حامد کاظمی

حامد کاظمی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۳ مورد از کل ۲۳ مورد.
۲۱.

تحلیل راهبرد امریکا درقبال کردهای سوریه براساس نظریه انتخاب عقلانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۲۲۴
هم زمان با شروع بحران داخلی در سوریه، بازیگران داخلی، منطقه ای و بین المللی با رفتار و اقدامات خود، جهت گیری های مختلفی را در رابطه با این کشور که ازلحاظ ژئوپلیتیک (جغرافیای سیاسی) و ژئواستراتژیک اهمیت خاصی در غرب آسیا برخوردار است، درپیش گرفتند. امریکا نیز به عنوان یک ابرقدرت و با منافع جهانی تلاش کرد تا با رویکردی مداخله گرایانه در بحران سوریه هم بتواند منافع امریکا و هم منافع متحدین منطقه ای خود را تأمین کند. این کشور ابتدا با حمایت از مخالفین عرب سوری سعی در براندازی رژیم اسد و ضربه زدن به متحدان آن داشت. با درخواست قانونی دولت سوریه برای ورود ایران و روسیه به این کشور و برهم خوردن توازن قدرت در سوریه، امریکایی ها در رسیدن به اهداف اولیه با شکست روبه رو شدند. ضعف و شکست مخالفین عرب در برابر دولت سوریه و متحدان آن، امریکایی ها را به سمت نزدیکی به کردها سوق داد تا بتوانند با استفاده از نیروهای کردی، منافع خود را در سوریه تأمین کنند. پرسشی که در این مقاله مطرح می شود این است که راهبرد و  اهداف امریکا درجهت نزدیکی به کردها در پرتو تحولات سوریه، مبتنی بر چه مؤلفه هایی است؟ فرضیه ای که جهت پاسخ به پرسش اصلی مطرح می شود بیان می دارد که سیاست خارجی امریکا درقبال کردهای سوریه با رویکردی عقلانی، درراستای برهم زدن توازن قدرت به ضرر ائتلاف ایران روسیه و سوریه، محور مقاومت و جلوگیری از زیاده خواهی های ترکیه، طرح ریزی شده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه صورت گرفته است. داده های پژوهش حاکی از این امر است که نزدیکی امریکا به کردها از زمان ائتلاف تا سال 2019، درجهت ایجاد موجودیتی کردی و بهره گیری از آن برای مقابله با تهدیدات یادشده، با موفقیت همراه بوده است.
۲۲.

سیاست خارجی جمهوری فدرال آلمان در قبال حزب الله لبنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۵
آلمان در سیاست جهانی به عنوان یکی از کشورهای موثر در اتحادیه اروپا نقش آفرینی می کند و به دلیل رشد اهمیت و قدرت آن در سطح منطقه ای و بین المللی، منافع این کشور در خاورمیانه و همچنین تهدیدات آن از این منطقه افزایش یافته و سبب شده تا این کشور حضور جدی تری در منطقه و تعامل با بازیگران مختلف آن داشته باشد. از سوی دیگر، اسرائیل همواره در سیاست خارجی آلمان جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. از این چشم انداز، کشور کوچک لبنان در سیاست خاورمیانه ای آلمان جایگاه برجسته ای می یابد. بزرگ ترین بحران های امنیتی اسرائیل در دهه های اخیر و در دوران پیشا ۷ اکتبر در مرزهای لبنان، به ویژه در سال های ۱۹۹۶ و ۲۰۰۶، رخ داده است. این درگیری ها، به ویژه جنگ ۲۰۰۶، ظرفیت حزب الله را به عنوان یک بازیگر غیردولتی با توانایی ایجاد بازدارندگی در برابر اسرائیل تثبیت کرده و واقعیت مزبور اهمیت لبنان و حزب الله را از چشم انداز سیاست خاورمیانه ای آلمان قوت بخشیده است. از منظر سیاست داخلی نیز حضور و گستره فعالیت حزب الله در آلمان مورد چالش قرار گرفته و به مجموعه ای از اقدامات دولت آلمان علیه فعالیت های آن در این کشور انجامیده است. لذا مطالعه منظم سیاست آلمان در قبال حزب الله حائز اهمیت پژوهشی است.براین اساس، مقاله حاضر به بررسی این پرسش می پردازد که «سیاست آلمان در قبال حزب الله لبنان در بازه زمانی ۱۹۸۲ تا ۲۰۲۴ چه تحولاتی را تجربه کرده و این تحولات تحت تأثیر کدام عوامل شکل گرفته است؟» در پاسخ به سوال مذکور، این فرضیه مطرح است که «سیاست آلمان در قبال حزب الله لبنان در طول دهه های گذشته تحت تاثیر عوامل هنجاری و هویتی درونی شده و عمیق، به تدریج از سیاستی محتاطانه و مداراجویانه به سوی سیاستی سخت و طردکننده میل نموده است». برای آزمون این فرضیه از نظریه سازه انگاری هویت و هنجارمحور و از روش تحلیل محتوای کیفی برای تحلیل داده های حاصل از ارزیابی اسناد رسمی و منابع مکتوب کتابخانه ای و اینترنتی استفاده شده است.
۲۳.

منازعه ترکیه و اسرائیل در سوریه پسا اسد: از رقابت ژئوپلیتیکی تا برخورد منافع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۱
چشم انداز ژئوپلیتیکی خاورمیانه از منظر تاریخی، بیانگر اتحادهایی موقتی، سیال و معامله ای بوده است. واقعیت های حاکم بر نظام خاورمیانه غالباً تصویری از اتحادهای تاکتیکی را به نمایش می گذارد. بحران سوریه، از آغاز شعله ور شدن تا سقوط دولت بشار اسد، آزمونی جامع و روزآمد از ماهیت موقتی و مقطعی اتحادها در خاورمیانه را نشان می دهد. اسرائیل و ترکیه که در دوران دولت پیشین به ظاهر یک محور منطقه ای را برای تضعیف قدرت ایران و سرنگونی رژیم اسد شکل داده بودند، با سقوط رژیم در سال 2024 و به دلیل چشم اندازهای استراتژیک، جاه طلبی های متفاوت، الزامات سیاسی داخلی و محاسبات استراتژیک جدید، به محور تضاد و تقابل تبدیل شدند. هدف این مقاله، نمایش ماهیت تعارض آمیز منافع و ترجیحات ترکیه و اسرائیل در پرتو تحولات سوریه پسا اسد و تغییرات شکل گرفته در موازنه ژئوپلیتیکی منطقه است. سوال اصلی این است که چه عاملی ترکیه و اسرائیل را به سمت اتخاذ راهبردهای تعارض آمیز در سوریه پسا اسد سوق داده است؟ بر اساس فرضیه مطرح شده، تلاش ترکیه و اسرائیل برای تغییر موازنه قدرت در منطقه، ناشی از تغییرات ژئوپلیتیکی به وجود آمده از سقوط دولت بشار اسد، عامل اصلی در اتخاذ راهبردهای تعارض آمیز دو کشور در سوریه بوده است. یافته ها نشان می دهند که تغییرات ژئوپلیتیکی منطقه، اتخاذ راهبردهای متضادی را از سوی ترکیه و اسرائیل در سوریه به وجود آورده است که در دیدگاه های متضاد نسبت به ماهیت و شکل نظام سیاسی آینده، برخورد با اقلیت های سوری، حضور نظامی و رقابت های کریدوری خود را نشان می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان