سید هادی برهانی

سید هادی برهانی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۷ مورد از کل ۷ مورد.
۱.

سیاست خارجی جمهوری فدرال آلمان در قبال حزب الله لبنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۱
آلمان در سیاست جهانی به عنوان یکی از کشورهای موثر در اتحادیه اروپا نقش آفرینی می کند و به دلیل رشد اهمیت و قدرت آن در سطح منطقه ای و بین المللی، منافع این کشور در خاورمیانه و همچنین تهدیدات آن از این منطقه افزایش یافته و سبب شده تا این کشور حضور جدی تری در منطقه و تعامل با بازیگران مختلف آن داشته باشد. از سوی دیگر، اسرائیل همواره در سیاست خارجی آلمان جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. از این چشم انداز، کشور کوچک لبنان در سیاست خاورمیانه ای آلمان جایگاه برجسته ای می یابد. بزرگ ترین بحران های امنیتی اسرائیل در دهه های اخیر و در دوران پیشا ۷ اکتبر در مرزهای لبنان، به ویژه در سال های ۱۹۹۶ و ۲۰۰۶، رخ داده است. این درگیری ها، به ویژه جنگ ۲۰۰۶، ظرفیت حزب الله را به عنوان یک بازیگر غیردولتی با توانایی ایجاد بازدارندگی در برابر اسرائیل تثبیت کرده و واقعیت مزبور اهمیت لبنان و حزب الله را از چشم انداز سیاست خاورمیانه ای آلمان قوت بخشیده است. از منظر سیاست داخلی نیز حضور و گستره فعالیت حزب الله در آلمان مورد چالش قرار گرفته و به مجموعه ای از اقدامات دولت آلمان علیه فعالیت های آن در این کشور انجامیده است. لذا مطالعه منظم سیاست آلمان در قبال حزب الله حائز اهمیت پژوهشی است.براین اساس، مقاله حاضر به بررسی این پرسش می پردازد که «سیاست آلمان در قبال حزب الله لبنان در بازه زمانی ۱۹۸۲ تا ۲۰۲۴ چه تحولاتی را تجربه کرده و این تحولات تحت تأثیر کدام عوامل شکل گرفته است؟» در پاسخ به سوال مذکور، این فرضیه مطرح است که «سیاست آلمان در قبال حزب الله لبنان در طول دهه های گذشته تحت تاثیر عوامل هنجاری و هویتی درونی شده و عمیق، به تدریج از سیاستی محتاطانه و مداراجویانه به سوی سیاستی سخت و طردکننده میل نموده است». برای آزمون این فرضیه از نظریه سازه انگاری هویت و هنجارمحور و از روش تحلیل محتوای کیفی برای تحلیل داده های حاصل از ارزیابی اسناد رسمی و منابع مکتوب کتابخانه ای و اینترنتی استفاده شده است.
۲.

From One Gulf to Two Gulfs: Bridging the Persian-Arabian Divide in Palestine(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۰ تعداد دانلود : ۳۱۷
This analysis delves into the contentious issue of naming the Persian Gulf, asserting that the distinction between Arabian and Persian nomenclature extends beyond a simple dichotomy between two neighbouring Middle Eastern countries, Arabs and Persians. Instead, it represents a significant dispute that resonates throughout the entire Middle East. This study addresses two key questions: ‘Why is the Persian Gulf naming dispute considered a problem rather than a mere disagreement between the two sides of the Gulf?’ and ‘How can this problem be resolved?’ The research employs two qualitative methods: a descriptive analytical approach to answer the primary question and a policy-oriented approach to propose practical solutions for the secondary question. By going beyond analysis and contributing to policy formulation, the study seeks to inform public opinion and enable official stakeholders to effectively address the issue. The push to rename it the 'Arabian Gulf', led by Arabists, not only negatively impacts Arab-Iranian relations but also presents an unexpected opportunity for Israel to forge connections with the Arab world while advancing its de-Arabization agenda, particularly regarding Palestine. To address this problem, a novel solution is proposed, taking into account the historical, geographical, political, and strategic context of the issue. The solution advocates recognizing a distinct 'Arabian Gulf' in the Gulf of Aqaba, off the coast of Palestine, by reverting to its historical origin.
۳.

راهبرد امنیت ملی اسرائیل در مواجهه با تهدیدهای محیط پیرامونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۶ تعداد دانلود : ۶۸۷
وضعیت عدم قطعیت سبب شده است معمای امنیت همچنان عنصر ذاتی و بنیادین سیاست بینالملل بهشمار رود و بازیگران را در فضای تهدید و نوعی نظام ترس نسبت به اصل بقا و خودیاری خود نگه دارد. در طول بیش از هفتاد سال از عمر دولت اسرائیل شاهد بودهایم که اسرائیل با چالشهای راهبردی و امنیتی گوناگونی مواجه بوده است. همچنان نیز تهدیدهای جدی در سطح بالا علیه موجودیت این بازیگر وجود دارد. در این مقاله بهدنبال پاسخ این پرسش هستیم که ارزیابی اسرائیل از تهدیدهای چندوجهی چگونه است و در مرحله بعد چه پاسخهایی را برای این نوع از خطرها در نظر گرفته است. با توجه به واقعگرایی تدافعی این فرضیه را مطرح میکنیم که مسئله بقا و امنیت همچنان اساسیترین نگرانی راهبرد امنیت ملی اسرائیل است و با توجه به بیشینهشدن تهدیدهای ساختاری در سطح محیط پیرامونی بهدنبال آن است که مشکل امنیتی خود را با طراحی راهبرد نوین و کاهش تهدیدها تا اندازهای تخفیف دهد. نوآوری این پژوهش در شناسایی عوامل محرک راهبرد امنیت ملی اسرائیل از منظری غیرایدئولوژیک و از نگاه خود تحلیلگران اسرائیل است که بینشی را نسبت به پیشبینی و شناخت اقدامات اسرائیل در آینده فراهم میآورد. همچنین با توجه به روند تهدیدها از سطح متعارف به سطوح نامتعارف، یافتههای تحلیلی پژوهش تغییرات معناداری را در راهبرد کلاسیک امنیت ملی اسرائیل تبیین کرده است.
۴.

The Regional Context of Human Rights in the Middle East(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۰ تعداد دانلود : ۵۲۵
Human rights situation in the Middle East (ME) is a central concern in contemporary political as well as academic discourses. There is a considerable amount of literature on the subject, both academic and journalistic, in the Western world. A large part of that literature blames the ME in different ways for its ‘terrible’ conception and treatment of human rights norms. They typically, do not hesitate to contextualise it as ‘Middle Eastern’ phenomenon. It is fascinating, though, that such contextualization is proposed predominantly without a substantial and appropriate context analysis. In this article, a context analysis is conducted, adopting an Area Studies Approach to identify the major features of a Middle Eastern context where human rights norms experience the region’s realities. As a result, four particular items, Islam, oil, Islamic-Western relations, and Israel are proposed as the main factors that form the real context of human rights in the Middle East. This analysis demonstrates that the influential causes of human rights violations in the ME are from both internal and external sources. The internal sources are highlighted in the dominant works of the field. It is interesting, however, that these works largely ignore the external ones. The nature of external factors, Western or attached to Western treatment of the Middle East might reveal the real motivations behind such remarkable overlooking.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان