خوانش پذیری ترجمه عبارات خاص و ثابت قرآنی براساس ماتریس ثابت تعریفی حلمی ابراهیم (بررسی موردی: ترجمه های فارسی صفارزاده و خرمشاهی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای ثقلین دوره ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۱
85 - 127
حوزههای تخصصی:
ترجمه قرآن کریم، از دیرباز یکی از دغدغه های اصلی مترجمان و پژوهشگران حوزه مطالعات قرآنی بوده است. یکی از چالش های بنیادین در این زمینه، ترجمه «عبارات خاص قرآنی» است؛ عباراتی که در قالب باهم آیی ها، کلمات قصار و ساختارهای تثبیت شده، بار معنایی، فرهنگی و الهیاتی چندلایه ای را در متن قرآن منعکس می سازند. پرسش اصلی پژوهش آن است که: کدامیک از ترجمه های ارتباطی صفارزاده و تحت اللفظی خرمشاهی، در بازتولید عبارات خاص قرآنی، خوانش پذیری بیشتری برای مخاطب فارسی زبان فراهم می سازد؟ این پژوهش با تمرکز بر تحلیل کیفی هدفمند، از دو ترجمه مذکور به بررسی خوانش پذیری این عبارات خاص می پردازد. در این رهگذر، چارچوب نظری ماتریس تعریفی عمر حلمی ابراهیم ( ۱۹۹۹) که امکان تحلیل ساختاری، تفسیری و فرهنگی ترجمه ها را امکان پذیر می کند، مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که ترجمه خرمشاهی با حفظ وفاداری نحوی و ساختارهای صوری متن، انسجام لغوی بالایی را در سطح تعابیر خاص و تثبیت شده قرآنی دارد؛ در حالیکه ترجمه صفارزاده با ورود به لایه های معنایی، فرهنگی و تصویری، توانسته است بازآفرینی مؤثرتری از عبارات خاص قرآنی ارائه دهد. ترجمه وی با مرحله چهارم ماتریس حلمی ابراهیم- یعنی گسترش معنایی و تعمیق تفسیری- هم خوانی بیشتری دارد. این تفاوت رویکرد، نشان می دهد که ترجمه کلام وحیانی نه تنها به دقت زبانی، بلکه به انتقال تجربه معنوی و فرهنگی نیز وابسته است و هریک از این دو مسیر، وجهی متفاوت از پیام قرآنی را برای خواننده امروز آشکار می سازد.