علی اشرفی

علی اشرفی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۲ مورد از کل ۲۲ مورد.
۲۱.

شناسایی و اولویت بندی عوامل سیاسی- اقتصادی مؤثر بر چالش های قومیتی بلوچ در درون جغرافیای سیاسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۵
ایران کشوری با فرهنگ های متنوع از جمله بلوچ، کرد، آذری، فارس و عرب است که بسیاری از این قومیت ها در مناطق مرزی واقع شده و ارتباط فضایی با جمعیت های هم مرز دارند. این شرایط باعث ایجاد زمینه های مضاعف بحران زایی شده است. قوم بلوچ، یکی از اقوام ایرانی، در طول یک قرن گذشته چالش های گسترده ای با حکومت مرکزی داشته که باعث رشد اندیشه های واگرایانه در این گروه شده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و نمونه گیری هدفمند از جامعه آماری متخصصان دانشگاهی آشنا به مسائل سیاسی و اقتصادی بلوچ، با هدف کاربردی، به بررسی عوامل مؤثر اقتصادی و سیاسی در واگرایی قوم بلوچ پرداخته است. نتایج نشان داد که در عوامل سیاسی، پنج مؤلفه شامل: نگرش حکومت نسبت به قوم بلوچ، موقعیت جغرافیایی مرزی آنان، شیوه سازمان دهی سیاسی کشور (حکومت یکپارچه و متمرکز)، تفاوت ایدئولوژی سیاسی و مذهبی حاکم با قوم بلوچ، و نوع نظام سیاسی حاکم بیشترین تأثیر را بر واگرایی این قوم دارند. همچنین در بعد اقتصادی، پنج عامل شامل: میزان درآمد قوم بلوچ در مقایسه با سایر شهروندان، کم توجهی به منطقه موردمطالعه در اقتصاد کلان، میزان دسترسی به امکانات و خدمات، گسترش فقر در میان قوم بلوچ نسبت به جمعیت های فرامرزی، و شاخص های توسعه و فقر انسانی تأثیرگذارترین عوامل بر واگرایی شناخته شدند. این یافته ها اهمیت بررسی عمیق شرایط سیاسی و اقتصادی اقوام مرزی ایران را تأکید می کند.
۲۲.

دانش بومی رنگرزی با رویکرد اقتصادمحور در صنعت فرش دستباف نواحی روستایی: مطالعه موردی درخش و روستاهای پیرامون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۴
صنعت فرش دستباف در روستاهای استان خراسان جنوبی، بازتاب دهنده بخشی ارزشمند از میراث فرهنگی و دانش بومی مرتبط با رنگرزی طبیعی است؛ دانشی که در پی گسترش استفاده از رنگ های شیمیایی و تغییرات ناشی از تحولات سبک زندگی، به تدریج در معرض فراموشی و زوال قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی، ثبت و مستندسازی بقایای این دانش در روستاهای درخش، سرخنگ و رجنوک و با تأکید بر ضرورت حفظ آن در شرایط کاهش تعداد رنگرزان سنتی انجام شده است. چارچوب نظری تحقیق بر سه محور اصلی استوار است: نخست، نظریه انتقال بین نسلی که بر نقش آموزش عملی و تجربی در انتقال دانش بومی تأکید دارد؛ دوم، نظریه پایداری فرهنگی که ابعاد اقتصادی و فرهنگی دانش سنتی را در تداوم هویت جوامع محلی مورد توجه قرار می دهد؛ و سوم، نظریه حفاظت زیست محیطی که مزایا و کارکردهای رنگ های طبیعی را در مقایسه با رنگ های شیمیایی برجسته می سازد. همچنین، بررسی پیشینه پژوهش نشان می دهد که این دانش بومی تحت تأثیر تحولات اجتماعی، اقتصادی و فناورانه، در آستانه نابودی قرار گرفته است. این پژوهش با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه ای انجام شده است. جامعه مورد مطالعه شامل ۳۰ نفر از رنگرزان سنتی، کشاورزان و سالمندان ساکن در سه روستای مورد بررسی بود که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته، مشاهده مستقیم فرایندها و بررسی نمونه های قدیمی فرش صورت گرفت. یافته های تحقیق نشان می دهد که در گذشته از ۲۶ نوع رنگ طبیعی با ثبات و ماندگاری بالا، عمدتاً حاصل از منابع گیاهی نظیر پوست گردو، برگ تاغ و ریشه روناس، در فرایند رنگرزی استفاده می شده است. علاوه بر این، تفاوت هایی در شیوه ها، ابزارها و فنون رنگرزی میان روستاهای مورد مطالعه مشاهده شد که بیانگر تنوع محلی در کاربرد این دانش بومی است. به طور کلی، نتایج پژوهش حاکی از آن است که دانش سنتی رنگرزی طبیعی، نمونه ای از یک نظام بومی هوشمند، سازگار با محیط زیست و مبتنی بر اصول پایداری بوده که امروزه در مسیر زوال تدریجی قرار دارد. ازاین رو، اتخاذ راهکارهایی همچون مستندسازی جامع، انتقال دانش به نسل جوان، حمایت از آموزش های بومی و احیای بازار محصولات مبتنی بر رنگ های طبیعی، برای صیانت از این میراث ارزشمند ضروری است؛ زیرا این دانش افزون بر ارزش فرهنگی، می تواند به عنوان الگویی مؤثر در تحقق توسعه پایدار روستایی مورد توجه قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان