محمدعلی زنگنه اسدی

محمدعلی زنگنه اسدی

مدرک تحصیلی: دانشیار ژئومورفولوژی دانشگاه حکیم سبزواری

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۴ مورد از کل ۶۴ مورد.
۶۱.

ارتباط فعالیت های تکتونیکی و تأثیر آن در فرونشست زمین در حوضه ی آبریز دشت جوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۱۸۶
  فرونشست پدیده ای مورفولوژیکی است که تحت تأثیر حرکت فرو رو زمین پدید می آید. علت رخداد این پدیده ممکن است متأثر از عوامل طبیعی و انسانی باشد. در این پژوهش سعی شده است، فعالیت های تکتونیکی و تأثیر آن در فرونشست زمین در حوضه ی آبریز دشت جوین بررسی شود. جهت دستیابی به این امر از روش های کمی از جمله شاخص شکل حوضه (BS)، شاخص عدم تقارن حوضه ی زهکشی (F) شاخص تقارن توپوگرافی معکوس (T)، شاخص سینوسی جبهه کوهستان (J)، انتگرال هیپسومتری (Hi)، شاخص پهنای کف دره به ارتفاع آن (VF)، شاخص سینوسیته رودخانه (S) شاخص گرادیان طولی رودخانه (SL) استفاده گردید. همچنین با بهره از روش تداخل سنج راداری، سعی شد، ژئودوالیتی را در دشت جوین بیان کنیم. نتایج بدست آمده بر اساس شاخص ها AF,T,H,SMF,S,VF از لحاظ زمین ساختی فعال و شاخص SL در حالت نیمه فعال قرار دارد. فعالیت های تکتونیکی باعث کشیدگی دشت و نامتقارن شدن حوضه و عمیق شدن دره ها در محدوه ی مطالعاتی شده است. نتایج مربوط به تداخل سنج راداری نشان می دهد در بخش های که میزان بالاآمدگی بیشتر است؛ به موازات آن در دشت با فرونشست (با متوسط نرخ4/6 سانتی متر در سال) همراه است. همچنین دامنه ی فرونشست در راستای ارتفاعات به صورت شرقی-غربی می باشد و این دو را در ارتباط معناداری قرار داده است که تأییدی بر توسعه ی نظریه ی ژئودوالیتی در سطح حوضه می باشد. با توجه به مخاطرات ژئومورفیکی حوضه، لازم است در فعالیت های عمرانی و آمایش سرزمین، نقشه ی پهنه بندی خطر منطقه تهیه گردیده و بر مبنای آن اقدامات کنترلی، حفاظتی، پیشگیری و یا هشداردهندگی صورت پذیرد.
۶۲.

تعیین ویژگی های ژئومورفولوژی و کاربری اراضی کانون های برداشت گردوغبار (مطالعه ی موردی: خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۲۱۴
یکی از مهم ترین مخاطرات در نواحی با اقلیم خشک و نیمه خشک، پدیده ی گردوغبار است. وقوع این پدیده با خسارات جانی و مالی و طبیعی بسیاری همراه است. در این تحقیق به بررسی خصوصیات کاربری اراضی و ژئومورفولوژی کانون های برداشت گردوغبار  در استان خراسان رضوی پرداخته شد. در ابتدا با استفاده از شاخص های آشکارسازی گردوغبار بر روی تصاویر ماهواره ای مادیس، تعداد 65 کانون برداشت گردوغبار برای دوره ی آماری (2016-2005) شناسایی گردید. سپس نقشه ی واحدهای ژئومورفولوژی و کاربری اراضی منطقه تهیه گردید و کانون های برداشت گردوغبار بر روی این نقشه ها هم پوشانی داده شد. نتایج حاکی از آن است که از لحاظ ژئومورفولوژی 81 درصد کانون های گردوغبار در واحد دشت سر مشاهده شده است که حدود 5/71 درصد مساحت منطقه را دربر می گیرد. در دیگر چشم اندازهای ژئومورفولوژی، کانون های گردوغبار به ترتیب در واحد پلایا (7/ 10% در 5/17% مساحت) و کوهستان (6/4% در 14% مساحت) قرار گرفته اند. نتایج حاصل از بررسی کاربری اراضی نشان داد که بیش ترین تعداد کانون های برداشت گردوغبار در کاربری مراتع ضعیف (3/35%) و اراضی دیم (6/27%) رخ داده که حدود 3/35 درصد مساحت از کل منطقه را دربر گرفته اند. با محاسبه ی نرخ گردوغبار در سطوح مختلف مشخص شد که علاوه بر نوع ساختار ژئومورفولوژی و کاربری اراضی، ارتباط تنگاتنگی بین مساحت و تعداد کانون های برداشت گردوغبار هر واحد با نرخ انتشار گردوغبار وجود دارد.
۶۳.

