، مدیریتی و غیره داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه ی این پدیده با سرمایه های اجتماعی و فرهنگی است. این پژوهش از نوع کاربردی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ای است. جامعه ی آماری این تحقیق خانواده های شهر سبزوار در سال 1397 و نمونه ی آماری از طریق فرمول کوکران، 383 نفر برآورد گردید. شیوه ی نمونه گیری به صورت خوشه ای چندمرحله ای بوده است. یافته ها نشان داد که بین متغیر رسانه های گروهی و متغیر وابسته پژوهش، رابطه معنی داری وجود ندارد، اما بین متغیرهای سرمایه فرهنگی و سطح سواد با گرایش مردم به مصرف مواد غذایی محلی، رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد. سرمایه ی اجتماعی نیز رابطه ی معکوس و معنی داری با گرایش مردم به مصرف مواد غذایی محلی دارد. آزمون های چند متغیره نشان داد که با کنترل و حضور تمام متغیرهای تبیین کننده، اعتماد شخصی، تعمیم یافته و اعتماد سازمانی، بیشترین رابطه را با متغیر وابسته دارند. در میان این سه بُعد نیز به ترتیب اعتماد تعمیم یافته و اعتماد سازمانی به صورت معکوس، بیشترین تأثیر را بر متغیر وابسته داشته اند.
۲۲.

تفسیر معنایی روستاییان از پیامدهای ساخت سد مطالعه ی موردی: منطقه ی رودبار در استان های ایلام و لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل کیفی سدسازی روستا نظریه ی زمینه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۵۵
هدف از این پژوهش، درک معنای ذهنی روستاییان منطقه ی رودبار(در استان های لرستان و ایلام) از پیامدهای احداث سد و نیروگاه سیمره در استان ایلام است که با استفاده از روش کیفی و نظریه ی زمینه ای انجام شد. احداث سد در منطقه ی مورد مطالعه، ابعاد و پیامدهای مختلفی داشته و از زمان آبگیری تابه حال تأثیرات زیادی بر زندگیِ روستاییان به جای گذاشته است. در مقابل، روستاییان نیز واکنش های مختلفی داشته اند؛ به طوری که برخی مهاجرت کردند و گروه دیگر مقاومت و ماندن در روستا را انتخاب نمودند. در این پژوهش پس از مصاحبه با بیست نفر از روستاییان، فرآیند کدگذاری و استخراج مقولات انجام شد. مقولات فرسایش اعتماد نهادی و تغییر سبک زندگی، مقولاتی هستند که در مطالعات پیشین نیز بدان ها اشاره نشده است. علاوه بر آن ها مهم ترین مقولات شامل مشکلات زیست محیطی، رکود و پسرفت اقتصادی و معیشتی، کاهش خدمات عمومی، نبود برنامه ریزی مناسب، آینده ی مبهم، معضلات مهاجرتی، کاهش انسجام اجتماعی، از بین رفتن پشتوانه های فرهنگی، ناامنی اجتماعی و نارضایتی از وضع موجود و تغییر سبک زندگی است. مصاحبه شوندگان، تمام پیامدهای ساخت سد در این منطقه را منفی ارزیابی کردند و احساس سردرگمی، ناامیدی، نگرانی از وضع موجود و آینده مفاهیمی است که گویای وضعیت روستاییان این منطقه است.
۲۳.

صنعت جراحی زیبایی: خودانگیختگی یا ازخودبیگانگی زنان

کلیدواژه‌ها: زنان صنعت جراحی زیبایی خود انگیختگی ازخودبیگانگی نظریه زمینه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۱۱
مقدمه: صنعت جهانی آرایش و زیبایی به گونه ای شگفت انگیز در سراسر جهان در حال گسترش است. این امر باعث شده است توجه به بدن و تغییر و اصلاح بدن از طریق انواع جراحی های زیبایی، شیوع بی سابقه ای یابد. اگرچه، مصرف صنعت آرایشی و زیبایی در بین مردان نیز رو به گسترش است اما به عنوان یک قاعده جهانی، زنان مصرف کننده اصلی این صنعت هستند. صنعت آرایش و زیبایی در ایران نیز به سرعت گسترش یافته است به گونه ای که ایران هفتمین کشور دنیا در واردات محصولات آرایشی و سیزدهمین کشور دنیا در انجام جراحی های زیبایی است. با توجه به گسترش مصرف صنعت آرایش و زیبایی در بین زنان، این پژوهش درصدد دستیابی به معانی ذهنی زنانی است که با داشتن تحصیلات عالی، به سمت و سوی جراحی زیبایی بینی کشانده شده اند.روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و  روش نظریه زمینه ای انجام شده است. مشارکت کنندگان، دانشجویان دختر دوره تحصیلات تکمیلی بودند که اقدام به جراحی زیبایی کرده اند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی، 20 نفر از آنان انتخاب و با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته، اطلاعات مورد نیاز از آنان جمع آوری شد. مصاحبه ها تا اشباع نظری ادامه یافتند و سپس در سه قالب باز، محوری، و انتخابی، کدگذاری شدند. جهت اعتمادپذیری داده ها از دو تکنیکِ بررسی توسط اعضا، و مقایسه های تحلیلی استفاده شد. به علاوه، در سراسر انجام پژوهش حاضر، ملاحظات اخلاقی به ویژه، رضایت افراد برای مشارکت در تحقیق، و محفوظ ماندنِ اطلاعات مشارکت کنندگان، مدنظر بوده اند.یافته ها: پس از انجام کدگذاری داده های جمع آوری شده، نوزده مقوله اصلی به شرح ذیل استخراج شدند: شئ انگاری جنسی، محدودیت های اجتماعی، محدودیت در پوشش، اطلاعات اندک، خشونت کلامی، ریشه های سنتی، تصورات کلیشه ای از خود، تجربه کودکی، بدریخت انگاری، عدم امکان ابراز خود، تاثیر رسانه های جمعی، پزشکی شدن جامعه، فراگیری جراحی زیبایی، نمایشی شدن بدن، ابزاری شدن بدن، مصرف گرایی افراطی، دگرگونی معنای زیبایی، مخاطرات، و ارتقای اعتماد به نفس. مقوله های استخراج شده، دربرگیرنده شرایط علّی، زمینه ای و مداخله ای، استراتژی، و پیامدها هستند. مقوله هسته ای این پژوهش «از خود بیگانگی» زنان است که بر تمام مقولات، سایه افکنده است.نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که زنان همچون کارگرانی که از محصولِ کارِ خویش بیگانه اند، با بدن خویش، توانایی ها و خواسته های شان بیگانه شده اند. بدین ترتیب، انجام جراحی زیبایی و مصرف بیش از حد لوازم آرایشی و بهداشتی بیش از آنکه یک تصمیم خودانگیخته از سوی زنان باشد، در چارچوبِ «از خودبیگانگیِ زنان» معنا می شود.
۲۴.

تجربه سرطان سینه و تغییر خودپنداره، مطالعه ای کیفی در بین زنان شهر ساری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سرطان پستان تبعات جراحی قطع سینه ساری زنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۲۸
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی جامعه شناختی معنای سرطان و تبعات اجتماعی و خانوادگی جراحی پستان و قطع عضو در نزد زنان مبتلا به سرطان پستان در شهر ساری است. برخلاف انسان ماقبل مدرن که بیشتر با خطر مواجه بود، در دوره مدرنیته مخاطره نمود بیشتری دارد. از آنجایی که در ادبیات جامعه شناختی مخاطره امری برساختی است که در چارچوب گفتمانی شکل می گیرد، بررسی بیماری به عنوان یک مخاطره از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ چراکه بدین نحو می توان بر فشار اجتماعی ناشی از بیماری، بیش از خود بیماری تأکید داشت و به این فهم عمق داد که بیماری در دنیای مدرن فراتر از آسیب های جسمانی رفته است. روش و داده ها: با استفاده از روش کیفیِ نظریه زمینه ای، 18 نفر از زنان مبتلا به سرطان پستان که تجربه قطع عضو داشته اند، انتخاب و در این مطالعه مورد مصاحبه قرار گرفتند. داده های گردآوری شده با بهره گیری از روش کدگذاری در نظریه زمینه ای، مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: مقولات اصلی احصاء شده از تحلیل داده ها عبارت اند از: شوک زدگی شناخت و پذیرش، پیشینه وراثتی، ترس و نگرانی، دوراهی پنهان سازی-افشا، مواجهه با قضاوت دیگری، احساس شرم، دوگانگی واکنش خانواده، پیامدهای جنسی و تنگنای اقتصاد درمان. در نهایت مقوله، مواجهه دردناک و بازاندیشی در ارتباط با خود و دیگری به عنوان مقوله هسته انتخاب شد. بحث و نتیجه گیری: به طورکلی یافته ها نشان دادند که سرطان پستان نه تنها جسم زنان را مورد حمله قرار می دهد بلکه بر تصوّر از خود، روابط خانوادگی و ایفای نقش آن ها در جامعه نیز تأثیر عمیقی به جای می گذارد. پیام اصلی: امروزه بیماری فقط محدود به آسیب جسمانی یا روانی نبوده و اثرات اجتماعی گسترده تری در قالب فشار اجتماعی دارد؛ اثراتی که ممکن است حتی بر نحوه بهبود بیمار نیز تأثیر داشته باشند. فهم این فشار و رسیدن به درکی عمیق از آن می تواند راهکاری برای کاهش پیامدهای آن و همچنین بهبودبخش وضعیت اجتماعی بیماران باشد. این مقاله سعی داشته است، این معضل را در خصوص گروه خاصی از بیماران پیگیر باشد. 
۲۵.

مطالعه ی تجربه زیسته ی مصرف نمایشی در بین زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) در شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مصرف نمایشی زنان روش کیفی مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۳
رفتارهای مصرفی انسان ها می تواند بر جنبه های مختلف زندگی اجتماعی و اقتصادی هم تأثیر بگذارد و هم تأثیر بپذیرد و میزان و نوع مصرف می تواند نشان دهنده مسائلی همچون سبک زندگی، طبقه و یا حتی نوع نگرش افراد باشد. گاهی انسان ها از طریق مصرف گرایی یا مصرف نمایشی بین خود و گروه های جامعه شکافی می سازند که از این شکاف برای تثبیت وضعیت اجتماعی خودشان استفاده می کنند. بر این اساس پژوهش حاضر با استفاده از روش نظریه زمینه ای به مطالعه ی تجربه ی مصرف نمایشی در بین زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) در شهر مشهد پرداخته است. مشارکت کنندگان در پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند و از بین زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر مشهد که در محدوده سنی 25 تا 40 سال بودند انتخاب شدند که بعد از انجام 20 مصاحبه یافته ها به اشباع نظری رسید. در نهایت متن مصاحبه ها در قالب بیش از 70 مفهوم، 10 مقوله عمده فرعی و یک مقوله هسته ای کدگذاری شد. یافته ها نشان داد که 10 مقوله محوری «ترس از طرد شدن»، «دید منفی به فقرا»، «پاداش های مصرف نمایشی»، «مجبور شدن خانواده ها برای تن دادن به مصرف نمایشی»، «احساس کمبود و حقارت »، «هم نوایی و همرنگ شدن»، «ارزش بیش از حد به ظاهر در گرو از بین بردن عزت نفس»، «ناتوانی مالی»، «مصرف نمایشی ابزاری برای رسیدن به آرزوها»، «فشارهای روحی و روانی» در شکل گیری مصرف نمایشی نقش دارند و مقوله ی هسته «مصرف نمایشی مکانیزمی برای مورد تأیید قرار گرفتن در جامعه» در بر گیرنده کل فرایند مصرف نمایشی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان