آموزش عالی معرف نوع خاصی از سرمایه گذاری در منابع انسانی است که با فراهم آوردن امکان ارتقا دانش، مهارت و نگرشهای نوین به توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه کمک می کند. آموزش عالی نه تنها موجب ترویج دانش می شود، بلکه پیشرفت های تحقیقاتی، تکنولوژیکی و علمی را نیز به وجود می آورد و از این رو ارزیابی کارایی و رشد بهره وری واحد های متولی این امر نیز از جمله مباحث بسیار مهمی است که امروزه جایگاهی ویژه در بررسی های اقتصادی و اجتماعی کسب نموده است. به موجب قانون برنامه چهارم توسعه کشور، پیش بینی می شود بهره وری کل عوامل (TFP) در کل اقتصاد ایران سالانه 2.5 درصد رشد کند. این امر مستلزم شناسایی عوامل موثر بر رشد بهره وری کل عوامل می باشد که در بند الف ماده 5 این قانون برای تمام دستگاه های اجرایی ملی و استانی تکلیف شده است. در این مقاله، به منظور پوشش اهداف مذکور، با استفاده از تلفیق تکنیک تحلیل پوشش داده ها (DEA) و شاخص ترنکوئیست، تغییرات بهره وری کل عوامل آموزش عالی دولتی ایران طی دوره زمانی 84-1375 و همچنین نقش تغییرات کارایی و تغییرات تکنولوژیکی در این تغییرات مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های این تحقیق حکایت از آن دارد که عمده تغییرات بهره وری کل عوامل، به سبب تغییرات در تکنولوژی بوده است و تغیرات کارایی سهم کمتری نسبت به تغییرات تکنولوژی، در تنزل رشد TFP داشته است.
خودارزیابی سازمانی ابزاری است که می تواند برای شناسایی و بهبود رقابت پذیری سازمان مورد استفاده قرار گیرد. مدل های تعالی و از جمله مدل EFQM به عنوان یک دسته از این روش ها استفاده زیادی در خود ارزیابی پیدا کرده اند. از آن جا که عملکرد قسمت توانمندساز مدل بر روی شاخص های نتایج تاثیرگذارند و از طرف دیگر بازخورد تغییرات نتایج بر روی بهبود توانمندسازها موثر است، لذا لازم است این حلقه رفت و برگشتی با استفاده از یک مدل دینامیکی مورد مطالعه قرار گیرد.علی رغم پژوهشهای متعدد در زمینه مدل EFQM، در رابطه با به کارگیری سیستم های دینامیکی جهت افزایش کارایی این مدل مطلبی در ادبیات موضوع مشاهده نشده است. لذا در این مقاله بهبود مدل EFQM از دیدگاه سیستمی مورد بحث قرار گرفته و نشان داده می شود چگونه با ایجاد و اجرای مدل دینامیکی، می توان از میان سیاست های قابل استفاده در سازمان، سیاست های موثرتر را برگزید.