محدودیّت ها و قابلیت های فرآیندهای ژئومورفیک در توسعه و برنامه ریزی شهر خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۸۴
ویژگی های ژئومورفیک و توپوگرافیک یک مکان جغرافیایی نه تنها در پراکندگی و یا تجمع فعالیت های انسانی مؤثر است، بلکه در نهایت یکی از عوامل مؤثر در شکل و سیمای فیزیکی ساخت های فضایی نیز به-شمار می آید. به علاوه برنامه ریزی های زیربنایی شهر به دور از تأثیرات شرایط توپوگرافی نبوده ونیست، زیرا توپوگرافی محل و جهت گیری ناهمواری ها در مسائلی نظیر ساخت وساز شهری و یا در ارگانیسم جابه جایی جمعیت شهر و غیره نقش انکارناپذیری دارد. بنابراین مهم ترین هدف از انجام این پژوهش بررسی تأثیر فرآیندهای ژئومورفیک در مکان گزینی و توسعه شهرخرم آباد بوده است. برای ارزیابی و اولویت گذاری مناطق جهت توسعه و سکونت از مدل تاپسیس استفاده شد. در این روش ابتدا لزوم طبقه بندی مناطق ضرورت پیدا می کند. برای این منظور روش تحلیل سیستم های ارضی به کار گرفته شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که روش تاپسیس کارایی بالایی در اولویت گذاری و رتبه بندی مناطق جهت سکونت دارد. به گونه ای که منطقه فلوویال یا رودخانه ای توانست رتبه اول را به خود اختصاص دهد و واحد ارضی تپه های کمالوند در شمال منطقه (B)، دشت های میان کوهی (C)، تپه های جنوب منطقه (B1)، واحدهای دامنه ای (D)، واحد پلویال یا دشت سیلابی (P) و کوه های اطراف (A) به ترتیب اولویت های بعدی را برای توسعه و سکونت شهری کسب کردند. در ادامه فرآیند تاپسیس براساس روش اقلیدسی و منطق فازی مشخص شد که خطرات احتمالی (D) بیشترین تأثیرگذاری را در اولویت بندی مناطق جهت سکونت و توسعه شهر داشته و معیارهای سطح آب زیرزمینی (P)، دسترسی به نرون های منطقه (R)، همواری و ناهمواری (N) و در نهایت شیب (Ø) به ترتیب در اولویت های بعدی قرار می گیرند.
۶۴.

پهنه بندی سیلاب در منطقه نیمه خشک طبس با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۰
هدف: هدف از پژوهش حاضر شناسایی مناطق مستعد سیل خیز در منطقه نیمه خشک طبس با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین لجستیک درختی (LT)، (K-SVM) خطی و نزدیک ترین همسایه (KNN) است تا مهم ترین عوامل مؤثر در سیل خیزی منطقه شناسایی و مورد بررسی قرارگیرد. روش و داده: ابتدا 288 نقطه سیلابی از منابع سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری استان خراسان جنوبی گردآوری شده است. در گام دوم داده ها به دو بخش تقسیم شدند: 70 درصد جهت آموزش و توسعه مدل و 30 درصد جهت اعتبارسنجی. سپس 12 عامل کلیدی در ارزیابی پتانسیل سیلاب مورد بررسی قرار گرفت و دقت الگوریتم ها با استفاده از شاخص های آماری مختلف ارزیابی شد. یافته ها: نقشه های پهنه بندی سیل نشان می دهند که در الگوریتم LT، مناطق شمالی و غربی با خطر سیل خیزی زیاد (%43) و نواحی غربی و جنوبی با خطر خیلی زیاد (%36) مواجه هستند. در مقابل، الگوریتم K-SVM نشان می دهد که قسمت های مرکزی، غربی و جنوبی منطقه در معرض سیل خیزی زیاد (%59) قرار دارند، در حالی که نواحی شرقی، شمالی و مرکزی خطر سیل خیزی خیلی زیاد (%41) را نشان می دهند. در الگوریتم KNN نیز نواحی شمالی، شرقی و مرکزی با خطر سیل خیزی زیاد (%38) و مناطق شمال غربی، غربی و مرکزی با خطر سیل خیزی خیلی زیاد (%27) قرار گرفته است که ناشی از تغییرات کاربری اراضی، به ویژه در مناطقی است که فاقد پوشش گیاهی هستند که باعث افزایش رواناب می شود و خطر سیلاب را تشدید می کند. نتیجه گیری: نقشه های پهنه بندی سیلاب نشان می دهند که مناطق پرخطر در نزدیکی آبراهه ها قرار دارند جایی که جریان آب های زیرسطحی باعث تشکیل جبهه های رطوبتی می شود. این امر مقاومت خاک را کاهش داده و احتمال وقوع سیل خیزی را افزایش می دهد. عوامل هیدرولوژیکی مانند شاخص های مرتبط با سیل خیزی ، مناطق غربی، مرکزی، شمال و شمال غرب و جنوب شرق را به عنوان مناطق سیل خیز اصلی معرفی می کنند نوآوری، کاربرد نتایج: استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین در پژوهش حاضر نوآوری های قابل توجهی را به همراه دارد. این رویکرد نه تنها دقت پیش بینی ها را افزایش می دهد، بلکه امکان استفاده از داده های چندمنظوره و شناسایی الگوهای پیچیده را فراهم می کند. نتایج حاصل از این رویکرد، در مدیریت سیلاب و حفظ سلامت اکوسیستم های آبی تأثیرگذار خواهد بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان